چهارشنبه, 05 اردیبهشت 1397

آخرین بروز رسانی: 08:37:49 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: اخبار مقالات نوزده فروردين ، قتلگاه دست ساز رجوي

نوزده فروردين ، قتلگاه دست ساز رجوي

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

اره باید کشته میشدی مگه امضا ندادی که خونت مال مسعود رجوی هست پس چرا زنده هستی دوستمم زده بود به سیم آخر گفته بود خوب پس بکشین بگین بر اثر جراحت یا حرف هایی که خودتون بلدین مرد که سگ هار گفته بود لازم باشه همین کار رو هم میکنیم اگه نتونی جلوی دهنت رو بگیری...

نوزده فروردين ، قتلگاه دست ساز رجوي

دفعه قبل سر روز ۱۹ فروردین گفتم البته یک از هزار هم نبود

ولی مگه رجوی ملعون ول کن بود تازه بازی کثیفش با نفراتی که رو بمرگ بودن رو استارت زد

نفراتی بودند که واقعا جراحت اونا خیلی شدید بود البته خیلی از مجروح های شدید رو خود نیروهای عراقی به بیمارستان بغداد انتقال دادند که توی زندان اشرف بیشتر نفرات میگفتن خدا پدر و مادر عراقی ها رو بیامرزه چون اگر اونها به بیمارستان انتقال نمیدادن حتما رجوی زجرکش میکرد اونها رو

نفرات به هزار بدبختی زیر رگبار مجروح ها رو میکشیدن عقب تازه گرازهای رجوی شروع میکردن که فرار کردین ووو

انگار که خودشون اون جلو بودن مجروح بدبخت خیال میکرد که به قول معروف به جای امنی رسیده ولی اینطور نبود چقدر در ریل مداوای اونا کارشکنی کردند به بهانه که فلان زن مسئول نیاز به مداوا داره یا فسیل هایی مث رحمان و احمد

به هزار بدبختی این نفرات از چنگ عزرائیل جون بدر بردند گرچه مداوا نبود که

همانطور که در قسمت قبلی گفتم یک تعدادی رو بردند به مثلا امداد زندان اشرف بعضی از نفرات زخمهایشان عفونت کرده نفری بود از زیر قفسه سینه تا نزدیک ناف بخیه داشت بخیه ها رو باز میکردند می افتادند به جون نفر که مثلا میخواهند شستشو بدهند زخمها رو یکی دونفر رفتن توی شک از شدت درد ولی مثلا دکتر سوگلی رجوی( وحید همونی که اشرف جا گذاشتنش که کشته بشه که ردی از مرگهای مشکوک اشرف بر جا نماند)

سرشون داد و بیداد میکرد که چقدر ضعیف و سوسول هستید شکم یکی از نفرات رو چند بار دوباره باز کردند فقط برای اینکه نفر زجر بکشه وگرنه مگر نمی تونستن درست مداوا کنند از نظر رجوی و باندش بایداین نفرات به خاطر اینکه کشته نشدن و رجوی ملعون نتونسته خونشون رو سر بکشه باید زجر میکشیدن این به نوعی تصفیه حساب بود

تازه بدبخت به هزار مصیبت سر پا شده تازه نوبت بیگاری هاست هر کسی میدونه نفری که کل شکمش بخیه خورده نمیتونه ونباید کار سنگین انجام بده ولی کو گوش شنوا هزار جور حرف به نفر میزدن که بریدی تموم کردی و مزخرفاتی از این قبیل به طوری که یکی از دوستام که مجروح بود توی نشست خودشون( شما بخونید بازجویی ) گفت باید حتما کشته میشدم تا دست از سرم بردارین

که یکی از سگهای زنجیری رجوی با دریدگی خاص رجوی گفته بود اره باید کشته میشدی مگه امضا ندادی که خونت مال مسعود رجوی هست پس چرا زنده هستی دوستمم زده بود به سیم آخر گفته بود خوب پس بکشین بگین بر اثر جراحت یا حرف هایی که خودتون بلدین مرد که سگ هار گفته بود لازم باشه همین کار رو هم میکنیم اگه نتونی جلوی دهنت رو بگیری

که کمیساریا به دادش رسید و به زور گذاشتش توی لیست نفراتی که به کشور ثالث باید برن چه بسا که اگر توی اون زندان میموند با کمک دکتر وحید به مرگ مشکوک دچار میشد

اره رجوی فقط خون تازه میخواد نتونه به هدفش برسه زجرکش میکنه

ولی مگه کار دنیا بیبی حساب و کتابه باید جواب همه چیز رو یک روز بده که بد روزی واسش خواهد بود هزار مرتبه باید بگه که خودم کردم که لعنت بر خودم باد

خدام گل محمدی 2018 / 04 / 10