دپوی افراد سالمند فرقه رجوی در آلبانی جبر تاریخیست

دپوی افراد سالمند فرقه رجوی در آلبانی جبر تاریخیست

 بر فرض محال اگر این نیروها بیش از ۷۵ سال عمر کنند این نیرو به دلیل فرسوده بودن و عدم تخصص در امر تولید در سن بازنشستگی هستند و چاره ای نیست بجز دپو شدن در یک مکان دور و بکر و چه بهتر اینکه این نیروها در یک مکان بکر و دور از محیط و اجتماع باشند و بی دلیل نیست این فرقه … 

دپوی سالمندان مجاهد خلق فرقه رجوی در کمپ آلبانی و انتظار برای مرگچند نکته از ما، قضاوت از شما. به مناسبت مرگ محمد سیدی کاشانی

لینک به منبع

دپوی افراد سالمند فرقه رجوی در آلبانی جبر تاریخیست چون این افراد دیگر بهدرد پیاده نظام و حتی گوشت دم توپ هم نمیخورند

پرونده تمام سیاه , سی ساله حضورخائنانه  فرقه رجوی در عراق که با استقبال صدام حسین از مسعود رجوی بعد از اخراج مسعود رجوی از فرانسه به استناد تروریستی که دیگر دولت فرانسه قادر به حمایت از یک سرکرده تروریست نداشت فراز و نشیب های زیادی از پیاده نظام وجاسوسی برای صدام حسین  تا ناپدید شدن مسعود رجوی پس از حمله آمریکا به عراق و انتقال مجاهدین به کمپ لیبرتی و تیرانا داشت .در طول ۸ سال  جنگ، عملاً فرقه رجوی به عنوان یک ارتش مجهزپیاده نظام  صدام حسین، کمک شایانی را در ابعاد جاسوسی و عملیاتی برای رژیم بعثی عراق انجام می داد، ارتش منافقین مجهز به تانک های سبک تی ۵۵ و نفربرهای پر سرعت بی ام پی وان و کاسکاول  و خودروهای تویوتا و با استفاده از سیستم شنود وفارسی زبان بودند  توانسته بودند بخشی از ضعف های ارتش عراق را در مقابله با نیروهای  ایران جبران نمایند، نیروهای این فرقه در حمله به شهر مهران شعار “امروز مهران فردا تهران” را سر می دادند و سرمست و خرامان از این پیروزیها خود را یگانه آلتراناتیو میخواندند , تصور و تحلیل رأس این فرقه یعنی  مسعود رجوی این بود که میتواند سوار برتانکها ونفربرهای اهدائی صدام حسین بدون برخورد با هیچگونه مقاومتی خود را به تهران برساند و جشن پیروزی را در میدان آزادی برگزار کند . اما از بد حادثه و بنا بر تدابیری ایران  قطنامه ۵۹۸ سازمان ملل را پذیرفت این فرقه که زائیده جنگ ایران و عراق بود آچمز از استراتژی جنگ آزادیبخش نوین خود بجای اینکه واقعیت را پذیرفته و خاک عراق را ترک کند بر باطل خود پا فشرد به امید این آرزو که شاید روزی دوباره صدام حسین سر جنگ با ایران را باز کند با سقوط صدام حسین و  ناپدید شدن مسعود رجوی اثبات شد که تحلیل مسعود رجوی سرابی بیش نبوده است و نقش این فرقه بعنوان پیاده نظام اجنبی پایان یافت .ازابتدای سال ۲۰۰۹ و پس از مشخص شدن خروج نیروهای امریکایی از عراق مسئولیت کلیه پایگاه های تحت حفاظت نیروهای امریکایی ازجمله اردوگاه مخوف اشرف دراختیار دولت وارتش عراق قرارگرفت  و دولت عراق به سران فرقه رجوی در مورد تخلیه اشرف و خروج از عراق هشدار دادو در گفتگوی مستقیم آقای موفق الربیعی مشاور امنیت دولت عراق دراروگاه اشرف با مسئولین این فرقه به آنها گوشزد میشود که باید از عراق خارج شوند  و دولت عراق این گروه را به رسمیت نمی شناسد اما فرقه رجوی که نمیتوانست این نیروها را در جای دیگر به خدمت بگیرد بدلیل مناسبات کثیف و غیر اخلاقی با نیروها و شکنجه جسمی و روحی این نیروها تصمیم میگیرد در مقابل خواست قانونی دولت عراق مقاومت کند و از این نیروها بعنوان گوشت دم توپ برای مظلوم نمائی استفاده کند .درسال ۲۰۰۹ دولت عراق از طریق نماینده یونامی به اطلاع سران فرقه رجوی رساند که تصمیم دارد درراستای حاکمیت سرزمین خود درکمپ اشرف پاسگاه پلیس ایجاد نماید  سران فرقه رجوی بااین تصمیم به مخالفت برخواسته  وبا ایجاد دیوارهای گوشتی وخوابیدن جلوی خودروهای عراقی مانع این اقدام گردند  سرانجام پس از چندساعت درگیری نیروهای عراقی وارد اردوگاه گردیده ومستقر شدند حاصل این تصمیم سران فرقه رجوی  تعدادی کشته ومجروح و دستگیری تعداد از نیروهای فرقه رجوی بود از نیروهای عراقی هم تعدادی مجروح گردیدند درسال ۲۰۱۱ دولت عراق از طریق نماینده یونامی به سران فرقه رجوی اطلاع داد که دراجرای احکام دادگاه های عراق باید زمین های مزروعی شمال قرارگاه را ترک وتحویل دهند   گفتگوها دراین مورد باز به دلیل عدم پذیرش سران فرقه بی نتیجه ماند و فرقه رجوی مجددا درمقابل این تصمیم ایستاد درنتیجه ایجاد درگیری توسط فرقه رجوی  تعدادی کشته ومجروح شدند  این درگیرها  و استفاده از نیروها بعنوان گوشت دم توپ بارها و بارها در مقاطع مختلف تکرار شد و حاصل آن صدها کشته و صدها مجروح و معلول از نیروهای این فرقه و دولت قانونی عراق  بود تنها خواسته این فرقه از این همه خونریزی  ,گوشت دم توپ قرار دادن نیروها و مظلوم نمائی بود تا اینکه به ناچار مجبور به ترک خاک عراق و اقامت در آلبانی و تیرانا شدند .اکثر نیروهای این فرقه در هنگام اعزام به عراق در محدوده سنی بین بیست تا پنجاه سال بودند و سال تاسیس آرتش آزادیبخش سی خرداد ۱۳۶۶ است از آنزمان حدود ۳۱ سال گذشته است و میانگین سنی  این نیروها بین ۵۰ تا ۷۵ تا ۸۰ سال است بر فرض محال اگر این نیروها بیش از ۷۵ سال عمر کنند این نیرو به دلیل فرسوده بودن و عدم تخصص در امر تولید در سن بازنشستگی هستند و چاره ای نیست بجز دپو شدن در یک مکان دور و بکر و چه بهتر اینکه این نیروها در یک مکان بکر و دور از محیط و اجتماع باشند و بی دلیل نیست این فرقه این اردوگاه را در منطقه ای میان پایتخت کشور آلبانی ( تیرانا ) و شهر ساحلی دورس انتخاب کرده است . نهایتا دپو شدن این افراد به نفع جامعه و جهان است افراد شستشوی مغزی شده تا روزیکه به خود نیامده باشند مثل یک بمب ساعتی هستند.

میر باقر صداقی