دوشنبه, 29 آبان 1396

آخرین بروز رسانی: 10:35:51 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: اخبار مصاحبه ها مصاحبه با آقای نیما میهن دوست ـ بخش چهارم .

مصاحبه با آقای نیما میهن دوست ـ بخش چهارم .

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF
alt

 

....از سال ۱۳۶۰ ایشان ( رجوی ) چند دفعه خود را به نقد کشیده اند؟ هر موقع شکستی هم درهریک از عملیات نظامی و صحنه های سیاسی بوده متوجه نکرده های اعضای نگون بخت است که بایستی بدهکارتر شوند......

 

 

مصاحبه با آقای نیما میهن دوست عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ بخش چهارم

 

نیم نگاه، چهاردهم فوریه 2013
http://www.nimnegah.org/farsi/?p=3333

سایت نیم نگاه : آقای میهن دوست ، مسعود رجوی بعد از سی خرداد سال ۶۰ و تا بحال که بیش از سی سال می گذرد در تحلیل های خود مدام از سرنگونی رژیم ایران حرف میزند او به شکلی شگفت انگیز به سرنگونی قریب الوقوع حکومت ایران تاکید داشته است اما هرگز تحلیل های سیاسی و پیش بینی های وی در سی سال اخیر رنگ واقعیت به خود نگرفته است.

حال سوال این است که چرا مسعود رجوی و سایر سران مجاهدین از نادرست بودن تحلیل سرنگونی در طی سالهای طولانی دچار تناقض نمی شوند؟ سالها تحلیل سرنگونی دادن و نادرست از آب در آمدن چنین تحلیل هایی هر ذهن دگم و بسته ای رو دچار تردید می کند. چرا مسعود و سایر سران مجاهدین متوجه نمی شوند که تحلیل و وعده سرنگونی حکومت ایران به اصطلاح مفت گران است و مشت در آب می کوبند؟

آقای نیما میهن دوست : سوال بسیار مهم و سنجیده ای مطرح نمودید . بایستی برگردم و واقعیت های موجود مربوط به مجاهدین را برایتان توضیح دهم. آیا سازمان مجاهدین از ویژگیهای یک سازمان سیاسی مردم گرا تبعیت میکند؟ اعضای آن از کانون خانواده برخوردار ودر ملاء اجتماعی شهری بسر میبرند؟ آیا دسترسی به رسانه و اینترنت و شبکه های اجتماعی دارند؟ آیا احترام به حقوق اجتماعی و انسانی اعضای جدا شده همانند هر حزب و گروه سیاسی قائلند؟ آیا منافع ملی میهنی را بر منافع خود ارجح می دانند؟ …….پاسخ همه این سوالات منفی است.

به عبارتی مجاهدین از مصادیق بنیانهای فرقه ای برخوردارند. آزادی های فردی برای اظهارنظرهای سیاسی موجود نیست و به طورمرتب در تشکیلات نفرات توسری می خورند که چرا این همه سوال می کنید اگر جواب نمی گیرید مشکل از کج فهمی شماست !!؟؟ پس سرسپاری به رهبری برادر مسعود رجوی را پیشه گیرید و خود را خلاص. این سازوکاری است که ازسال ۱۳۶۸با جایگزینی و تسری تمام عیار انقلاب ایدئولوژیک سازمانی مجاهدین بوجود آمده و به مرور زمان در ذهن و روح اعضای سازمان ریشه دوانده است.

منظورم نمادهای مغزشویی و مجاب سازی افراد چنان تحقق یافته که فرد در زندگی مجردی خود در تشکیلات دنبال ثبت ضعف های غیرواقعی خود ساخته است تا در محیط جلسات جمعی و شبانه و یومیه موسوم به عملیات جاری خود را محکوم و ذلیل و علیل ساخته و مرتبا مطابق روال هر فرقه اجتماعی رهبری فرقه را در پله ای بالاتر ببیند و باز بدهکارتر به منافع رهبری شود؟؟!!. حال درچنین تشکیلات فرقه ای که عضو سازمان خودش نیست چگونه انتظار داریم برای عدم وعده های توخالی و مشهورشده رجوی طی سی سال اخیر به لحاظ فکری متناقض شود.

یادم هست همه افراد حتی نفرات با رده های بالای سی سال عضویت هم درانتخاب حضورشان مرتبا به اصطلاح خود دچار لحظه می شدند یعنی بالا و پایین می شدند!! میدانید ته این حرف چی بود یعنی فرد ظرف دو دقیقه از حضورش در تشکیلات پشیمان می شد و دوباره ظرف همان اندک زمان به تشکیلات وصل می شد یعنی هیچ ایدئولوژی را دارا نبود مگر با این زمان لحظه ای میشود دوباره سر حرف و اساس ها برگشت. چرا که نتایج همان مجاب سازی و توسری خوردن ها چنان فرد را بار آورده که براستی هویت ندارد و هیچ است. پس دوباره می گویم تناض شدن نفرعضو اصلا معنایی ندارد.

