از کوزه همان تراود که در اوست

از کوزه همان تراود که در اوست

aliآقای پرویز خزائی! اگرما یکبار ندامت کردیم تو دو بارانجام دادی. یکی وقتی سفیر حاکمیت دینی بودی وی کی هم الان که سفیر رجوی هستی …. واقعیت این است که آقا قبلا زیر پرچم و عبای انقلاب اسلامی با سس ولایت فقیه و ولایت الله سینه و…. الان زیر علم و ردا و لچک اسلام انقلابی و رهبرعقیدتی رجوی سینه میزند از شورایی حرف میزند که فقط دوع ضو دارد یکی خزایی وی کی هم مهدی سامع که  … 

لینک به منبع

از کوزه همان تراود که در اوست

مقاله ای خواندم از پرویز خزایی سفیر سابق حاکمیت دینی در کشورهای اسکاندیناوی که در دهه شصت در خدمت بود . لر شامورتی باز کنونی در آن مقاله به اصلاح طلبان قلابی حمله کرده که بنده موافقم ولی در جای دیگر مقاله گفته کسانی که چهار پنجم خود را در مقاومت گذرانده اند الان برای یک پنجم باقیمانده عمر در برابر ولی فقیه ابراز ندامت کرده و از گذشته خود ابراز پشیمانی میکنند منظورش جداشده ها ازرجوی هستند

اولا باید به این حراف شارلاتان شامورتی جادو جنبلی گفت زیاد دور برندار و درحد خودت حرف بزن زیرا حرفهای گنده تر از دهان، دهانت را جر میدهددوما نباید فراموش کند که درزمانی که ما در خیابونها چماق و قفل و زنجیر امت حزب الله دستمال یا حسین و حزب فقط حزب الله به پیشانی بسته را میخوردیم و هر روز آش و لاش میشدیم، که الان بعد ۳۹ سال بنده درد قفل و زنجیری که برکتفم فرود آوردند را هنوز میکشم و تحمل میکنم طوری که شبها نمیگذارد بخوابم، تو مشغول رفع و رجوع و توجیه قوانین اسلامی همین کارهای امت حزب الله دراسکاندیناوی و کشورهای اروپایی بودی.زمانی که بر پیشانی زنان ایرانی بخاطر حجاب پونز فرو میکردند و صورتشون اسید میپاشیدند و به آنها تجاوز میکردند تو مشغول رفع و رجوع بودی. زمانی که به پسران کم سن و سال توسط ناصرسیاه ها و عبدالله پیامها درباغها و خونه های تیمی تجاوز میشد تو آنها را بعنوان کار انقلابی در اروپا جا میانداختی.حالا چی شده ما در حال ندامت برای یک پنجم عمرخود هستیم و تو دنبال اسلام انقلابی هستی؟ واقعیت این است که آقا قبلا زیر پرچم و عبای انقلاب اسلامی با سس ولایت فقیه و ولایت الله سینه واحسینا و وا زینبا و وا امکلثوما میزد الان زیرعلم وردا ولچک اسلام انقلابی و رهبرعقیدتی سینه میزند و ازشورایی حرف میزند که فقط دوع ضو دارد یکی خزایی وی کی هم مهدی سامع که از ترس مرگ شبانه در کردستان عراق از دست دوستانش فرار و به رجوی پناه آورد. غافل از اینکه فرار را قبلا رجوی درسال ۶۰ انجام وب ه سامع آموخته بود در مواقع خطر چطوری فرارکند و بقیه اعضای شورا همان نیروهای تشکیلاتی و فرماندهان رجوی هستند. از کدام شورا حرف میزنی؟ بگذارید به خزاـی بگویم دیگرب رای ما لغز انقلاب و انقلابی گری نخون آن که روی درخت میبینی ما قبلا بعنوان قناری رنگش کردیم و فروختیم و تو آن قناری را روی شاخه می بینی قناری نیست ، گنجشکه. حال بگو کی برای یک پنجم عمرش ندامت میکند ما یا تو؟ اگر ما یکبار ندامت کردیم تو دوب ارانجام دادی یکی وقتی سفیر حاکمیت دینی بودی و یکی هم الان که سفیر رجوی هستی. لازم بیاد آوریست بنده هیچ توقعی ندارم زیرا که از قدیم گفته اند از کوزه همان طراود که در اوست و این حرفهای تو تراوش ماهیت و هویت کوزه گونه توست که هر چند وقت یکبارشروع به تراوش و بیرون ریختن درون مایه اش می باشد . در پایان باید گفت جداشده ها بد جوری تار و پود رجوی را بهم ریخته و کاسه کوزه اش را سرش شکستند که تو را بمیدان میفرستد تا با نوشتن بر علیه آنها به محلهای سوزش مرهم بگذاری. ولی اولا این مرحم گذاری ها دردی را دوا نمیکند و از شدت سوزش کم نمیکند و دوما برای تو هم نان و نوایی ندارد بلکه باعث میشود ما نان دانی تو را گل بگیریم. سوال آخر: اگر جیره و مواجبی که ماهانه رحوی سه هزار یور می دهد که چهار بار امضا می گیرند را قطع کنند از گرسنگی نمی میری؟؟؟