دوشنبه, 23 مهر 1397

آخرین بروز رسانی: 09:52:54 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: اخبار مقالات شاهدی از کشتار 19 فروردین 1390 ( قسمت دوم )

شاهدی از کشتار 19 فروردین 1390 ( قسمت دوم )

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

... .وارد مزار که شدیم با تعداد زیادی از نفرات خودمان درحالیکه زخمی ونگران بودند مواجه شدیم که سرا سیمه به سمت ما آمدند داد زدند توقف کنید ، ما مجروح و کشته داریم کمک کنید .چون از بالا دستور داده شده بودتوقف نکنید ما توقف نکردیم در حالیکه این مینیمم پرنسیب اجتماعی است وقتی یکی درخواست کمک ودرتنگاه قرار دارد باید به او کمک کرد اما ما با تناقض صحنه رو ترک کردیم و رفتیم...

شاهدی از کشتار 19 فروردین 1390 ( قسمت دوم )

لینک به مصاحبه اقای سعدالله سیفی

این مصاحبه از گفتاری به نوشتاری تبدیل شده است.

ما دیدم که بالاخره درگیری شروع شده وهدف این شلیکها هم پیکرهای بی دفاع افراد به خاطر تحریکات است ودر ادامه کشتار و قتل وعام گسترده شروع شده بود .

هوا داشت روشن میشد به ما گفتند چون انها این منطقه رو گرفتند برگردیم نزد یکان خودمان در خالد ، چند خودروسوار شده واز جاده کنار مزار به سمت اونجا حرکت کردیم .وارد مزار که شدیم با تعداد زیادی از نفرات خودمان درحالیکه زخمی ونگران بودند مواجه شدیم که سرا سیمه به سمت ما آمدند داد زدند توقف کنید ، ما مجروح و کشته داریم کمک کنید .چون از بالا دستور داده شده بودتوقف نکنید ما توقف نکردیم در حالیکه این مینیمم پرنسیب اجتماعی است وقتی یکی درخواست کمک ودرتنگاه قرار دارد باید به او کمک کرد اما ما با تناقض صحنه رو ترک کردیم و رفتیم.

چون هدف مشخص بود که چرا نباید توقف کنیم ! زودتر به خالد برسیم بابت ایجاد تحریکات مجدد وایجاد مانع ودرگیری با ارتش عراق که نگذاریم پیشروی کنند !؟

هیچی ما که به آنجا رسیدیم دیدم دوزن فرمانده پشت بلندگو داد میزنند وتحریک میکنند . تعدادی آدم هم با سنگ و تیرو کمان چوب وغیره ایستاده بودند ، بعضی نفرات هم لاستیک آتش میزنند و شعار میدهند که مانع از جلو آمدن نیروی عراقی بشوند . در حالیکه نفرات خود ما میگفتند عراقیها گفتن ما قصدمان گرفتن اشرف نیست . کشتن افراد را ما نمیخواهیم فقط می خواهیم زمینهای شمالی رو بگیرم کسی مقاومت نکنه کاری نداریم .

ازاین طرف زنها مگفتند گول نخورید اینها مزدور هستند گول نخورید میخواهند اشرف روبگیرند.

اگر مقاومت وایستادگی کنید اینها می ترسند و عقب نشینی میکنند ما هم رفتیم به آنها پیوستیم چون به اصطلاح اشرف خانه دوم بود و برادران ودوستان ما هم داشتند کشته میشدند بین گلوله و تبلیغات بلندگوگیر کرده بودیم.

سربی:شما نباید ناراحت شده باشید ،چون آقای رزاقی میگوید رجوی گفته مجاهد بی سلاح خطر ناکتراز باسلاح است،اگر بی سلاح خطر ناکتر است چرا سالیان توپ و تانکهای از دور خارج شده صدام رو دور خودت جمع کردی و اگر بدون سلاح؟بیشتر میشه مبارزه کرد دیگه تیروکمان وچوب چماق برای چی ساختی،اصلامن نمی دونم این مرد توی زندگیش این همه ضد ونقیض گفته کسی نبوده به این بگه بسه دیگه ما رو خفه کردی جونمون به لبمان رسید هیچ وقت حرفهایش سازگاری ندارد حالا دوستان آدمهای که بیست و شش سال اونجا بودن میگوینداین بلاها رو سر ما آوردند واون وقت ما باحماقت در واشنگتن کناردست جورج بوش نشستیم اون خانم دست میزنه وکه بعد برود نهار و؟شامش رو بدهند،واقعا مسخره است آدم گریه اش میگیرد بله بفرما.

این هم ازآن داستانها است من که خودم این همه سال که در آن مناسبات بودم همواره با این تناقض گوی ها مواجه بودم تا روزی هم که بیرون کشیدم بود، وبقول شما من نمیدونم این همه تناقض گویی برای چی است بالاخره تو سلاح رو میخوای صاحب سلاح رو میخوای اگر سلاح مهم نیست چرا به بهای وطن فروشی گرفتی و بعد با ذلت و خواری دادی.

بگذریم ادامه می دهم ، ما آنجا بودیم که کنار خود من چندین نفر تیر خوردند کشته و زخمی شدند ،جعفر بارجی،ناجی ورحمت که واقعا آدم غیرتش به جوش می آمد گاها گریه میکرد و متاثر می شد.

به محض اینکه موضوع جدی و شلیک شروع شد خانمهای تبلیغات چی که میگفتند هیچی نیست و شلیک نمیکنند صحنه رو ترک کردند.

لازمه اینجا یه نکته رویاد آوری کنم هیچگاه من در کل این درگیریها یک نفراز سران هیزم بیار معرکه که کارشان به کشتن دادن افراد بود در جلو صحنه ندیدم. همه شان از زن و مرد قایم شده بودند .

به هر حال درادامه عراقیها با تمام تجهیزات جلو آمدند صحنه تشنج بالای داشت گلوله بغل آدمها میخورد چون من خودم به دلیل مشکل پاهایم نمی توانستم بدوم چندین بار کنار من وبقیه گلوله خوردوواقعا چه من و خیلی از افراد دیگرکه زنده موندند معجزه است واقعا کربلای بود.

در نهایت از اونجا به سمت مقر معین عقب نشینی کردیم در این صحنه عراقیها هم پشت سر ما بدون شلیک حرکت میکردند به مقر معین که رسیدم واز آنجا به خیابان 100رفته جلو مسجد مستقر و صف کشیدیم .

آنها هم که هدفشان گرفتن زمینهای شمالی و ایجاد ایستگاه پلبس بود .به همان مکان که رسیدند همانجا متوقف شدند باز اونجا در میدان لاله واحرار تحرکات و تحریکاتی صورت گرفت و تعدادی مجروح شدند.

سعد الله سیفی 2018 / 05 / 01