سه شنبه, 01 آبان 1397

آخرین بروز رسانی: 08:34:57 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: اخبار مقالات اشرف 3 اذعان به شکست ایدئولوژیک ازطرف خانم رجوی

اشرف 3 اذعان به شکست ایدئولوژیک ازطرف خانم رجوی

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF
علی شیزاد

....کسی که این همه به انقلابش مینازید ومعتقد بود که حل تاریخی جامعه راپیدا وعملا ان را اجرا وبه نتیجه رسیده وتولید انبوه داشته وصفی تاتهران اززنان شورای رهبری درست کرده وانتی تز بنیادگرایی راعلم کرده بود فقط کمترازیک سال توانست درجامعه ازاد دوام بیاورد جامعه ای که اولا مسلمان وازنظراقتصادی عقب مونده وباید گفت درجامعه روستایی اروپا اینطوربود ببین درجامعه شهری ومناسبات اجتماعی تمام عیاردرکشورهای پیشرفته مثل المان وفرانسه وکشورهای اسکاندیناوی قراربگیرد چقدردوام خواهد اورد با ریزش شدید نیرویی که این ریزش قبل ازهرچیزی بیانگرماهیت وبن بست ایدئولوژیک است باعث شد تادوباره خانم رجوی به اصل خویش برگردد.....

اشرف 3 اذعان به شکست ایدئولوژیک ازطرف خانم رجوی

همان طورکه خبردارید مجاهدین با امدن به البانی واروپا انراپیروزی بزرگ نام گذاری کردند وحرفشون هم این بود که تشکیلات را یکجا به البانی منتقل کردیم ونگذاشتیم که رژیم خمینی که هدفش نابودی با موشک درلیبرتی بود به اهدافش برسد

این حرف کاملا عکس واقعیتهای موجود دراشرف ولیبرتی ودرکلیت درعراق بود که به پروسه ان کوتاه میپردازم رژیم خمینی ازابتدا خواهان خروج مجاهدین ازعراق بود وقتی امریکا عراق راگرفت وشورای حکومتی تشکیل داد که اکثرا متحدین خامنه ای بودند یک بیانیه بیرون دادند وخواستاراخراج مجاهدین شدند نه کشتار مجاهدین . درچند سالی هم که مالکی حاکم بود تمام هم وغمش اخراج بود که درزمان خودش بهش خواهم پرداخت چون مجاهدین زیربارنمیرفتند کشتارها صورت گرفت درلیبرتی هم ازروزاول گفته بودند محل ترانزیت ولی وقتی وارد انجا شدیم ترانزیت شد محل اخرین نقطه پرتاب به تهران وما بارها درلیبرتی با دوستانمان بحث کردیم وبه این نتیجه رسیدیم که موشکها نه برای کشتاربلکه برای این است که مجاهدین ورهبریش را زیرفشاربگذارند تا جابجایی را بپذیرد وازعراق خارج شود . پس می بینیم که جابجایی پیروزی بزرگ نیست بلکه اتفاقا تن دادن به خواسته رژیم بوده است . حالا چرا رژیم خواستاراخراج بود . اولا باکمترین هزینه دشمنش راازمرزها دورواوراگرفتارریزش میکرد وخوب هم میدونست که اخراج بلای جان خواهد شد واطلاعاتی که توسط تعدادی که به ایران رفتند خوب فهمید که وضعیت درون چگونه است برای ما که کاملا مشخص ومعلوم بود ونیازی به وارد شدن به ان نیست با این وضعیت مجاهدین به البانی رسیدندوپیروزی بزرگی رابرای خود رقم زدند وزیرپوش همین پیروزی وبزک کردن خود شروع کردند امتیازاتی به نیروها دادند وگذاشتند به بیرون رفت وامد داشته باشند ما که قبل ازامدن گفتیم البانی باتلاق است وازطرف دیگرمیدونستیم که رفتن به شهروبازشدن پای رزمنده ریزش وحشتناکی بهمراه دارد که دیدیم ریزشها شروع ودوباره خانم رجوی مجبورشد باقیمانده نیروهایش رابه اشرف سه ویا همان بند وبست وچهاردیواری وایزوله وقطع کامل نیروها ازاجتماع منتقل کند دراین مقاله به بررسی همین داستان وجابجایی به اشرف سه درالبانی واروپا میپردازیم تابدونیم دلیل اصلی چیست دلیل پنهان وشماره یک که تابحال ندیدم کسی روی ان انگشت گذاشته باشد

