اسیر جنگی، ننگ یا افتخار؟

اسیر جنگی، ننگ یا افتخار؟

 

اینها از وطن بریده و سر در قفای بیگانه و دمب دشمن شده اند. فرقه بی وطن و بریده از خلق رجوی و مریم قجر افراد را می خواهند با این مارک انگار که مارک ننگینی است مثلا افشاکنند اینان نه اینکه خود از وطن و خلق جدا و نسبت به این مفاهیم کاملا طبیعی بیگانه اند، نمی دانند که در نزد خلق این کلمه مقدس و مورد

 

لینک به منبع

 اسیر جنگی، ننگ یا افتخار؟

غلام علی میرزایی نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلق در آلبانی

بی شک در فرهنگ همه ملت ها موضوعات و واژه هایی هستند که اگر نگوییم مقدس هستند اما کمتر از آن هم نیستند و بی توجهی به آنها با هر بهانه و دست آویزی مذموم و از طرف هر کس یا کسانی باشد توهین ملی و از جانب غاطبه ملت مورد نکوهش واقع و ملت آنرا بر نمی تابد و فرد یا افراد خاطی پاسخ مناسب و مقتضی را از جانب ملت دریافت خواهد کرد و چه بسا طرد کند.

اسیر جنگی یکی از همین کلمات و القاب است اگر چه اسیر جنگی در ساده ترین مفهوم و بدون هیچ لف و دورانی که در مورد چیزهای دیگر می شودحائز و نیاز به تعبیر و تفسیر و حتی اثبات دارد، اثبات شده است وبه کسی اطلاق می شود که در جنگ بوده ومیشود آنراعام کردو به هرکس که در جنگی اسیر شد اسیر جنگی گفت و عام کرد اما در موارد مشخص و جنگهای ملی که تجاوزی به کشوری صورت گرفته باشد عموما این شامل سربازان و مدافعین از کشور و حدود و ثغور وطن می شود، خصوصا که در میدان و جنگ مشخص بوده و عموم ملت هم نسبت به آن و چگونگی آن واقف هستند و البته حافظه ملی راهم که نمی شود نادیده گرفت.

به اعتراف دوست و دشمن، عراق در سال ۵۹ ایران را مورد تجاوز قرار داد، ـ خاطره و تلخی های این تجاوز در اذهان ملت ایران هنوز زنده است ـ و ارتش و فرزندان ایران برای دفاع سر از پا نمی شناختند.

اسیران جنگی در جنگ ایران و عراق از این جمله اند این افراد هر کس که بوده اند همگی در جبهه و برای دفاع از وطن آمده بودند، برای همین هم ملت در بازگشت آنان را بااستقبال گرم پذیرا و ارج نهاد، البته تعدادی از این اسرا بوسیله سازمان رجوی اسیر شدند که در مفهوم و معنی هیچ تفاوتی ندارد و چه بسا اینان که بوسیله سازمانی که بنیابت از بیگانه به خاکشان حمله و اسیر شده بودند قرب و عزت بیشتری هم داشته و دارند. مگر اینکه کسی پیدا شودو بگوید تجاوزی صورت نگرفته و متجاوزی هم در کار نبوده است.

شایداین سخنان برای افراد و گروه های بی وطن و وطن فروش چندان خوشایند نباشد، چرا که از وطن بریده و سر در قفای بیگانه و دمب دشمن شده اند. اما واقعیت را که نمی شود کتمان کرد و هرکس که کتمان کند ملعون وطن و تاریخ خواهد شد. حالا هم فرقه بی وطن و بریده از خلق رجوی و مریم قجر افراد را می خواهند با این مارک انگار که مارک ننگینی است مثلا افشاکنند اینان نه اینکه خود از وطن و خلق جدا و نسبت به این مفاهیم کاملا طبیعی بیگانه اند، نمی دانند که در نزد خلق این کلمه مقدس و مورد احترام است آخر این بیچارگان بی تقصرند چراکه مدتهاس رابطه ای حتی در مینیمم بین آنان ومردم وجود ندارد که بفهمند مردم (خلق) به چیز معتقدو نسبت به چه چیزی دافعه دارند و البته برای جبران این کمبود به امامزاده امپیریالیزم دخیل بسته اند شاید که گره ای از کلاف سر درگم آنان بگشاید و حداقل آنها راهم به بازی بگیرد تا از تک و تا نیفتند و هنوز هم در سالنهای بسته، هل من مبارز طلبیده و احساس کنند که هنوز هستند و نفس می کشند.

با تشکر