چهارشنبه, 22 آذر 1396

آخرین بروز رسانی: 08:58:34 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: مجاهدین نقدو بررسی برخورد دوگانه باتروریسم توسط مجاهدین ( فرقه رجوی )

برخورد دوگانه باتروریسم توسط مجاهدین ( فرقه رجوی )

علی شیزاد

ازاین همه سقوط اخلاقی ورشد فرهنک چاله میدانی درسازمان درتعجب وحیرت بودم تا زمانی که السیسی کودتا راشروع کرد ودست به قلع وقمع طرفداران مرسی زد نمیدانید چه شوروهیجانی اقایون را دربرگرفته بود وبا دم ناداشته بجای شکستن گردو درخت گردو را قطع میکردند وهیچ کدامشان هم ازنظرسیاسی قدرت دیدن دوسانتیمترجلوی خود رانداشتندفقط ازبالا حرفی زده میشد اقایون بوزینه واربالای منابررفته وطوطی وارهمان حرفها راتکرارودرپایین منابرعنترواربه دراوردن ادا وادوارشورای رهبری خود مشغول میشدند . ....

  برخورد دوگانه باتروریسم توسط مجاهدین ( فرقه رجوی )

دراین مقاله میخواهم اول به دیدگاه مجاهدین دررابطه با کشورمصرودولتهای ان بپردازم وبعد نحوه برخوردانها باتروریسم درجهان راکمی بررسی کنم تا مشخص شود ایا درست است ؟ واقعا هدف محکومیت تروریسم است ؟ یا استفاده سیاسی وابزاری ازان میشود

اززمانی که مجاهدین وارد عراق شدند رابطه سیاسی مجاهدین با دولت وقت مصریعنی حسنی مبارک برقرارشد که دراینجا وارد دلایل ان نمیشوم چون درمحدوده این مقاله نمیگنجد ولی دلیل اصلی همان دشمن دشمن من دوست من است شکل گرفت وقتی بهارعربی درتونس شروع شد بنده ودوستانم بحثهایی بین خودمون داشتیم که کشوربعدی کجاست گفتیم بعدی مصراست این صحبت بگوش فرمانده هان رسیده بود یقه مراگرفته وگفتند توگفته ای درمصرقیام وانقلاب میشود گفتم مگه شک دارید بنده معتقدم نوبت بعدی مصراست واگرفکرمیکنید حسنی مبارک جان سالم بدرخواهد برد فکراشتباهیست خلاصه بهارعربی مصررادرنوردید ودولت سرنگون شد واخوانی ها بقدرت رسیدند دراینجا یقه مراگرفته وگفتند به ارزوی خود رسیدی بنیادگرای خمینی صفت بقدرت رسید گفتم مصرهیچ ربطی بمن نداره وهیچ علاقه ایهم ندارم که وارد موضوعات مصروکشورهای دیگربشوم بنده فقط اینده مصررابیان کردم دوما مردم مصرخود انتخاب کرده اند که اخوانی ها درقدرت باشند چه ربطی بما دارد که بخواهیم وارد ان بشویم اگه مردم نخواستن تجربه قبلی دارندبلند شده ومرسی را سرنگون کنند ما چرادراینجا سروکله خودمون بزنیم وبحث تموم شد تازمانی که السیسی بعنوان وزیردفاع انتخاب شد یهو دیدم که تبلیغات گران وبلندگوها شروع به صحبت ودفاع از السیسی واینکه ادم ملی وضد بنیادگراست کردند برایم کاملا مشخص بود که برنامه ای هست وعربستان درپشت ان است ومی خواهد کودتایی کند ورهبران مجاهدین ازان خبردارند که بی مقدمه شروع به اینگونه صحبتها وتحلیلها کردند انهم توسط افراد شناخته شده وهمزمان ووسیع هرجا مینشستیم صحبت ازالسیسی بود بنده هیچ موضعی نگرفتم ومیدونستم اینها دنبال گزک میگردند ومیخواهند یقه مرابگیرند اگه ازمرسی حرف میزدم بعنوان مدافع او یقه مرا میگرفتند اگه ازالسیسی مثل انها حمایت میکردم عملا هم جبهه با انها شده ودردام خط وخطوط عربستان میافتادم بنده که طرفدارهیچ کدام نبودم وهیچ کاری با کشورهای دیگه نداشتم وفقط درحد تاثیرات ان روی ایران وسازمان مجاهدین که عضوش بودم بررسی ووارد میشدم مگه اینکه پا رابیش ازحد وغیرقابل تحمل درکفشم میکردند این بود که سکوت اختیارکردم وهرچقدربلندگوها میخواستند مرابه حرف وموضع گیری وادارکنند موفق نمیشدند درحدی که انواع فحشها وحرفهای رکیک وچاله میدانی به مرسی میدادند وبنده ازاین همه سقوط اخلاقی ورشد فرهنک چاله میدانی درسازمان درتعجب وحیرت بودم تا زمانی که السیسی کودتا راشروع کرد ودست به قلع وقمع طرفداران مرسی زد نمیدانید چه شوروهیجانی اقایون را دربرگرفته بود وبا دم ناداشته بجای شکستن گردو درخت گردو را قطع میکردند وهیچ کدامشان هم ازنظرسیاسی قدرت دیدن دوسانتیمترجلوی خود رانداشتندفقط ازبالا حرفی زده میشد اقایون بوزینه واربالای منابررفته وطوطی وارهمان حرفها راتکرارودرپایین منابرعنترواربه دراوردن ادا وادوارشورای رهبری خود مشغول میشدند . روزگارگذشت تا اینکه دوستی داشتم که درظاهردوست ودرپشت ادم هرحرفی راقبل ازانجام هرکاری میرفت وگزارش به بالا میکرد امده وپیش بنده نشست وازاین طرف صحبت ودرنهایت بحث رابه داستان مصرکشوند عمل اوازدوحالت خارج نبود

