دوشنبه, 03 اردیبهشت 1397

آخرین بروز رسانی: 08:31:07 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: اخبار مقالات افشای ماهیت درونی تشکیلات فرقه رجوی

افشای ماهیت درونی تشکیلات فرقه رجوی

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF
مالک

جان اعضا برايشان  مهم نبود وهميشه ميگفتن شما مال خودتان نيستيد .شما مال رهبري وخلق هستيد .نه خلق و رهبري .حتي وقتي داستان های اتمي را افشا ميكردن درنشستهاي  سياسي من خودم شخصا سوال كردم كه ايا اين افشاگريها دردسربراي مردم نمي شه ايا مردم زير فشار نميرند ... .گفت قيمت ازادي را خلق بايد بدهد .يعني برايمان مهم نيست كه چي برسرمردم مياد مهم منافع سياسي خودمان  مدنظر است نه چيز ديگر ...

افشای ماهیت درونی تشکیلات فرقه رجوی

اين مقاله را كه مينويسم بابت اينكه همه بايد بدونن كه در اين فرقه وكساني كه اعضاي اون هستن يك تعداد زير فشار وبيگاري ويك تعداد كه مسولين بالاي اين فرقه هستند راحت ودست به كار نمي زنن وميگويند اگه اينها نبودن از نظر سياسي ما يعني همه كه در اشرف وليبرتي بوديم از بين ميرفيتم .ميگفتن شما فقط كار يدي ميكنيد ولي انها دارن جنگ رواني وسياسي ميكنند .وتمام كارهاي يدي به عهده ي لايه ي پايين ميماند وحتي سر روحيه ورفاه هم كه ميگفتيم ميبايست كاري يا تعهدي كه به مقر داده شده بايد تمام شود واگه سر زمانبندي تمام كرديم انوقت از بالا دستور ميايد كه يك روز براي انها بگذاريد كه برن بيرون وگردش كنند ونهار يا شام بيرون برند انهم بشرطي كه عمليات جاري وغسل ونشستهاي داخل مقر گذاشته شده ويا نباشد .يكي از كارهايي كه براي اذيت كردن وفشار ومشغول كردن ادمها درست ميشد را براي شما ميگويم .

يك روز قرارشد تعهد يك سن را براي مناسبتي درست كنيم وهوا گرم بود ودراشرف بوديم وشب وروز در گرما كار ميكرديم يك روز مانده به اتمام اين سن ودوروز ديگر جشن بود كه برنامه اجرا  كنند ،ما سن را تمام كرديم شب ديدم كه مژگان وچندتاي ديگر خانم كه به قول خودشون خواهران مسول امدن .ونگاهي به سن كردن وقتي كه رفتن ديدم كه يكي از مسولين خيلي ناراحت بود .وگفتم چي شده مژگان چي گفت .خيلي با حالت ناراحتي ودرخود گفت بايد اين سن دومتر بره عقب واز نو بايد خراب كنيم ودرست كنيم ودومتر عقب ببريم .كه درهمين درروز باقي مانده ما سن درست كرديم وانجام داديم انقدر خسته وكوفته شده بوديم كه از 16نفري كه كار ميكرديم 4نفر در برنامه شركت كردن وبراي ما نگبهان هم گذاشته بودن چون درمقر بوديم .هركاري ميكردي بازهم بپايي نفر ميگذاشتن كه نفر چكار ميكنه وباكي رابطه داره  وباكي زيادرفت وامد ميكنه .اينها يك ذره اعتماد به كسي نداشتن وندارن ودرظاهر ميگويند يكي از اصل تشكيلات ما اعتماد برادرانه هستش .درحاليكه ما اعتماد داشتيم واين اصل رارعايت ميكرديم ولي انها نه به هيچ وجه زيربار نمي رفتن .ويكي تبعيض قائل شدن بين نفرات بودمثلا به كي خوب ميرسيدن وبدون اينكه كاركنه يا مثل ما زحمت بكشه وبه يكي زياد گير ميدادن وهرزگاهي اون صدا ميزدن وبااو صحبت ميكردن وسوال وجواب ميكردن كه چي هست وچي نيست .يكي از همه يكاني من كه هنرمند بود ودربرنامه ها شركت ميكرد وتنبوروسه تار ميزد واستاد هم بود وخيلي از برنامه هاشون اين راه ميانداخت به مدت سه ماه اين التماس ميكرد كه بابا براي برنامه هاي شما هست من نيازبه تمرين دارم يك اتاق ويك كامپيوتر بدردنخور بديد من بتونم تمرين كنم واين نفر به مدت سه الي چهار ماه داشت ديونه ميشد واف واف ال واف قرارگاه واف جي با او به لج افتادن طوري كه مسول مستقيم هم به لج افتاده بود وهرروز خدا دعوا اين نفرداشت ويك روز درهفته نبود كه اين نفر اعصاب راحتي داشته باشه تا اينكه اين نفر از اين مقر سازماندهي شد وبه مقرديگر رفت ويكي ديگر امد وانهم مثل  او هنرمند بود.اين نفر كه امد بعد از دوروز به او بنگال دادن وكلي وسايل براي تمرين وكلي تعظيم ميكردن براش وتشويق ميكردن وحلوا حلوا ميكردن .درحاليكه  به نفر قبلي ميگفتن نميشه تمرين كني چون مريض داريم ونفراستراحت ميخواد بكنه نمي شه كه تو بيايي تنبور يا سه تار بزني جواب ادمها را نميشه داد.اينجا فهميدم كه ادمهارا دسته بندي ميكنند وحتي در تنظيم رابطه ها چه مسولين وچه خانومهاشون با يكي انقدر چفت وانقدر بگو بخند ميكنند كه حد وحساب ندارد ولي با نفراتي فقط درحد سلام هست ولاغير .حالا يك نمونه از 6 و7مرداد براي شما ميگويم در شش وهفت مرداد كه همگي بايد جلوي سيم خاردار اشرف جمع ميشديم وجلوي نيروهاي عراقي را يگيريم كه داخل اشرف نيان .درهمين جنگ وجدل كه بوديم براي يك لحظه ديدم شش نفر نيستن وقتي كه جنگ تمام شد ومستقر شديم از يكي پرسيدم راستي فلاني وفلاني نيستن كجاهستن نيامدن .گفت چرا بابا به محض انيكه اينها رسيد همين اف بهشون  گفت اينجا نمونيد بريد فلان كار را بكنيد گفتم چه كاري .گفت راحت بهت بگم .گفتم بگو .گفت اخه اينها رابطه خيلي قوي با اين اف داشتن واف انها را به بهانه كمك به امداد فرستاد امداد مركزي

