شنبه, 30 تیر 1397

آخرین بروز رسانی: 09:46:41 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: اخبار مقالات شاهدی از کشتار 19 فروردین 1390 قسمت سوم

شاهدی از کشتار 19 فروردین 1390 قسمت سوم

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

ماجرامن خودم شاهد صحنه بودم که آدمها چطور به خاطر عدم رسیدگی های اولیه با دو تا گلوله کشته شدند مثل صباح و ونفرات دیگروعواقب بعدی و نقص عضوها وزخمهای که هنوز هم بر پیکر آدم هاهست.

شاهدی از کشتار 19 فروردین 1390 قسمت سوم

لینک به مصاحبه اقای سعدالله سیفی

این مصاحبه از گفتاری به نوشتاری تبدیل شده است.

همانطور که ما یکانهای مختلف داشتیم درمقابل هم عراقیها هم همین وضعیت رو داشتند . یکی از فرماندهان عراقی که مقابل یکان ما بودند جلو آمد وگفت مسئول این قسمت شما کی است با یک مترجم بابت مذاکره جلو بیاید باز داد وبی دادوفریاد از طرف ما بلند شد که ما با مزدورمذاکره نداریم وغیره که دوباره باعث شد نارنجک بزنند وتعدای مجروح شدند در نهایت از طرف ما دو نفر با مترجم جلو رفت طرف عراقی گفت ما از طرف دولت عراق ماموریت داریم که زمینهای شمالی که مال اهالی است رو بگیریم ایستگاه پلیس بزنیم کاری هم با شما نداریم و همانجا متوقف شدند.

وخلاصه من یک قسمت محدودی از کل صحنه رو میدیدم به دلیل استرس وفضای که بود طبعا حضور ذهن ندارم که همه ماجرا رو کامل و ریز توصیف کنم.

اما صحنه های بود از گلوله و کتک خوردن ومجروح شدن افراد که واقعا درد ناک بود حالا هم هر وقت یاد اون اتفاقات می افتم قلبم آتیش میگیره به هر حال افرادی بودن مثل خود من با آمال و آرزوهای فراوان که،سالیان هست و نیست خودشان روگذاشته بودند در همان صحنه ها جلو چشم ما سرد شدند و از دنیا رفتند فقط به خاطر اهداف مسعود و مریم بقول خودشان پیروزی استراتژیک که میخواستند از دولت عراق قیمت بگیرند ولی به قیمت از دست دادن جسم و جان اعضای خود بود .

بگذریم چندین هفته قبل ما داخل چادردرهمانجا مستقر بودیم که نکنه اینها بیایند اشرف رو بگیرند در حالیکه آنها هدف مشخص داشتند واشرفی در کار نبود . واقعا من به عنوان کسی که بیست وشش سال در آن تشکیلات بودم هرچه بیستر زمان میگذرد یقینم بیشتر می شود که این یک جریان از پیش تعیین شده بود.

سربی:اونها میگفتند ما ایستادیم اموال بفروشیم و غیره به چه صورت میخواستند بفروشند در حالیکه کسی که به فکر مبارزه باشه باید جان افرادش رو حفط کنه نه به دنبال اموالی که آخرش همه روبردند و آتش زدند در این رابطه افراد چی می گفتند.

خدمت شما عرض میکنم طبق معمول اینها اقدام به برگزاری یکسری نشستها کردند و مثل همیشه میگفتند این پیروزی استراژیک است ما شکست نخوردیم و غیرو.

آدمها هم این وسط متناقض مانده و میگفتند این چه پیروزی است آدمها همه مجروح و مسدوم و کشته شدند اموال رو به غارت برده و سوزاندن چی شد مگر مسعود نمیگفت بین سلاح و اموال صاحب سلاح رو انتخاب کردم و من وابسته و بند به زمین نیستم پس چی شد چرا همه آدمها رو به کشتن دادی .

درجواب میگفتند این کارها دلیل دارد ما دشمن داریم نمیتونیم همه اطلاعات رو به شما بدهیم .

واقعا شما این صحنه رو نگاه کنید اگه نمیشه به کسی که سی سال عمرووهمه هست ونیست خودش رو در این راه داده اطلاعات نه ، جواب سئوال حق رو داد میشه بگی به کی میتونی جواب بدی.وبعد در ادامه این حرفهای شما نجنگ و ضد انقلاب خواهر مریم وندیدن اصل کس نخوارد و پیروزی است.

در حالیکه همه این حرفها بابت سر پوش گذاشتن روی حرف اصلی و هدف اصلی این جریان بود،چون هدف کشته شدن این افراد و ازقبل جان آنها میوه چینی سیاسی و تبلیغاتی بودکه بعد از سالیان ساله هنوز ادامه داره.

وحالا برگردیم به ادامه ماجرامن خودم شاهد صحنه بودم که آدمها چطور به خاطر عدم رسیدگی های اولیه با دو تا گلوله کشته شدند مثل صباح و ونفرات دیگروعواقب بعدی و نقص عضوها وزخمهای که هنوز هم بر پیکر آدم هاهست. هر وقت این صحنه ها یادم می آید اندوهگین و متاثر میشوم چه خانواده های که فرزندانشان رو از دست دادند و داغ آنها در دلشان ماند در حالیکه میشد هیچ کدام از این اتفاقات نیفتدد.

سربی:یکی از دوستان میپرسد مگراشرف محل زندگی نبود چرا مجبور بودید بدون امکانات دارو و غیره در بیابانها باشید وچکار میکردید؟.

بله اشرف محل زندگی بود همه امکانات پزشکی و صنفی غیره داشت آن شرایط ویژه بود امکاناتهم که سیار نبودن حمل کنی

اما غیرت ایرانیها زبان زد خواص و عام هست آره آدمها با انواع و اقسام مشکلات جسمی و غیره رو بااینکه با اصل موضوع و هدف شوم درگیری مخالف بودن ولی اهل خانه بودن و شرف داشتند همه چیز رو تحمل می کردند اما در مقابل ازاین عمل صادقانه و شرافت مندانه آنها سواستفاده می شد واهداف سیاسی خودشان رو دنبال کردند.

سعدالله سیفی 2018 / 05 /04