پنجشنبه, 31 خرداد 1397

آخرین بروز رسانی: 09:45:40 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: اخبار مقالات ماه رمضان در سازمان مجاهدین

ماه رمضان در سازمان مجاهدین

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

ما در ماه رمضان نه آرامش داشتیم و نه آسایش و نه از جنگ دور بودیم چون در سازمان مجاهدین جنگهای خونینی وجود دارد که روح ا نسانها روزی صدبار میمیرد و آدمها انگیزه زنده بودن را از دست میدهند...

ماه رمضان در سازمان مجاهدین

با شروع ماه مبارک رمضان میخواهیم امروز به ماه رمضان و سختی های آن در سازمان مجاهدین بپردازیم .

میگویند که ماه رمضان ماهی است که ماه حلول قرآن نام گرفته و روح و جسم انسان علی رغم سختی روزه بایستی در آرامش کامل باشد و به همین دلیل است که خدا انسانها را از جنگ در این ماه منع کرده و این ماه را ماه حرام اعلام کرده . حرام نه به این معنی که این ماه چیز بدی باشد بلکه به این معنی که هر گونه زشتی و پلیدی و ... در این ماه حرام اعلام شده است وگرنه که خود رمضان بسیار زیبا و لذت بخش است .

خب ما در سازمان مجاهدین هم مثل همه کشورهای مسلمان روزه میگرفتیم تا بلکه بتوانیم به قول قرآن قدرت خودمان را در برخورد با نفسهای شیطانی خودمان افزایش بدهیم و بتوانیم تبدیل به انسانهایی بشویم که توان برخورد با سخت ترین شرایط را دارند .

ما همه این کارها را میکردیم اما در سازمان مجاهدین چیزی به است آرامش روح و روان وجود نداشت به این دلیل که در این روزها شرایط بسیار سخت تر از قبل میشد . وقتی ما از سختی در سازمان مجاهدین صحبت میکنید طبعا داریم از این صحبت میکنیم که روح و روان انسانها را در درست میگرفتند و با قدرت مغزشویی همه را در یک عذاب نگاه میداشتند .

همیشه در ماه رمضان نشستهای مسعود رجوی شروع میشد و باز وعده های دروغین سرنگونی . همیشه اول نشستها برای اینکه مغزها را راحت به کنترل خودش بگیرد شروع میکرد آیاتی از قرآن نقل میکرد و آنها را طوری تفسیر میکرد  که انگار خدا در قرآن دارد از همه نفراتی که در آن سالن نشسته اند صحبت میکند . چنان مغزها را به کنترل خودش در می آورد که همه ما باور میکردیم که دارد ما را میگوید .

در ماه رمضان زمانی که نشست نبود صبح تا ظهر زمان کار اعلام میشد و طبعا همه کارها کامپیوتری نبود و خیلی از نفرات زیر آفتاب 60 درجه مشغول به کار میشدند و وقتی هم حرف میزدیم میگفتند که مجاهدید و این سوسول بازیها را کنار بگذارید . بعد از کارهای طاقت فرسای جسمی نوبت به نشستهای ایدئولوژیک و اثبات بحثهای مسعود و مریم میرسید . جالب اینجا بود که هم میبایستی بلند میشدند و موضع میگرفتند . آن هم در اثبات و نه در نفی بحثهای مسعود و مریم . هر کس هم که موضوع نمیگرفت مجبورش میکردند که بحث را اثبات کنند . من سازمان مجاهدین را به سازمان طوطی ها تشبیه میکنم . اگر کسی بحث مسعود را اثبات نمیکرد دست اندرکاران مربوطه چنان بحثهای مسعود را مثل طوطی تکرار میکردند که انگار نفر در نشست نبوده و نشنیده . اما در هر صورت مجبور بودیم که اثبات کنیم .

وقتی صحبت از فشار میکینم فارغ از تمامی فشارهای جسمی که به ما قشر پایین سازمان وارد میشد و آقاها و آقازاده ها و خانم ها و خانم زاده ها ریلکس میکردند و ماکزیمم با انگشتهای ظریفشان موس کامپیوتر و کیبرد را لمس میکردند ما در ماه رمضان زیر سخت ترین فشارهای روحی در حال خرد شدن بودیم .

ما هیچ راهی در آنجا نداشتیم الا تحمل کردن .

اگر از سازمان بیرون میرفتیم میشدیم یک هتل مهاجری خائن و پست از نظر سازمان و طوری برنامه ریزی شده بود که ما تنها راه بقا را آنجا میدانستیم هر چند که حیاتی در کار نبود چون انسانی با روح آزرده و مرده انگیزه زندگی ندارد و به همین دلیل بود که خیلی از ماها زیر موشک باران جای پناه گرفتن آرزوی مرگ میکردیم .

فکر کنم که خیلی واضح است که ما در ماه رمضان نه آرامش داشتیم و نه آسایش و نه از جنگ دور بودیم چون در سازمان مجاهدین جنگهای خونینی وجود دارد که روح ا نسانها روزی صدبار میمیرد و آدمها انگیزه زنده بودن را از دست میدهند .

در همین ماه مبارک برای تمامی مسببان این جنگهای خونین روحی و روانی آرزوی بدترینها را دارم چون بدترینها را با ما کردند و روحمان را آزرده کردند طوری که همین الان هم از عوارض آن رنج میبریم

نماز و روزه همگی قبول

سعید داوودی 2018 / 05 / 18