فرداي ان روز من گفتم ميخواهم بروم مقر كار فردي انجام بدم .ورفتم وقتي رسيدم انجا ديدم شش گل پسر نشستن دارند چاي ميخورند وتلويزيون نگاه ميكنند .وميخنديدن .من هم يك سلامي كردم ورد شدم

در نوزده فرورين ديگه اين را يا چشم خودم ديدم وشنيدم وقتي جواد خراسان جلوامد مژگان وزهره اخياني به او توپيدن كه چرا رفتي جلو چراكار خودبخودي ميكني كي به تو گفته كه بري مگه من نگفتم جلو حق نداري بري چرا از سرمايه سازمان حفظ وحراست نميكنيد.

من از ان محل كه دور شدم ديكه نشنيدم چي ميگفتن اينجا فهميدم كه مردن وجلورفتن فقط مال ما لايه پايين  هست ولاغير كه درنوزده فرورين امار را نگاه كنيد بيشتر عضوبودن ولايه بالاشش الي هفت نفر بود .بقيه نبايد جلو ميامدن واين دستور حتي وقتي كه قسمت شمال اشرف كه بوديم اقاي فرمانده گوشي را خاموش كرده بود درحاليكه تماس عقب نشيني داده بودن ولي حضرت اقا گوشي را خاموش كرده وبود وشش نفر مجروح ويك كشته داشتيم وشانس اورديم كه  بقيه تير نخوردن

اره اينها نمونه هايي از نسل كشي اين فرقه هست وميگويد  اين خونهارانمي  داديم به اين نقطه نميرسيديم .هروقت كشته يا مجروح ميدايم  همين را مي گفتن

اصلا جان اعضاهابرايشان  مهم نبود وهميشه ميگفتن شما مال خودتان نيستيد .شما مال رهبري وخلق هستيد .نه خلق ورهبري .حتي وقتي داستان های اتمي را افشا ميكردن درنشستهاي  سياسي من خودم شخصا سوال كردم كه ايا اين افشاگريها دردسربراي مردم نمي شه ايا مردم زير فشار نميرند .جواب  انها ببيند چقدر منصفانه بود .گفت قيمت ازادي را خلق بايد بدهد .يعني برايمان مهم نيست كه چي برسرمردم مياد مهم منافع سياسي خودمان  مدنظر است نه چيز ديگر

باوركنيد  هرچه درباره رژيم ميگفتن  خودشون اين كار را ميكردن ولي به شيوه خودشون .يعني اينها اينطوري ادم را لجن مال ميكنند.واين كار را با تعداد كردن وهركس بيرون بره يا موضع بگير بغيراز .خائن .مزدور.بريده .جاني ووووو غيره

وكلي  تعهد نامه  ها نشون ميدن كه من نوشتم .اره وقتي كه با شما بودم اگه نمي نوشتم همانجا ميگفتيد بريده وداره ميره به سمت جبهه ي ضد خلق .واگه نوشتم كه فردا همين را روميكنيد .ولي نمي دونن اي دل غافل ديگه اون دوران گذشت  كه با اين مقاله ها ادمها رابدنام كنيد ولجن مال كنيد .ميگويند رژيم ادمها را لجن مال ميكند ولي  به اعضايش را نميكند .رژيم دروغ ميگويد .ولي  به اعضاش نمي گويد  .رژيم فريب ميدهد ولي  اعضاش را فريب نميدهد .

بگويم رژيم همه كار ميكند ولي  با اعضاي خودش اينكار رانمي كند شما با اعضاي خودتون كه ميگويد عضوي از بدن مسعود هستيد دروغ ميگد فريب ميديد لجن مال ميكند برده ميكنيد سركوب ميكنيد با سلاح جمع همه ادمهارابه جون يك نفر مياندازند وميگويند جنگ ايدلوژيكي هستش .وحتي نفراتي كه گفته شد خودكشي كردن .ايا اين حرف درسته كه نفر خودكشي كنه .نه عزيزان اينها قتلهاي مشكوك هستش كه به اميد خدا روخواهد شد .

كار اينها اين است كه ادمهارا در يك غار نگه دارن تا از دنياي خودشون خبر نداشته باشن واينها بتونن حرفهاي  خودشون را درمغز افراد بكارند تا دراسارت بمانند چرا نبايد اخبار ديگر كشورهارا نمي  تونم نگاه كنم چرانمي تونم انترنت نگاه كنم چرا نمي تونم سايتهاي  دنيا رانگاه  كنم چون  نمي خوان از دنيا ي خودم خبر داشته باشم ودر تصور من دنيا همينجاست ولاغير كه با عرض معذر ت حرفهايم طولاني شد كه در مقاله هاي بعدي  كامل خواهم گفت

نفر جدا شده از فرقه رجوی تیرانا : مالک بیت مشعل

2018 /02 / 01