یک : یا ازبالا بهش گفته بودند که بیاید وببیند حرف بنده چیست ودلیل سکوت کشنده بنده برای سازمان مجاهدین چه دلایلی دارد چون ازسکوت خیلی بدشون میامد ومیگفتند مثل زنبوربگو وبنویس وزوزولی سکوت نکنید چون سکوت راتوهین بزرگی بخود میدانستند بنده هم باسکوت خیلی وقتها بجنگ روحی میرفتم

دوم:خودش اومده تا برود وگزارش نوشته وخودی نشان بدهد وبرای خودش ارج وقربی بپا کند چون این عمل زشت خیلی رواج داشت وافراد بخاطرخود دیگران راباانواع گزارشهای دروغ وراست زیرپا له میکردند بنده هم خیلی ازمواقع توسط همین افراد حرفهایم رابگوشهای کر وبسته میرسوندم تاوقت گزارش نویسی نگذارم ومسئولین هم نمیتوانستند حرفی بزنند ویقه گیری کنند چون نیروی خود رالومیدادند وبنده هم درارامش بودم ودرگیریها رابااین شیوه ازخودم دورمیکردم

بهش گفتم پس گوش بده ببین حرف بنده چیست

اولا بنده فقط باکشورخودم کاردارم حرف رهبری ست وهیچ کس نمیتواند اشکالی به ان بگیرد

دوما اگه منافع سازمان رامیخواهی برای ما حسنی مبارک بهتربود گرچه بنده اورادیکتاتورمیدانستم ولی به عنوان سد درمقابل خمینی برای ما کارایی داشت که ازدست دادیم

