پنجشنبه, 31 خرداد 1397

آخرین بروز رسانی: 09:45:40 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: اخبار مقالات نشانه هائی از جامعه بی طبقه توحیدی ...

نشانه هائی از جامعه بی طبقه توحیدی ...

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

 

واقعیت این است که سازمان مجاهدین علی رغم اینکه ادعای بی طبقگی دارد تمام وجودش را طبقات فرا گرفته است .

یک : بهترین امکانات همیشه در اختیار مسولین این سازمان است هم امکانات رفاهی و هم صنفی و هم پوشاک و.... دو : کسانی در این سازمان مسول میشوند که دختر یا پسر مسولین سازمان باشند... سه : در بین جداشدگان هم حتی فرق هست بین کسانی که فرزندان مسولین این سازمان هستند تا ما پاپتی ها...

نشانه هائی از جامعه بی طبقه توحیدی ...

امروز میخواهیم بپردازیم به موضوع جامعه بی طبقه توحیدی در سازمان مجاهدین خلق ایران .

سازمان مجاهدین از قدیم الایام بر طبل این ادعا میکوبد که ما رایحه جامعه بی طبقه توحیدی را در تشکیلات خودمان منتشر کرده ایم و به این شیوه عوام فریبی میکند یعنی هم به نوعی نفرات داخل تشکیلات را ساکت میکند و هم چنین چیزی را به افراد خارج از این سازمان القا میکند .

واقعیت این است که سازمان مجاهدین علی رغم اینکه ادعای بی طبقگی دارد تمام وجودش را طبقات فرا گرفته است .

فقط به چند نمونه اشاره میکنم :

یک : بهترین امکانات همیشه در اختیار مسولین این سازمان است هم امکانات رفاهی و هم صنفی و هم پوشاک و ...

دو : کسانی در این سازمان مسول میشوند که دختر یا پسر مسولین سازمان باشند

سه : در بین جداشدگان هم حتی فرق هست بین کسانی که فرزندان مسولین این سازمان هستند تا ما پاپتی ها

چهار : کارهای کامپیوتری صرفا در اختیار کسانی بود که در سازمان کسی را داشتند و ما بی کس و کارها همیشه در حال کارهای سنگین مثل کارگری و ... بودیم

از این موارد زیاد وجود دارد که فرصت پرداختن به همه آنها در حوصله این مقاله نمیگنجد

و اما غرض از نوشتتن این مقاله مشخصا موضوع کار کردن در سازمان مجاهدین است .

واقعیت این است که در عراق ما به دلیل شرایط بد امنیتی که در آن اسیر و گرفتار شده بودیم میبایستی خیلی کار میکردیم و سنگر میکندیم و ... تا بتوانیم امنیت جانی خودمان را حفظ کنیم . در این وسط همیشه بودند دردانه هایی که به هر دلیلی کار نمیکردند و زیر کولر کارهای فرهنگی انجام میدادند و از همه آنها بدتر بودند مسولینی که زیر کولر اتاق کارشان و در خنکی کامل می نشستند و بر کارهای ما نظارت میکردند و حالا کار ما

چه بود ؟

کندن سنگر و پر کردن کیسه های شن و جابجایی آنها با خودروههای دست ساز مجاهدین

از بد روزگار علی رغم اینکه آن زنک مربوطه هیچوقت تن به کار نمیداد بر ما نظارت میکرد و ما همیشه بدهکار او بودیم . اتاق کارش همیشه خنک بود و ما بعد از کارهای سنگین وقتی برای استراحت می آمدیم توان استراحت را هم نداشتیم چون هوا به قدری گرم بود که فقط کلافه مان میکرد . وقتی موضوع را اطلاع میدادیم که حداقل یک کولر اختصاص بدهید که وقتی ما از سر کار می آییم در اتاق خنک استراحت کنیم فقط یک جواب میشنیدیم که خستگی را چند برابر میکرد :

" شما نوبرش را نیاورده اید . ما هم وقتی هم سن شما بودیم کارهایمان را کرده ایم و اینکه شما اینقدر طلبکار کاری که میکنید نباشید "

کسی که به ما میگفت که طلبکاری نکنید طلب کارهای 20 سال پیش خودش را از ما داشت

وقتی به مسولین خودمان میگفتیم که شما به خواهر فلانی بگویید که مشکل کولر را حل کند میگفت خودش گفت نمیشود . خواهر کلی مسولیتهای تشکیلاتی سنگین دارد که بایستی به آنها بپردازد و فرصت رسیدگی به همه خرده ریزها را ندارد

این مشکل یعنی حمالی بدون استراحت ما شده بود خرده ریز و موضوع تحقیر کردن انسانها در نشستهای مغزشویی شده بود مسولیت تشکیلاتی خانمهای فاضله .

من نمیدانم با این همه گندی که سازمان مجاهدین در تشکیلات خودش به بار آورده است چرا باز دم از جامعه بی طبقه توحیدی میزند . این موضوعی که من نوشتم فقط یک مشت از خروارهای سازمان مجاهدین بود .

قبلا هم گفتم که این سازمان اگر هم خدایی نکرده بتواند به اهداف خودش برسد همان چیزی را برای جامعه ما به ارمغان می آورد که در تشیکلات خودش ساری و جا ری کرده است .

به امید برملا شدن تمام شعارهای توخالی و عامه پسند فرقه پست رجوی

سعید داوودی

2018 / 06 / 05