اقای رجوی قبلا که صدام بود ؛ ونیروباتانک وتوپ سروکارومشغول بود ودراشرف بسته ؛ زندگی ؛ ودستش ازهمه دنیا قطع وکاری ازدستش نمیامد ؛ وبا تمایل یا اجبارتن به غسل هفتگی یا عملیات جاری داده بود ؛ اقای رجوی انها را گوهران بی بدیل میدانست ومیگفت من مطمئن هستم که 99درصد شما درجنگ بارژیم شرکت وشهید میشوید ودلیل اینهم انقلاب مریم وورود شما به ان وغسل هفتکی وعملیات جاری که رزم روزانه شماست که هزاربارسخت ترازصحنه نظامیست وقتی این رزم روزانه راانجام میدهید صحنه نظامی که دربرابران هیچ است براحتی وارد میشوید شما اگاهترین ورشیدترین فرزندان خلق وپیشتازان ان هستید ماهم که میدانستیم دردرون ودل نیروها این نیست واکثرا ازانقلاب زده وان راقبول ندارندوبه ان تن داده اند ومخالفت خودرا پنهان می کنند

وقتی امریکا امد وخانواده درحد محدود به اشرف امدند ویا تعدادی ازنیروها باخانواده تماس تلفنی برقرارکردند اوضاع کلا تعغیرومخالفتها اشکارترشد که درهمه صحنه ها تاثیرات خودش را گذاشت درحدی که درسالهای 85 و86 ببعد اقای رجوی بافهم همین موضوع میگفت من به شما ها نیازندارم اگرهمه شما بروید وفقط 200نفرانقلاب کرده ومریمی برای من بماند کافیست ومن میتوانم با انها رژیم راسرنگون کنم همین نشان دهنده وضعیت ایدئولوژیک دران شرایط است وخودرااشکارکرده بود درچه نقطه ای قراردارد . وازطرف دیگرجایگاه ایدئولوژی پیش اقا وخانم رجوی رانشون میده گرچه همه مامیدونیم که ایدئولوژی همیشه نقش شماره یک واصلی راپیش انها داشت با این وضعیت انها وارد البانی شدند وازنظربنده انها براساس اجبارات سیاسی اجازه دادند نیروها درحد محدود وارد اجتماع شوند واین ورود نتیجه اش ریزش شدید نیروها شد وانها قبل ازهرچیزی ایدئولوژیک فروپاشیده بودند انها همانهایی بودند که مخفی کاری میکردند وبراساس شرایط انقلاب راپذیرفته بودندوقتی شرایط پیش اومد جداشدند وخانم رجوی دید اوضاع داغون است دوباره نیروها را به اسارتگاه برد ودرحصارومحدودیت قرارداد اگه فکرکنیم بخاطرجداشدنها بود اشتباه است جداشدنها میوه وماحصل ایدئولوژیک است انچیزی که باعث جداییست قبل ازهرچیزمخالفت با اعتقادات است وخانم رجوی هم بخاطرترس اززیرعلامت سوال رفتن اعتقادات ؛ دوباره وارد داستان اشرف سه وبردن نیروهای باقیمانده به شرایط اشرف ولیبرتی درعراق کرده است اگه ازبنده سئوال کنید خواهم گفت اقای رجوی درست میگفت اگه 200نفرمثل خودش ومریم داشته باشه برایش کافیست ومیتونه تغذیه سیاسی اش رابکنه نه اینکه بتونه رژیم راسرنگون کنه بنده که گفته ام درسال67 هم گفته ام سرنگونی فقط باقیام سراسری امکان پذیراست الان که نه ازسلاح وتانک وتوپ خبری هست ونه عراق هم مرزباایران وجوانی وشوروشوق وقدرت جسمانی انموقع.......این فقط میتونه با 200نفرتغذیه سیاسی کنه ولی اگه به اشرف 3 برنمیگشت بدلیل همین اعتقادات معلوم نبود چند نفرمیموند واین هم نشاندهنده ضعف ایدئولوژی دربرابربورژوازیست ازاینجا وارد همین ضعف میشویم که ببینیم جابجایی وزندان سازی ودرست کردن اسارتگاه برای نیروها از ضعف است یا قوت ایدئولوژیک

کسی که این همه به انقلابش مینازید ومعتقد بود که حل تاریخی جامعه راپیدا وعملا ان را اجرا وبه نتیجه رسیده وتولید انبوه داشته وصفی تاتهران اززنان شورای رهبری درست کرده وانتی تز بنیادگرایی راعلم کرده بود فقط کمترازیک سال توانست درجامعه ازاد دوام بیاورد جامعه ای که اولا مسلمان وازنظراقتصادی عقب مونده وباید گفت درجامعه روستایی اروپا اینطوربود ببین درجامعه شهری ومناسبات اجتماعی تمام عیاردرکشورهای پیشرفته مثل المان وفرانسه وکشورهای اسکاندیناوی قراربگیرد چقدردوام خواهد اورد با ریزش شدید نیرویی که این ریزش قبل ازهرچیزی بیانگرماهیت وبن بست ایدئولوژیک است باعث شد تادوباره خانم رجوی به اصل خویش برگردد. یعنی جامعه بسته ؛ درخود ؛ وقطع ازتمامی مناسبات بیرونی ؛ وول خوردن نیروها درذهن ودرون خود ؛ وکندوکاودردرون نیرو؛ وتفتیش عقاید به سبک اقای رجوی ؛ وفشارغیرقابل تصوربرنیروها ؛ ودراسارت نگه داشتن فکری وفیزیکی دردرون دیوارها ؛ چرا ؟

