داستان انتر و لوطی در فرقه مجاهدین، کدام بام ، کدام جهان؟

داستان انتر و لوطی در فرقه مجاهدین، کدام بام ، کدام جهان؟

… تناقض سر تا پای دستگاه را فرا گرفته است و کوس رسواییشان از بام به زیر افتاده و طنین رسوایی آنان به گوش جهانیان می رسد و تعفن عملکردشان هر روز بیشتر مشام مردم را می آزارد و مصداق این مثل هستند، از اینجا رانده (مردم) و از آنجا مانده( ایدئولوژی و …). اینها در منجلاب فساد و در حال … 

لینک به منبع

داستان انتر و لوطی در فرقه مجاهدین، کدام بام ، کدام جهان؟


 عبدالرحمان محمدیان

کسانی که اثر زیبای زنده یاد چوبک (انتری که لوطی اش مرده بود) راخوانده اند حتما تصویری از آن در ذهنشان مانده است. ماجرای مخمل، بوزینه ای که صاحبش می میرد ،زنجیر را پاره و احساس رهایی می کند پس با این احساس می خواهد بدنبال زندگی جدیدی برود، به طبیعت پناه می برد و بقیه ماجرا؛ اول آن چوپان یعنی موجود زمینی و بعد مار که زیر و عقاب که از آسمان می آید، تحولات, حوادث، مصائب و تحولات روحی او و …بعد این مصائب یاد لوطیش می افتد که چگونه هوای او را داشت و مثلا او را به سایر لوطی ها برای جفت گیری با بوزینه های آنان قرض می داد به سوی لوطی اش برمی گردد و کنار جسد او دراز می کشد …دنیا برای او همان لوطی و هیبت و ظاهر اوست و شاید اشتباه کرده  که فکر کرده بود دنیا جور دیگری و صورت دیگری هم دارد.
حالا وقتی به مریم قجر…و عملکرد او نگاه می کنیم یاد ان داستان می افتیم البته ان داستان در قالبی سمبلیک نوشته شده و خارج از اختلافات زمانی و هر چیزدیگر، شباهتی جالب توجه وجود دارد. با این ضرب المثل معروف که ِ؛میمون هر چه زشت تر بازیش بیشتر!
حالا هم فرقه مجاهدین از مردم بریده و طرد شده اند و اعتقادات و خرافه های انچنانی هم« که سالها پشت آن مخفی می شدند » حتی روی نیروهای به اصطلاح معتقدشان بی اثر است ، تناقض سر تا پای دستگاه را فرا گرفته است و کوس رسواییشان از بام به زیر افتاده و طنین رسوایی آنان به گوش جهانیان می رسد و تعفن عملکردشان هر روز بیشتر مشام مردم را می آزارد و مصداق این مثل هستند، ازاینجا رانده (مردم) و از آنجا مانده( ایدئولوژی و …).
اینها در منجلاب فساد و در حال سقوط شتابان هنوز هم نیمه جانی دارند و البته تا بخواهی وقاحت، مدعی هستند و به نیرو های هنوز اسیرشان می گویند و تلقین می کنند که بر بام جهان ایستاده اند!
کدام بام و کدام جهان ؟ معلوم نیست و البته قرار هم نیست کسی بداند و اگر کسی هم بپرسد جیغشان بلند می شود اگر سئوال کننده در درون باشد و واقعا بخواهد بداند که واویلا سریع شروع می کنند که این حرفت بو داره و این حرف دشمن است و…و اگر بیرونی و بیرون از مناسبات آنان باشدبازهم ترفندشان آماده است که آی مزدور؛ آی فلان و آی بهمان، امابهر حال باید به آنها گفت اون بامی که بر آن ایستاده اید سست است و البته برای شما سخت بی بنیاد و مواظب باشید از آن بالا می افتید و هزار پاره می شوید.!!!
ما نمیدانیم که لوطی واقعا مرده یا نه، باید خود انتر بگوید اما در هر حال و در عالم واقع و بطور اجتماعی و سیاسی در حد یک میت است، او که برای مریم خانم همان لوطی دنیا است و همه عالم در او خلاصه می شود مرده اش هم که در این وضعیت آشفته و نا بسامان خاصیت بیشتری دارد، برای افراد از دنیا بی خبرو البته مسخ شده و مطیع او را از لاهوت تا ناسوت می برد از او بتی می سازد و بقیه را به طواف او وامی دارد ومی چرخاند (حالا هر کس جرات دارد نچرخد).
این تشکیلات فاسد در حال فرو پاشی است، سرفصلی هم که گفته بود چند روز دیگر تمام و باز دروغشان بیشترآشکار می شود مگر از قول اونکه معلوم نیست که مرده و یا در سوراخی خزیده که لابد در وقت موعود ظهور کند (آخه این عنتر مدعی بود که او حجت ووارث زمین و…است)اعلام نکرده بودند که رژیم تا قبل از ۲۱ بهمن سرنگون و ۴۰سالیگیش را جشن نخواهد گرفت، به افراد گفته بود تا این زمان بمانید اگر سرنگون نشد بعد هرکس خواست برود. (البته چند وقت پیش که فهمیده بودنداین دروغ برایشان قیمت خواهد داشت وافراد زیادی منتظراین سرفصل برای جدا شدن هستند بازهم دروغی و فریبی تازه ساز کردند و دوسال دیگر آن را  تمدید کردند).
از روزی که سازمان مجاهدین به فرمان مسعود سازمان مریم نامیده شد و به همه هم گفته شد هر کس نمی خواهد برود و اگر کسی صدایش در می آمد چنین و چنانش می کردند یعنی کاری به سر او می آوردند که عبرت دیگران شود« مثل بقول خودشان فرمانده فتح الله »دیگر این سازمان تبدیل به محمل و وسیله ای در دست این زوج شد و هرروز بیشتر و بیشتر از مردم فاصله و همه توان و انرژی افراد صرف حفظ جان این زوج و اهداف شخصی انان و میلیونها دلار پول حلال خرج هوسهاو میهمانی ها و مهمانان آنچنانی شد.ولی بشهادت تاریخ و خصوصا در عصر ارتباطات، که در طرفه العین هرخبرومطلب جهانی می شود این فریب و دروغ دیگر بی اثرو مردم هم به ماهیت ضد مردمی اینان پی برده اند، زمان فروپاشیاین جماعت نزدیک است، جماعتی که اسمشان مترادف دروغ و فریب و دجالیت است و در تاریخ ایران هم با همین صفات از انان یاد خواهد شد ، امدادو کمک رسانی از ما بهتران هم دیگر راه چاره نیست کسی که از خلق ببرد ودست به دامن بیگانگان شود سرنوشتی جز این هم نخواهد داشت.
در قضیه تحولات اجتماعی و سیاسی نقش نیروهای بین المللی و هم جهت را نمی شود نادیده گرفت اما این یک بحث است و خیانت و بازیچه قدرتهای بیگانه شدن حرف دیگری است. استفاده از نیروهای مکمل و تسریع کننده امری عاقلانه و منطقی است اما خودفروشی و دم قدرتهای بزرگ شدن خیانت است و ننگ آنرا با هیچ آبی نمی توان شست.