یکشنبه, 01 مهر 1397

آخرین بروز رسانی: 07:11:13 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: اخبار مقالات رجوی خودرادراذهان کشت (دزدی وسایل شخصی )

رجوی خودرادراذهان کشت (دزدی وسایل شخصی )

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF
علی شیزاد

وقتی نگاه کردم دیدم کوله پشتی بالای کمد نیست درب کمد راکه بازکردم دیدم کمد بهم ریخته ووسایل داخل کوله درکمد ولی سایروسایل نیست چک کرده هفده قلم جنس دزدیده شده بود که مهمترین انها عبارت بودند ازالبوم شخصی وعکسها که درطی سالیان تحویل نداده بودم رادیوودفترشعرکه اشعارسروده خودم وسایرشاعران بود که هرسه ازاقلام ممنوعه وانها مدتها بود دنبال ان بودند که طوری این سه قلم را ازچنگ من دربیاورند وساعت وکفش ولباس وووو

                   رجوی خودرادراذهان کشت (دزدی وسایل شخصی )

در*مقاله قبل به نشست ودرگیری اشاره کردم که چرا وبچه دلیل انجام شد . نوشتم که بازی بادفتررابهانه کردند که بنده راکتک زده ونسخ کشی کنند وبنده هم ایستادم وتوطئه را خنثی کردم حال به ادامه درگیری وکثافتکاری رجوی میپردازم البته اگربخواهم کامل بنویسم ده مقاله میشود که مختصربه نکات اصلی اشاره میکنم

فردای درگیری درسالن مشغول خوردن نهاربودم که به اصطلاح مسئولم امد که ازوضعیت فاجعه باراین مسئول میگذرم وگفت ناهارت که تموم شد برو اتاق برادرفلانی (که خدامرگ بدهد چنین برادران بی هویت وبی پرنسیب وبی شخصیتی را این فرد یکی ازکثیفترین مسئولین سازمان ویکی ازنزدیکترین افراد به رجوی بود) رفتم به اتاق او شروع کرد درباره برخوردروزگذشته صحبت وبحث ما تاساعت پنج بعدازظهرطول کشید اتاق او تقریبا بیست متری با زمین بسکتبال فاصله داشت نفرات درحال بازی بسکتبال بودند باهم بیرون امده ومن مشغول تماشای بسکتبال نفرات شدیم بعد از مدتی اوبه انطرف زمین رفت که دیدم مسئول بنده ازطرف دیگرپیش اورفت وبااو صحبت وهردو به سمت من اومده ومسئول مربوطه که باهم صحبت کردیم بمن گفت بیا برویم اسایشگاه وقتی میگوییم اپورتونیسم ببین یعنی چی ! منهم درتعجب ازحرفش که چرابرویم اسایشگاه وهدف ازبیان اپورتونیسم چی هست وچرا ؟ باهم بسمت اسایشگاه رفتیم (دقت کنید قبلش مشغول خوردن نهاربودم ازساعت یک بعد ازظهرتاساعت پنج دراتاق اودرحال صحبت بودیم بعد هم درزمین بسکتبال باهم بودیم ودودقیقه بعد مراصدا زد چرا این رامیگویم چون اینجا نقطه کلیدی داستان ماست وبعد ناهارهم نفرات برای استراحت میرفتند وطبق گفته خودشون اتفاق بعد استراحت نفرات افتاده بود یعنی بین ساعت دو تا ساعت پنج که ما ازقبلش درنشست ودرحال صحبت بودیم ) رسیدیم اسایشگاه ومرابه سمت کمد وتخت استراحت که چسبیده بهم بودند بردند که دیدم ملحفه وپتووابرتخت رابا کاترتکه تکه کرده اند نگاهی کرده وسکوت کردم چون صحنه وعمل انجام شده انقدرزشت وخارج ازنرم بود که حرفی برای گفتن باقی نمیگذاشت خلاصه مسئول به اصطلاح برادرمقرگفت کمدت راهم چک کن ببین چیزی برداشته اند وقتی نگاه کردم دیدم کوله پشتی بالای کمد نیست درب کمد راکه بازکردم دیدم کمد بهم ریخته ووسایل داخل کوله درکمد ولی سایروسایل نیست چک کرده هفده قلم جنس دزدیده شده بود که مهمترین انها عبارت بودند ازالبوم شخصی وعکسها که درطی سالیان تحویل نداده بودم رادیوودفترشعرکه اشعارسروده خودم وسایرشاعران بود که هرسه ازاقلام ممنوعه وانها مدتها بود دنبال ان بودند که طوری این سه قلم را ازچنگ من دربیاورند وساعت وکفش ولباس وووودوباره ما رفتیم نشست وصحبت کارانجام شده که نفرگفت تو برو ما انرا دنبال وتحقیق میکنیم ونتیجه را بهت میگوییم منکه میدونستم این کاربخاطرانتقام ازبرخورد روزقبل بوده وهیچ هدفی هم جزترسوندن ونسخ کشی نیست وخود همین مسئول وزنک شورای رهبری پشت داستان هستند گفتم من میدونم داستان چیست وچرا این اتفاق افتاده که بعدا گزارش ان رامینویسم ولی امیدوارم که تحقیق شمایان بعد مدتی کوهی نباشد که موش میزاید وبنده هیچ اعتمادی به این تحقیقات ندارم چون قاضی خودش مجرم است اوهم ناراحت شد وگفت اینقدربه سازمان ومسئولین بی اعتماد نباش ما برادران وخواهران تو هستیم وما ازنشست رفتیم ودنبال تحقیق که کارچه کسانیست دوستانم ته قضیه رادرعرض دوروزدراورده وتمامی اطلاعات را به من دادند انهم با چک ودیدن وهمه راگفتند کارچه کسانی بوده وسایل کجاست رادیو وساعت درکمد چه کسانیست وسربقیه وسایل چه اوردند منهم بادست پرگزارشی نوشته وفرستادم که میدونم کارچه کسانیست وازتمام قضایا اطلاع دارم ومیدونم وسایل کجاست وخواهان امدن چند نفربعنوان شاهد وچک محلها شدم وگفتم اگردران محلها نبود تمام جرم را میپذیرم ولی هیچ اطلاعاتی ندادم چون میسوخت

ادامه دارد

علی شیرزاد:اروپا

* http://www.faryade-azadi.fr/index.php?option=com_content&view=article&id=2407:1397-04-27-21-48-12&catid=81:1391-11-10-13-55-59&Itemid=458