به این دلیل که انقلاب مریم نمیتواند دردنیای ازاد نفس بکشد اوفقط دردرون چهاردیواری وسیمهای خاردارونگهبان ونگه داشتن نیرودراسارت فیزیکی وروحی وروانی وفکری وجدا اززنان وبوجود اوردن تفکیک جنسیتی دردرون خودش بین زنان ومردان میتواند به حیات خود ادامه دهد وجامعه ازاد جام زهران است که دریکسال گذشته بدجوری عمل کرد

برگشت به خویش وبردن نیروها این پیام راداد که فکر وایدئولوژی مجاهدین ضعیف ترازان است که بتواند با جامعه ازاد هممزیستی مسالمت امیزداشته باشد جامعه ازاد با تمامی الزاماتش دشمن اوست وتنها دوست این تفکرکه به بقایش کمک میکند انزوا ودوری ازحیات بشریست دراینجاست که میشه فهمید چرا اقای رجوی این همه اصراربه ماندن دراشرف وعراق داشت چون امکان زندگی بسته ودرخود رابرایش فراهم میکرد ونمیگذاشت این تفکرباضد خودش زورازمایی ومحک بخورد دراین یکسال ثابت شد که این تفکرجوابگوی جامعه بشری نیست حالا ما نمیدونیم پیروزی بزرگ درکجاست بله ایدئولوژی مجاهدین قدرت انطباق خود باجامعه ازاد راندارد ونمیتواند نیروهایش راازاد ورها بگذارد چون مرگ تفکراتش رامهرمیکند گرچه دراین یکسال ؛ چه بخواهد وچه نخواهد به ان اذعان کرده است سوال بعدی این است که جداشده ها با دهها مشکلات فکری ؛ مالی؛ سن وسال ؛ کاری بلد نبودن ؛ ووووچطوربلافاصله زندگی را درحد خودشون شروع میکنند دقیقا به همین دلیل است که ازایدئولوژی مجاهدین کنده شده ومیتوانند به جامعه ازاد پا گذاشته ونفس بکشند

بگذارید همین جا به یک نکته که تجربه خودم هست اشاره وروی ان انگشت بگذارم دراینجا کسانی که بامن سروکاردارند از وکیل تا روانپزشک تا کارمندان اداره مهاجرت تا دوستان که دهها باربخودم گفته اند این است که چطورتونستی خود رادرکمتراز یکسال باجامعه باانهمه مشکلات که داشتی تطبیق بدهی ووارد دنیای ازاد بشوی وبارها ازم خواسته اند که بروم ازتجارب وراه حلهایی که درپیش گرفتم برای پناهندگان دیگرصحبت کنم تاانها هم زودتربتوانند خود راباجامعه اینجا تنظیم کنند که بنده قبول نکردم چون باید وارد مقولاتی بشوم که برای مردم کشورهای دیگرنه قابل لمسه ونه قابل درک وهمزبان نیستیم حالا راه حل چیست که جداشده ها ازان استفاده کنند که همزبان خودم هستند ولمس ودرک میکنند ومیدونن چی میگویم راه حل یک چیز بیشترنیست من وقتی خارج شدم چون میدونستم این تفکربسته است ومرا هم درورود بجامعه بسته نگه میدارد . باید هرچه زودترخود ودست وپا وذهنم راازاین تفکرات ازاد وهمه رادوربریزم بله همه رادورریختم وهرچه جلوتررفتم خود را رهاتروازادتر وذهنی اسوده تریافتم وتونستم خودراتنظیم کنم بله راه حل جداشدن ازتفکرات گذشته ودورریختن ان تا اخرین خط ونقطه ان است هرچه ازان تفکرات دردرون وباخود دارید بلافاصله دوربریزید تاقدرت حرکت وتطبیق پیدا کنید وبه خود هرهویتی که میخواهید بدهید وهویت مستقل خود راشکل بدهید تا زمانیکه ازهویت قبلی حتی به اندازه یک گرم داشته باشید نمیتوانید هویت مستقل خود راانطورکه میخواهید بسازید اگردوربریزید درمدت کوتاهی به هویتی که میخواهید میرسید .

علی شیرزاد : اروپا