سوما: مرسی اخوانی ونزدیک به قطروترکیه است وبیشترگرایش به حماس دارد وقصدش هم جداکردن حماس ازایران بود گرچه بنیادگرا بود ولی منافعش با دولت ایران درتضاد بودودرنهایت حکومت بنیادگرای سنی ایجاد ودریک جا بخاطرحفظ منافع با دولت ایران کنارامده ومنافع همدیگررادرنظرگرفته وتقسیم منافع میکردند مثل جهان غرب با انواع اختلافات ولی خیلی جاها منافع انها رابهم نزدیک وازجنگ جلوگیری میکرد که همین عمل باعث ارامش وامنیت نسبی برای منطقه ازتروریسم میشد وتامدتی جنگهای منطقه ای مثل افغانستان وعراق وسوریه ازبین میرفت واین راهم درنظربگیرکه همینها دردرون کشورخود شیره ملت خود را میکشیدند که درنهایت ملتها قیام وانها راکنارمیزدند

چهارم: السیسی وابسته به عربستان است واین کودتا بدون کوچکترین شکی توسط عربستان وامریکا حمایت میشود کارکردهرکدوم ازاین دوکشوردرمنطقه جلوی چشمان ماست منطقه درحال نابودیست وتروریسم سرتاپای وجودش راگرفته که ازان اطلاع داری بدلیل عملکرد همین امریکا وعربستان والسیسی طولی نخواهد کشید که تروریسم درمصر دست به عمل زده وزندگی مردم را به ویرانی خواهد کشوند تروریسم درتقدیرش است وفرد وابسته نمیتواند ملی باشد

پنجم:بدلایلی که خلاصه گفتم بنده نه دلخوشی ازمرسی دارم ونه السیسی وازهیچ کدام حمایت نمیکنم چون انراخطای سیاسی میدانم که جبهه ما را بسمت دیگری میکشد که شایسته ما نیست

اینها محورهای مهم بحث ما بود مدتی گذشت وسیسی اخوانی هاراکاملاسرکوب ورهبران ان رادستگیروکمی ارامش مصرراگرفت یک روزیکی ازچماقداران که چند ویژگی برجسته داشت یکی خیلی احمق بود یکی ادم بد دهن وچماقداردبشی بود که همیشه کارش دراشرف فحش وناسزا وسنگ زدن بخانواده ها بود یکی هم خیلی فضول وجاسوس حرفه ای بود بیست وچهارساعته چشماش درحال چرخش به اطراف وجمع کردن اطلاعات ودادن گزارش بود درحدی که اگه لیوان اب رابادست چپ میگرفتی مینوشت لیوان رادردست چپ گرفته بود واین عمل او شک برانگیزاست خلاصه برای خودش جانوری بودویکی هم ازسرتاپای وجودش کینه ونفرت میبارید و روح وروان ادمی دراو دیده نمیشد ودریک جمله مجاهد تمام عیاربود

درسالن ایستاده ودرحال چای خوردن بودم امده وگفت یه عده کارشون مخالفت با ادمهای ملی کشورهاست بنده هم که مدتها منتظربودم تااین اقا روسرجای خودش بنشانم وحدوحدودش رابهش یاداوری کنم وگوش سازمان مجاهدین راهم بکشم جواب دادم ضدیت باملی گراهای کشورهای دیگربد است ولی دفاع ازعرعرستان وتروریسم خوب است وشروع کردم به بالازدن استینهای پیراهنم دوستش که دید حرف گنده ای زدم ودرحال بالازدن استینهای خود هستم فهمید که قصدم این است که اگرحرف اضافه ترزد صورتش راداغون کنم بلافاصله دست اوراگرفته به بهانه اینکه بیا باید بریم دنبال کارمون اوراازسالن خارج کرد

موضوع مصرراباحاشیه ها ونقطه نظرات سیاسی بطورخلاصه نوشتم تابدونید موضع مجاهدین ازاول درباره مصرچی بود وازکی دفاع ودرکدام جبهه بود وهم جبهه ای سازمان مجاهدین ازسال 66 با عربستان راهم قبلا نوشتم حالا میرویم سراغ دلیل نوشتن این مقاله