اما برای بخش دوم سوال تان بایستی بگویم بحث بیگانگی مسعود رجوی از خویشتن خویش اش چنان در درجات سخت و غیرقابل وصف قرار گرفته که به قول قرآن در سوره بقره چنین افرادی: نمی شنوند ، نمی فهمند وگنگ اند و ….. نمی توان صحبت و پیش فرض های یک لیدر سیاسی مناسب و باتجربه با آرمانهای نیک رابرایش تصور نمود ایشان ( رجوی ) برای حزب دمکرات کردستان ایران که مدت یکسال عضو شورای ملی به اصطلاح مقاومت بود درسال ۱۳۶۱ وعده داده بود ظرف شش ماه حکومت ایران سرنگون خواهد شد. طبع و صفت حیله گرایانه و توام با زرنگ بازی های وی چنان اتوریته ای از وی ساخته که خود را خدایگان تشکیلات و اعضای آن را رباط های خودساخته می پندارد آیا به جز این است که درسرفصل شکست عملیات فروغ جاویدان بر جاهلانه بودن همه حماقت هایش پی برد ولی آیا به نقد و بررسی اعمال خود نشست؟ آیا فردی که مدام در تشکیلات بحث اصل تغییر را می کند و آن را جزء مهم اصل تکامل می پندارد نبایستی طی این سالها خودش نیز به تغییر نیاز داشته باشد؟

از سال ۱۳۶۰ ایشان ( رجوی ) چند دفعه خود را به نقد کشیده اند؟ هر موقع شکستی هم درهریک از عملیات نظامی و صحنه های سیاسی بوده متوجه نکرده های اعضای نگون بخت است که بایستی بدهکارتر شوند. لذا هژمونی طلبی لجام گسیخته رجوی که درمجموعه پیچیده کاراکترشخصیت برتری جویانه وی خود را جای داده است مطلقا به وی اجازه توجه کافی را نمی دهد.

به قول یکی از دوستان ایشان ( رجوی ) در حرف و لفافه بندی همانند معمر قذافی است که در آخرین لحظات سرنگونی اش نیز مخالفانش را چند تا موش می نامید!!؟ .

سایت نیم نگاه : از نقطه تردید ذهنی خود در سازمان بگویید وقتی در قرارگاه اشرف بودید و نطفه ی خروج از سازمان و بازگشت به ایران در وجودتان پدید آمد؟

آقای نیما میهن دوست : یکی از دغدغه های اغلب اعضای سازمان چه در زمان صدام حسین و چه بعد از آن مسئله فرار بوده است. یعنی نفر تشکیلات به این موضوع هرازچند گاهی می اندیشد تا با تصویر سازی روند روبه تاریکی نتایج دیدگاه هایش از تشکیلات آن امکان را بکار گیرد. اغلب افراد تشکیلات نیز به لحظاتی می رسیدند که یا به انتحار فکر می کردند و یا به فرار. چرا که جدایی و اظهار آن به مسئول تشکیلات خیانت تلقی می شد و فرد باید هزارخان را پشت سرمی گذاشت تا تازه به قسمت خروجی سازمان آن هم بعد از محاکمه تشکیلات به مدت دوسال برود و بعد از آن هم راهی زندان ابوغریب برای هشت سال!!.

لذا من نیز همانند سایر اعضای جداشده و براساس کسب آگاهی های لازم در مواجهه با فاکتهای سیاسی و نظامی و تشکیلاتی سازمان توانستم بفهم، صبر کنم آنگاه تصمیم سازی کنم و بعد به اقبال ام در فرار از قرارگاه اشرف تردید نکنم.

موضوع اعزام داوطلبانه به ایران نیز عمدتا در تیف ( کمپ آمریکا ) زیاد عمومی نشده بود و شاید من و یکی از دوستان ثبت نام کرده بودیم ولی بعدا این فضا شکسته شد هم خدا خواست این اعضای زجر کشیده بیشتر از این در راههای واهی بیشتر گم نشوند و هم به نظر من انتخاب عالی شان بود که راههای پر ثوابی را به لطف خدا برایشان بازگشود تا در تاملی صحیح تر با نظام سیاسی کشورشان قرارگیرند و بر واقعیت های اجتماعی و ملی خودشان بیشتر واقف و تاثیر گزارتر باشند .

ادامه دارد …

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=3025  
مصاحبه با آقای نیما میهندوست عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ بخش سوم
http://www.nimnegah.org/farsi/?p=2705  
مصاحبه با آقای نیما میهندوست عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ بخش دوم
http://www.nimnegah.org/farsi/?p=2585  
مصاحبه با آقای نیما میهندوست عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ بخش اول