جمعه, 26 آبان 1396

آخرین بروز رسانی: 08:50:22 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: انتشارات کتاب شقایق های زخمی

شقایق های زخمی

کتاب شقایق های زخمی به سرگذشت تلخ کودکانی می پردازد که با داشتن پدر و مادر توسط رهبران فرقه مجاهدین خلق به عنوان یتیم در اردوگاه هایی دور از والدینشان نگهداری می شدند تا روزی در خدمت اهداف فرقه قرار گیرند.

 

کتاب شقایق های زخمی به سرگذشت تلخ کودکانی می پردازد که با داشتن پدر و مادر توسط رهبران فرقه مجاهدین خلق به عنوان یتیم در اردوگاه هایی دور از والدینشان نگهداری می شدند تا روزی در خدمت اهداف فرقه قرار گیرند.

والدین آنها کسانی بودند که عمرشان را در راه اهداف جاه طلبانه فرقه از دست داده بودند. اما این برای فرقه کافی نبود. فرزندان آنها باید علاوه بر آموزه های فرقه ای مجاهدین خلق، به عنوان یتیم و کودکان بی سرپرست برای مجاهدین خلق درآمدزایی می کردند.

رهبران فرقه مجاهدین خلق با سوء استفاده از این کودکان بی نوا، موسسه های خیریه در کشورهای اروپایی درست کرده و به انتشار تصاویر این کودکان به عنوان افراد بی سرپرست، دست به پول شویی های بزرگی زدند.

کتاب شقایق های زخمی سرگذشت همین کودکان است.

در مقدمه این کتاب می خوانیم:

نوشتن سخت بود، چرا این که می دیدم، دشنه ای حلقومی رامی فشارد و اگر دست روی دست بگذارم و ننویسم ، عنقریب، دیگر چیزی از من و قلمم باقی نمی ماند و اگر روزی دوباره بتوانم بنویسم، نوشتن، فقط به خاطر " نوشتن" خواهد بود و نه به خاطر تکفیر آن دشنه ای که بر حلقومی نشست است. صادقانه اعتراف کنم؛ طی دوازده سال اخیر، هر آن چه نوشتم، که آن باز نوشتن برای من بسا سنگین تر از سنگینی زمینی بود که بر دوشم تحمل می کردم. همه نوشته هایم، مساوی است با " شقایق های زخمی" و باز هم؛ صادقانه تر اعتراف کنم؛ همه کتاب حاضر که طی سه ماه اخیر نوشتم و زان سبب بار رنج و محنتی که تحمل کرده ام، دقیقاً مساوی است با دو گفت و گوی آخر کتاب، آن جا که شقایق ها خود از زخم شان می گویند. در این را حاضر بودم، دهها مقاله و چندین کتاب بنویسم ،ولیکن مسئولیت و انجام دو گفت و گوی آخر را نپذیرم و زخم های مزمن شقایق ها را نبینم و زخمنامه شان را نشنوم، اگر که داستان زندگی و پیکار ما، داستان رفاقت و یا عداوت " داس و شقایق" نبود!

نویسنده: مخدی خوشحال

انتشارات: کانون آوار