پنجشنبه, 31 خرداد 1397

آخرین بروز رسانی: 09:45:40 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: اخبار مقالات ایا زمانی حقیت و واقعیت در رابطه مسعود رجوی زبان خواهد گشود؟!

ایا زمانی حقیت و واقعیت در رابطه مسعود رجوی زبان خواهد گشود؟!

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

موضوع نه اموال بود و نه فتح جاده عراق  نه یک حرکت برای نزدیک شدن به سرنگونی بلکه موضوع این بود که تشکیلات سازمان در لیبرتی داشت کم کم از بین میرفت و نفرات بیشتری میرفتند  و مسعود رجوی به خون نیاز داشت که بتواند این تشکیلات را حفظ کند . مسعود رجوی میخواست با کشته دادن فرقه را حفظ کند و نفرات کمتری به حرمت خون شهدا از سازمان جدا بشوند...

ایا زمانی حقیت و واقعیت در رابطه مسعود رجوی زبان خواهد گشود؟!

همه چیز از آنجایی شروع شد که حفاظت به عراقیها منتقل شد و مسعود رجوی قبول نکرد که عراق را ترک کند .

در سال 87 در سلسله نشستهایی که مسعود رجوی در ماه رمضان برگزار کرد و همه لایه های سازمان در آن شرکت کردند مسعود رجوی گفت که دولت عراق میخواهد حفاظت اشرف  را بر عهده بگیرند و خودش آنروز خوب میدانست که چه چیزی در پیش است اما از آنجایی که سازمان مجاهدین برای اینکه میخواهد تشکیلات خودش را حفظ کند به کشته و خون نیاز دارد مسعود رجوی ساعتها وقت گذاشت تا بحث  هایی را تدوین کند و همه را قانع کند  که به نفع ما و سرنگونی است که در اشرف بمانیم و ما میتوانیم و باید جاده سنگلاخ عراق را فتح کنیم و بایستی بهای آنرا بپردازیم حتی اگر مجبور شویم از ریشه گیاهان و برگ درختان تغذیه کنیم .

این نشستها به ظاهر رای گیری بود که این کار را بکنیم یا نه اما در نهایت هر کس که مخالفت میکرد و میگفت که نظر دیگری دارد می بایستی منتظر عواقب آن میماند و در نشستهای جمعی او را به زور جمع متقاعد میکردند و در نتیجه چیزی به اسم رای گیری جمعی در سازمان مجاهدین وجود ندارد

هر هفته نشستهای برگزار میشد تحت عنوان نشستهای بریف سیاسی و در این نشستها این موضوع بیان میشده که  ما تا چه اندازه به دولت عراق نزدیک شده ایم و ...

هر وقت هم که ما چیزیهایی میدیدیم که عکس آن چیزی بود که در بریفهای آنها خوانده میشد ما را متقاعد میکردند که باید با سوزن کوه کند اما ما داریم به دولت عراق نزدیک میشویم و اگر میخواهیم به سرنگونی برسیم بایستی این جاده را فتح کنیم که در نهایت راه ارتش آزادی بخش به داخل میهن باز شود .

بعد از چند ماه که از انتقال حفاظت به دولت عراق گذشت حملات 6 و 7 مرداد اتفاق افتاد همه نفرات معترض بودند که چرا این اتفاقاتی که افتاد دقیقا عکس بریفهاست که تنها جواب به ما این بود که ما گفته بودیم که این جاده یک جاده سنگلاخ است . جواب این قدر قانع کننده ندیده بودم

بعد از حملات 6 و 7 مرداد به 19 فروردین سال 90 رسیدیم و ...

حالا اصلا بحث من در مورد این 2 حمله نیست و میتوان گفت که این موضوع غیر قابل پیشگیری بود و ...

اما چرا بعد از انتقال همه نفرات به لیبرتی مسعود رجوی 101 نفر را در اشرف نگاه داشت و گفت که حافظ اموال باشند و چرا اسم آنها را گذاشت لشگر فدایی ؟

مگر مسعود رجوی نمیدانست که دولت عراق به هیچ عنوان اجازه فروش اموال رانیمدهد و اینکه این اموال مگر چقدر ارزش داشت و اینکه آیا شما به آن نیاز داشتید ؟

موضوع نه اموال بود و نه فتح جاده عراق  نه یک حرکت برای نزدیک شدن به سرنگونی بلکه موضوع این بود که تشکیلات سازمان در لیبرتی داشت کم کم از بین میرفت و نفرات بیشتری میرفتند  و مسعود رجوی به خون نیاز داشت که بتواند این تشکیلات را حفظ کند . مسعود رجوی میخواست با کشته دادن فرقه را حفظ کند و نفرات کمتری به حرمت خون شهدا از سازمان جدا بشوند .

اگر مسعود رجوی صداقت داشت حداقل سر همین موضوع از خودش انتقاد میکرد و میگفت که سیاست اشتباهی را انتخاب کرده است و میشد از کشته شدن نزدیک به 300 نفر جلوگیری کند

فقط کافی بود که از روز اول برسر ماندن در عراق اصرار نکند

اما نکرد و ...

روزی تاریخ بیانگر تمام واقعیات خواهد بود

خدام گل محمدی : البانی 2018 / 03 /08