چهارشنبه, 22 آذر 1396

آخرین بروز رسانی: 08:58:34 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: اخبار مقالات اوردن اسیران جنگ ایران وعراق به اشرف

اوردن اسیران جنگ ایران وعراق به اشرف

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF
علی شیزاد

....خلاصه اش این بود اگه اسیران جنگی را بیاورید فاتحه سازمان مجاهدین خونده شده ومناسبات به فساد وتباهی کشیده خواهد شد وازاینها برای سازمان نیروی جنگی که درنمی اید هیچ بلکه انرژی همه ماها راهم باخودشون میبرند . درجواب گفته شد ما شما راصدا زدیم که درجریان باشید تصمیم گرفته شده . رهبری خودش بهترازهرکسی میدونه چکارکنه ما نظرشما رانمیخواهیم . گفتم پس چرا به نشست اوردید وچرا میگویید نظرتون چیه خب توسط فرماندهان میگفتید اسیران جنگی می ایند ....

                                  اوردن اسیران جنگ ایران وعراق به اشرف

درسال۶۸اقای رجوی به چند دلیل تصمیم گرفت با دولت عراق وارد مذاکره واسیرانی را که خودشون مایل بودند رابه اشرف بیاورد.

اول: تموم شدن جنگ :جنگ زمینه فکری وسیاسی ومشروعیت امدن به عراق رافراهم میکرد حالا که جنگ نیست امدن به عراق نامشروع شده بود ودیگرکسی حاضر نبود بیاید

دوم : اتش بس وبسته شدن راه اوردن نیرواز داخل ایران ، صدام دیگراجازه ورود نیروی جدید ایرانی را نمیداد .چون دنبال مذاکره بود نیروی خارج کشوری وهوادارهم که نمی ا مد عمرش را دربیابانهای عراق وفشارها تلف کند .

سوم : چشم اندازسرنگونی ازبین رفته بود ودیگرامکان تهاجم جبهه ای وجود نداشت. رکود برای سالیان حاکم شده بود .

چهارم : رفسنجانی امده وبازی میانه روی ونزدیکی به غرب شروع شد . برای خودش مشروعیت بین المللی خریده وهمه چیز را بگردن خمینی انداخته وجهانی را باخودش برده . سیاست مماشات شروع ومجاهدین ادم بده شده بودند این فضا امکان امدن نیروی جدید را ازبین برده بود

پنحم: دوسوم مجاهدین درجنگ کشته شده بودند . نیروی کمی دراشرف بود ودولت عراق بهایی برای ان بعد شکست درفروغ قائل نبود زیرا اون دیدگاه کلاسیک نظامی داشت

چطوری می شد اینهایی که گفتم راجبران کرد اوردن نیروی جدید انهم درحجم انبوه که فقط ازاسیران جنگی میشداین میزان نیرو را بدست اورد

دراین شرایط یک روز بما افراد قدیمی گفتند بیایید نشست. رفتیم وانجا بحث اوردن اسیران جنگی رامطرح وبرای اولین بارشنیدم شش نفرمخالفت کردیم پنج نفر رسما گفتد اگه اسیران جنگی رابیاورید ما میرویم ورفتند دنبال زندگی خودشون اما بنده ازاین حرفها نزدم ودلیل اوردم ( دراین مقاله وارد دلایل نیمشوم چون درست نیست ) خلاصه اش این بود اگه اسیران جنگی را بیاورید فاتحه سازمان مجاهدین خونده شده ومناسبات به فساد وتباهی کشیده خواهد شد وازاینها برای سازمان نیروی جنگی که درنمی اید هیچ بلکه انرژی همه ماها راهم باخودشون میبرند . درجواب گفته شد ما شما راصدا زدیم که درجریان باشید تصمیم گرفته شده . رهبری خودش بهترازهرکسی میدونه چکارکنه ما نظرشما رانمیخواهیم . گفتم پس چرا به نشست اوردید وچرا میگویید نظرتون چیه خب توسط فرماندهان میگفتید اسیران جنگی می ایند . اسیران را اوردند وازسازمان مجاهدین سابق هیچ چیزی غیر ازیک اسم نموند . انهایی که بودند میدونند چی میگویم گرچه اگر کسی مدعی باشد ان رابازخواهم کرد انهایی که بنده دیده وشاهد یا درجریانش هستم حداقل 20 مقاله میشود اگر کامل بنویسم که کتاب قطوری را خواهیم داشت