درمصرتروریسم مسجدی را منفجرومردم رابگلوله بسته وطبق اخرین خبرها تا الان 305 نفرکشته وتعدادی هم زخمی شدند سازمان مجاهدین اطلاعیه رسمی داده وان رامحکوم کردند این عمل انها راانسانی میدانم وخواهان محکوم کردن همه جوانب تروریسم درهمه جای جهان ازطرف مجاهدین هستم نه اینکه درهرجا جبهه عربستان ضربه خورد محکوم کنم ولی هرجا جبهه عربستان وامریکا وکشورهای حاشیه خلیج فارس جنایت کردند سکوت کنم سوال بنده این است بما بگویید

جنایات عربستان دریمن وسوریه وعراق وحمایت انها ازداعش والنصره وسایرتروریستها ؛ تروریسم هست ؟ اگه هست چرادرعرض هفت سال یکبارمحکوم نکردی ؟

ایا زنان وکودکان کشورهای یادشده انسان هستند یانه ؟ اگه هستند چرا درسکوتی ؟ ونمک روی زخمهاشون میپاشید؟

ایا انسانها باهم فرق دارند ؟ وتوهم نژاد پرستی که کشتارتعدادی راضد انسانی وضد اسلامی میدانی ودربرابرکشتارعده ای دیگرهیچ عکس العملی نداری؟

ایا ازنظرتو کشتارملتهایی که عربستان باحمایت کشورهای غربی انجام میدهد اسلامیست ؟گرچه بنده به حقوق انسانها معتقد وازان دفاع میکنم وکاری با نژاد وزبان وقوم وملیت انها ندارم وهرگونه عمل تروریسم وایجاد رعب وحشت درکشورهای دیگروکشورخودم را محکوم میکنم ومخالف ان هستم ودرمخالفت نوشته ومینویسم ولی درنوشتارشمایان این چیزها رانمی بینم

چراداعش به تهران حمله وتعدادی ازهموطنان ما راکشت وزخمی کرد محکوم نکردی وتوسط هواداران خود ان را کاررژیم ایران دانستی اگه کارایران بود بیشترمیبایست محکوم میکردی نه اینکه تماما سکوت کنی همین سکوت مجاهدین دلیل خیلی روشنی ست که عربستان پشت ان است

مردم بدانید هرچیزی که مجاهدین محکوم نمیکنند ویا سکوتند ان کار کارهم جبهه های او یعنی اربابانش عربستان وامریکاست

کارداعش درمصرتروریسم وضد اسلامیست چون اخلال درجبهه اربابان اقاست ولی درکشورهای دیگرکه اربابان اقا دست دارندوباعث وبانی ان بوده وتوسط مزدوران اربابان انجام میشود انسانی واسلامیست کار ارتش ازاد وانقلابیون عشایر وارتش ملی ست

این جانب تروریسم توسط هرکس درهرجای جهان که باشد را محکوم وانرا عملی ضد انسانی وضد حقوق ملتها میدانم وخواهان برخوردتمام عیاراقتصادی؛ سایبری ؛نظامی وسیاسی توسط جامعه بین الملل هستم وارزوی ان را دارم که انها ازهرنظرتحریم ومحاصره ونابود شوند نه ملتها

سازمان مجاهدین هم بداند که اینگونه مواضع ماهیت پنهان اورا اشکاروسیاستها وزدوبندهای پنهانش را بهتربرای مردم ایران روشن میکند

ودرپایان سوالی مطرح میکنم که ایا فکرنمیکنید عملهای تروریستی درمصرکارهمین عربستان باشد تا گوش السیسی راهم بکشد چون هرجا اوباسیاستهای عربستان مخالفت میکند بمبی درمصرمنفجرمیشود بخصوص اینکه جدیدا دولت مصرحرفهای مثبتی ازسوریه زد وبین فلسطینیان اشتی برقرارکرد که بنفع عربستان نبود ودرکنفرانس عربی هم مصرجلوی خواسته عربستان که گنجاندن عمل نظامی برعلیه ایران بود ایستاد ونگذاشت تصویب شود دیدیم دوروز پیش تروریسم کارخودش راکرد ومردم بیگناه رابخاک وخون کشید اگه این سوال وشک درست باشد کلاه گشادی هم سرمجاهدین گذاشته میشود

علی شیرزاد:اروپا 05/12/2017