یکشنبه, 01 مهر 1397

آخرین بروز رسانی: 07:11:13 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: اخبار مقالات مبارزه در صحنه

مبارزه در صحنه

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF
سعدالله سیفی

اين يكي از كثافت ترين كارهاي انقلاب مريم قجر عضدانلواست كه در آسمانها ميدرخشد! حال وقتي كه به آلبانی رسيديم گفته شده كه ديگر سياج وجود ندارد وما هم دركنار زنهاي لختي اروپايي قرار داريم ، لحظات زندگي هم زياد است وووو اين فرقه جاني يك نشست گذاشت كه بايد در اين شرايط لحظه اي ودر آن واحد لحظات خود را بگوئید . كه اكثر نفرات به اين فرقه نه گفتند ولي در هر صورت وقتی كه داخل شهر می رفتیم یا از توی اپارتمان ها خارج می شدیم توی محل بودیم ، در کل هرموقع خارج از اپارتمان بودیم ، ....

مبارزه در صحنه

شايد براي خيلي ها جالب باشد كه مبارزه درصحنه يعني چه يعني؟ چريكي؟ يعني انتحاري؟ يعني زدن وكشتن وفرار؟ نه در فرقه رجوی يك چيزي هست به نام انقلاب مريم قجر كه در  اسمانها ميدرخشد ! حتي ميگويند كه نزديكترين ستاره به زمين است ! از خنده كه بگذريم يك چيزي كه تما م نفرات را در داخل فرقه به عذاب كشانده وآسي كرداست ، همين مبارزه در صحنه است .از شما هموطنان چه پنهان در فرقه كه بوديم نشستهايي بود به نام نشست غسل هفتگي . يعني تمام نفرات لحظاتي كه در مورد مسائل زن وزندگي ودختر وشهوت ودر کل مسائل جنسی غيره را بايد درتوی جمع بخوانند وصفر صفر بشونند. بله اين يكي از كثافت ترين كارهاي انقلاب مريم قجر عضدانلواست كه در آسمانها ميدرخشد! حال وقتي كه به آلبانی رسيديم گفته شده كه ديگر سياج وجود ندارد وما هم دركنار زنهاي لختي اروپايي قرار داريم ، لحظات زندگي هم زياد است وووو اين فرقه جاني يك نشست گذاشت كه بايد در اين شرايط لحظه اي ودر آن واحد لحظات خود را بگوئید . كه اكثر نفرات به اين فرقه نه گفتند ولي در هر صورت وقتی كه داخل شهر می رفتیم یا از توی اپارتمان ها خارج می شدیم توی محل بودیم ، در کل هرموقع خارج از اپارتمان بودیم ، بايد هر صد متر وا مي ستاديم وميگفتيم كه من 5 تا زن ديدم ولحظه داشتم .يك زن ديدم ولحظه داشتم . اي كاش از او خواستگاري ميكردم . باز همين روند ادامه پيدا ميكرد تا اينكه صد متر ديگر ميرفتيم ودر مجموع اگر يك ساعت بيرون ميرفتیم باید ده الی بیست مرتبه لحظات خود را ميگفتیم . حال همه هم ميدانستند كه لحظاتي كه ميگفتند كشكي است وفقط بخاطر اين است كه فرم را رعايت كنند. تا مسئولين فرقه دست از سر آنها بر دارند . متاسفانه اين كار فقط براي لايه هاي پايين بود نه براي لایه بالا و مسئولین و سران که جای خود داشتند ! يادم است كه ميگفتند حتي اگر با فرمانده مقر خود هم بيرون ميرويد او هم بايد لحظات خود را به تو بگويد . والله ما با فرمانده مقر كه از بالاترين ومطمئن ترين نفرات مسعود هم بود بيرون رفتيم، دريغ از يك لحظه گفتن . ميخواستم بگويم كه اين بندها واين دستاوردهايي كه مريم قجر مرده شور براي ما مياورد ، براي لايه پايين بود نه براي لايه بالا و سران فرقه . ای كاش امکان ان می بود که مریم قجر می امد با ما برویم در خیابان تردد کنیم ، ان موقع دوست داشتم كه ببينم آيا ایا مریم قجر که این همه قانون از خودش بیرون اورد ، لحظات خود را ميگويد ؟ لحظاتي كه به ياد مسعود شوهر قبليش یا شوهر قبل از او مهدی بی غیریت یا دوست پسر های دوره دانشگاهی اشکه با مینی ژوپ و بدون روسری در خیابان های تهران و دانشگاه رفت و امد میکرد . ایا این لحظات که به ذهنش خظور می کرد را بیان می کند .به قول خودش جنگ در صحنه را عملی می کند یا فقط شعار است . البته كه نه براي چه بگويد هميشه اين نشست ها طعمه اش لايه هاي پايين بودند و هستند و خواهند بود . نه لايه هاي بالا یعنی سران اميدوارم كه مردم ايران بفهمند كه اين چه مسخره بازي است كه اين فرقه در آورده كه حتي به بالاترين روانشناسان دنيا هم بگوييد خنده شان ميگيرد

البته این یک قسمت جزئی از مبارزه در صحنه بود که برایتان شرح دادم .اميد به روزي كه اين فرقه به جزا ي اعمالش برسد

سعدالله سيفي 2018 / 03 / 14