پنجشنبه, 31 خرداد 1397

آخرین بروز رسانی: 09:45:40 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: اخبار مقالات مجیزگویی سیستماتیک تبلیغ در مجاهدین

مجیزگویی سیستماتیک تبلیغ در مجاهدین

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF
علی شیزاد

انهایی هم که اهل مجیزگویی نبودند میبایست انواع واقسام فشارها راتحمل وبعنوان نیروی درجه سه وچهاروبا صدها توهین وتحقیروتوسری خوری روزگاررامیگذروندند وهرچه سابقه بیشتربود این فشارها بیشتربود وفرقی هم نمیکرد کی باشی انچیزی که مهم بود تعریف وتمجید ومجیزگویی ازرجوی ها بود

                مجیزگویی سیستماتیک تبلیغ در مجاهدین

یکی دیگرازشیوه های روانی که درمیان نیروها تبلیغ میشد مجیزگویی ازرجویها بود مریم رجوی ازشوهرش تعریف وملت رابه سمت تملق وچاپلوسی هل میداد ومسعود رجوی هم ازبنده منزل وملت را به سمت پابوسی هدایت میکرد این شیوه درهرنشستی صدها باراجرا میشد این راهم یاداوری کنم که جدای ازانها قبل ودرحین نشست توسط زنهای شورای رهبری وسایرفرماندهان چه باصداکردن بعضی ازنفرات وچه باشوخی وجدی ان راتبلیغ میکردند مثلا شما جگرگوشه های رهبری هستید بروید پشت بلندگووبا برادروخواهررابطه بزنید اینطوری مجاهد ترمیشید اگرتناقض دارید مستقیم برهبری بگویید وقتی هم نفرات پشت بلندگومیرفتند بخصوص نفرات پایین که ازچیزی خبرنداشتند رجوی اون بالا یه چیزی ازطرف میپروند ومیگفت نفرمربوطه فکرمیکرد ازعلم غیب استفاده کرده دیگه نمیدونست کامپیوترپایین قرارداره وزنها برایش مینویسند اینطوری طرف احساساتی شده ورجوی میشد امام روزکه ازهمه چیزخبرداره وباید پرستیده بشه وشروع میکرد به جفنگ بافی اندرباب رجوی وهرجا هم چنین فضایی نبود فرماندهان مرد همین نقش رابازی ودرپشت بلندگو به مشمئزترین ووقیحانه ترین شکل وعوامفریبانه ترین فرم همین راجا میانداختن چون اگرنمیکردند که معمولا ازقبل به انها ماموریت داده میشد با انواع واقسام موضوعات روبروبودند مثلا غیرمستقیم به طرف مربوطه اخم میکردند ویا مثلا یه کاری را با یکی دیگرمیخواستند انجام بدهند مسولیت همان کاررابه نفرپایین ترمی سپردند وگوشش را میکشیدند انهایی که درحرام لقمگی ومجیزگویی به نان ونوایی رسیده بودند برایشون سخت وبلافاصله با گزارش نویسی وابرازندامت وغلط کردم گویی هزارباره درجمع وپنهان واشکاروتعهد به جایگاه قبلی برمیگشتند وانهایی هم که اهل مجیزگویی نبودند میبایست انواع واقسام فشارها راتحمل وبعنوان نیروی درجه سه وچهاروبا صدها توهین وتحقیروتوسری خوری روزگاررامیگذروندند وهرچه سابقه بیشتربود این فشارها بیشتربود وفرقی هم نمیکرد کی باشی انچیزی که مهم بود تعریف وتمجید ومجیزگویی ازرجوی ها بود وشاخص تنظیم رابطه وبقول رجوی مجاهد بودن وانقلاب کرده همین داستان بود ولاغیربحث ایدئولوژی وتشکیلات وتوانمندی ومسول بودن حرفی مفت وکشک وپوشال بود توانمندی درمراحل پایانی بود که مدنظربود انقدرادمهایی با توانمندی های بالا ومسول وبفکرملت وصادق بودند که بدلیل همین شاخصی که گفتم نابود شدند وکارهای ساده فقط به انها میدادند مثل زمین جارو کردن نگهبانی وکارهای یدی سخت وطولانی وایزوله وازطرف دیگرمسئله داروحلقه ضعیف وطعمه خمینی وبریده وووو ازانها یاد میشد وحتی سلام علیک معمولی راهم ازانها دریغ وجلوگیری میکردند وانواع حرفها وتهمتها واتهامات رادرپشت سروپیش بقیه نثاراو کرده سکه یک پولش میکردند انقدردرخفا واشکارلجن مال میکردند که طرف مقابل اززندگی سیرمیشد بله شاخص دردرون نیرویی که ادعای انقلابی بودن میکرد اینها بود وتنظیم رابطه ها اینطوری شکل میگرفت ننگ ونفرین برزوج رجوی که بانیروی خود چنین میکرد.

علی شیرزاد 2018 / 06 / 05