رجوی وعضدانلو به نیروی زخمی خود هم رحم نمیکنند

رجوی وعضدانلو به نیروی زخمی خود هم رحم نمیکنند

علی شیرزاد

 گفت از بالا گفتند رژیم منطقه را محاصره کرده باید سریع عقب بکشیم به او گفتم منکه یک ساعته درحال دیده بانی هستم هیچ آثاری از نیروی رژیم نیست اگر بمونه یا خونریزی او را میکشه یا اینکه نیروهای رژیم که درتعقیب او هستند رسیده و او را با خود میبرند و عاقبتش معلوم است گفت خیر باید برگردیم دستوره ….

لینک به منبع

رجوی وعضدانلو به نیروی زخمی خود هم رحم نمیکنند

یکی ازدوستانم مدتی بود بهم ریخته بود بخودم گفتم حتما مثل من مشگل تشکیلاتی دارد وبمن هم ربطی نداردکه وارد مسائل ومشکلات او بشوم ولی بعد مدتی دیدم بدترشده به اوگفتم مشکلات تو بمن ربطی ندارد وهرکس دردرون تشکیلات مشکلاتی دارد خود منهم دارم ولی تو روزبروز بهم ریخته ترواینطورکه می بینم بعد مدتی دکوراژه میشی میتونم کمکت کنم اگرمایل هستی واشکالی ندارد بگو مشگل چیه اگرهم که نمیخواهی رک بگو ما که باهم تعارف نداریم شروع به صحبت کرد

سوال کرد فلانی را میشناسی گفتم نه فقط اسمش را شنیدم وهرگز هم اوراندیدم ومیدونم که برای ماموریت به داخل اعزام ورژیم هم اورا دستگیر واعدام کرده است که چند وقت پیش هم درمزاربرایش با حضورتعداد زیادی عراقی مراسم گرفتند گفت پس گوش بده داستان او را تا بفهمی چرا اینقدر ناراحتم او ازایران که امد اورا اماده کردند برای عملیات داخله ما اورا بداخل ایران برده ونزدیک اولین شهرفرستادیم رفت وقراربرگشت و محل ملاقات راهم برایش مشخص کردیم رفت وما درزمان تعیین شده به محل رفتیم ودرانجا متوجه شدیم که با نیروهای رژیم درگیرو زخمی شده ونتوانسته خود را به محل قراربرساند کمی صبرکردیم نگو او درچند متری قرارایستاده ونمیتونه خودشو بما برسونه ولی من که جلوتردرحال دیده بانی بودم صدای اورا شنیدم که فریاد میزد من اینجا هستم درپایین پای شما وصدای صحبت شما رامیشنوم به فرمانده ام گفتم برویم بیاوریمش درچند متری ماست جواب داد اگربخواهیم پایین برویم باید با بالا هماهنگ کنم تماس گرفت و داستان را گفت و بمن گفت ازبالا گفتند رژیم منطقه رامحاصره کرده باید سریع عقب بکشیم به او گفتم منکه یک ساعته درحال دیده بانی هستم هیچ اثاری از نیروی رژیم نیست اگربمونه یا خونریزی اورا میکشه یا اینکه نیروهای رژیم که درتعقیب او هستند رسیده واو را باخود میبرند وعاقبتش معلوم است گفت خیرباید برگردیم دستوره بهش گفتم برادرمن تو فرمانده صحنه هستی ومیتونی براساس شرایط صحنه تصمیم بگیری اگرهم میگویند رژیم منطقه را محاصره کرده شما بروید دوسه دقیقه بعد او را روی کولم میاندازم و بشما میرسم اینجا هیچ خبری نیست که جواب داد دستورازبالاست کسی نمیتونه بره برگردید وما برگشتیم رژیم او را دستگیرشکنجه واعدامش کرد حالا سازمان امده با کلی تبلیغات برعلیه رژیم ودعوت ازعراقیها وهماهنگی با امریکایی ها در مزاربرای او مراسم گرفته واورا شهید واستفاده تبلیغاتی میکند درصورتی که خودش اورا کشت وبه کشتن داد دو رویی و ناراستی سازمان مرا دیوانه کرده ودلیل بهم ریختگیم این است راستش بنده غیرازسکوت هیچ چیزی نداشتم به اوبگویم وچند دقیقه بعد ودلداری جداشده ورفتم . برای رجوی وعضدانلو چیزی که برایشون مهم نبود ،جون نیروها بود واگاهانه وعمدا با شیوه های مختلف انها را بکشتن میداد و برسرقبریا عکس انها مرثیه میخوند میهمانی میداد خودرا پیش عراقی ها باشیادی عاشق نیروهای خودش نشان میداد وهرکس هم حرفی میزد مثل الان میگفت هیس روضه بهم میخورد این سوالها واین شکها کار وزارت اطلاعات وشعبه سپاه پاسداران است بیائید خود رابخوانید که کجاها با رهبری شکاف دارید ویکسویه نیستید ومثل کلپاسه به پروپای رهبری می پیچید ونمیگذارید خط پیش برود واینطوری دهان ملت رامی بست شکرخدا که ماها جداشدیم ودیگرنمیتواند باهیچ دروغ ودغل وفریب ودجالیت دهان ماها راببندد وما هم ظلم وستمی که برملت روا داشته ودستان خون الودش راافشا میکنیم