جمعه, 03 آذر 1396

آخرین بروز رسانی: 11:21:59 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: فریادآزادی آیندگان خاطره ای از منوچهر هزارخانی و پسرش در کمپ های صدام حسین و رجوی

خاطره ای از منوچهر هزارخانی و پسرش در کمپ های صدام حسین و رجوی

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

 Nader Naderi 2

…  در همین حین آقای هزار خانی آمد سرکشی از آقا زاده بکند که بچه ها به ایشان گفتن آقای هزار خانی پسرتان دوست داره اینجا بیاید بماند  و بیآید ارتش آزادی بخش  حالا توجه کنید که خرفت کیه هزار خانی در جواب این حرف بچه ها  گفت  مگر عقلش کم است یا دیوانه است  بعد پسرش گفت مدتی می مانم دوباره ایشان با غیض گفت مگر مغز خر خوردی. نمی دانم آیا لازم به توضیح است یا نه …

لینک به منبع

خاطره ای از منوچهر هزارخانی و پسرش در کمپ های صدام حسین و رجوی

آزاد ساختن آن هایی که درون خود هنوز برده هستند نتیجه ای جز توحش و آشوب ندارد

بگذارید یک خاطره از آقای عضو استیجاری شورا خرفت الدوله آقای هزار خانی یا شاید بهتر باشد ایشان را هزار تو خطاب کرد در سال های که در عراق بودیم و برای اثبات تابلو های خیالی رجوی در نزدیک مرزهای ایران در شهر جلولا یا همان قرارگاه انزلی مستقر بودیم شب همه را خواستن همه رفتیم سالن بعد هم با آب تاب گفتن که فردا شورائی ها می آیند و امیر آرام هم تازه به شورا پیوسته بود می آید کلی سفارش و آماده باش تشکیلاتی که مراقب باشید که مثلا فلانی با هیچ کس از مهمانها تماس نگیرد و……. بگذریم وسفارش که فردا آزاد است هر طور خواستید برقصید و..

البته همه خوشحال که یک سری آدم جدید از خارج آمده را می بینند بعد هم از کارهای روزانه شاق هم بهر حال فارغ هستیم

بهر حال آقایان تشریف آوردن برنامه ها اجرا شد بعد هم پاچه خواری هم از دو طرف رد بدل شد بعد نوبت بقول معروف و اصطلاح سازمانی کله پزی بود دست بر قضا پسر آقای هزار خانی هم همراه ایشان آمده بود برای تجویز پزشک برای دوش آفتاب خوب در حین کله پزی ها آقازاده که عاشق هفت تیر کشی بود بعد هم کله پزی تاثیرش را گذاشته بود گفت خیلی دلم می خواهد من هم اینجا بمانم با شما بیایم عملیات و کلی هم تعریف از خود …..

در همین حین آقای هزار خانی آمد سرکشی از آقا زاده بکند که بچه ها به ایشان گفتن آقای هزار خانی پسرتان دوست داره اینجا بیاید بماند و بیآید ارتش آزادی بخش حالا توجه کنید که خرفت کیه هزار خانی در جواب این حرف بچه ها گفت مگر عقلش کم است یا دیوانه است بعد پسرش گفت مدتی می مانم دوباره ایشان با غیض گفت مگر مغز خر خوردی

نمی دانم آیا لازم به توضیح است یا نه

تازه این حرف را زمانی زده که بیش از ۲۰ سال می گذرد یعنی در سن سالی  بودن ایشان که نمی شود مارک خرفتی زد اما ایشان در آن زمان این مرض را داشتند حالا دیگر چه انتظاری دارید

کسی که عضو شورا است و بارها در مصاحبه هایش و نوشته هایش از فدا و صداقت رزمنده های ارتش داد سخن داده و…. آیا در آن شرایط بین رزمنده های ارتش آیا جایش بود که آنطور بگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

لازم بتوضیح است حرفهای هزار خانی باعث مسئله دار شدن بچه ها شد که آن موقع سازمان برای آرام کردن فضا اتهام خرفت بودن را به او