دراینجا خوب است به اوردن نیروی جدید که فرزندان خودشون بود هم اشاره کنم . بهشون میگفتند میلیشیا ! عین قبلی تکرار شد وبنده مخالفت کرده وعلاوه بردلایلم تجربه اسیران جنگی راهم یاداوری کردم . گفتند تواپوزیسیون رهبری وسازمان نشد .ایا می شود یک تصمیم گرفته شود وتومخالف نباشی ؟ همه چیزتوزیرعلامت سوال است ! ومعلوم نیست اینجا چکارمیکنی ؟! راستش را اگه بخواهید چون بچه های خودشون بودند حرفهایم بدجوری سوزاند وبعد ها چیزهایی که دیدند وخوندند وشنیدند . هزاربرابربیشترازحرفهای بنده مسوُلین سازمان را سوزاند درنتیجه ادمی فکرمیکرد درخیابونهای شهرقدم میزنه وزندگی میکنه وچیزی بنام سازمان وارتش ونیروی انقلابی رنگ باخته وازیادها رفته است. برای بنده بعنوان نیروی قدیمی که بیش از سه دهه عمرم راصرف وفدای ان کرده بودم بسیار دردناک وکشنده بود . همیشه بخاطراین دومخالفت زیرتیغ بودم وتا تقی به توقی میخورد میگفتند تو تناقض اوردن نیروی جدید راهرگز حل نکردی ، ضدیت ودشمنی بارهبری میکنی . اخرین بار تحریک کردن نفرات بر علیه من واحتمالا کتک زدن بنده پیش اسیران جنگی ومیلیشیاها درنشست از این مسله اب خورد . گفتند ببینید این علی شیرزاد ازروزاول مخالف اوردن شما به سازمان بود هنوز هم هست وبا انقلابی شدن ونجات شما ازجامعه وفسادهای ان ضدیت دارد .هیچ وقت هم اشتباه خودش را نپذیرفته وکماکان روی اشتباه خودش پافشاری میکند. همه که میدونستن حرفهایم درست بوده وهست اینگونه سم پاشی وزهرپراکنی وخنجر زدنها به بنده اثری نمیکرد . کسی رابرعلیه بنده نمیشوراند وفقط خودرا رسوا میکردند . بنده هم درنشستهای مسولین وبا گزارش جواب میدادم خب اگر راست میگویید ازروزاول دلیل میاوردید . هیچ دلیلی بردرستی این دو تصمیم ندارید واگر میخواهید گرچه بیشترازمن میدونید میتوانم هزارفاکت ونمونه بردرستی حرفهای روز اول وفهم درستم بیاورم . انهایی باید اشتباهات رابپذیرند وجوابگوی ان باشند که ما انها رابه خطرات واینده اشنا کردیم . ولی درخود خواهی ونخوت وتکبر نپذیرفتند وفکرکردند که سازمان یعنی خودشون درصورتی که سازمان ماییم . ان رابه هزاربدبختی وشکنجه وقطعه قطعه شدن وصرف روح وروان چند دهه ، عمرودارونداربه اینجا رسوندیم ، ولی یه عده ان رابخود منتسب ومصادره کردند و میکنند. بله واقعیت اینها بود که سالیان گفتیم ونوشتیم وخودراکشتیم ولی مرده که روح نداشت وحالا هم خواهان جوابم جواب درستی حرفها واشتباهات یه عده دیدید درست میگفتم وشمایان درعالم هپروت وکودکانه خود سیر میکردید. نگفتم وننوشتم که شمایان کوتوله های سیاسی هستید دیدید هستید که دراینده کوتوله ها را بیشترخواهیم شناخت.....ادامه دارد

علی شیرزاد: اروپا