یکشنبه, 30 مهر 1396

آخرین بروز رسانی: 09:22:39 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: انتشارات کتاب معرفی کتاب؛ « فرقه ها و رهبرانشان … مانع گرفتار شدن جوانان در فرقه ها شویم»

معرفی کتاب؛ « فرقه ها و رهبرانشان … مانع گرفتار شدن جوانان در فرقه ها شویم»

Biton Dominique
Sectes, gourous, etc... Eviter aux ados de se laisser piéger

 

خانم دومینیک بیتون نویسنده کتاب ” فرقه ها و رهبرانشان “، در سال ۱۹۶۲ در ناحیه آنژو (فرانسه ) متولد شده است. علی رغم تحصیلات عالی، قلمپردازی بسیار ماهرانه او را ابتدا به سوی حرفه تبلیغات و روزنامه نگاری سوق می دهد...

معرفی کتاب؛ « فرقه ها و رهبرانشان … مانع گرفتار شدن جوانان در فرقه ها شویم»

Sectes, gourous, etc… Eviter aux ados de se laisser piéger

آریا ایران، پاریس، هجدهم فوریه 2013
لینک به منبع

کتاب «فرقه ها و رهبرانشان» به زبان فرانسه،در ۲۰۸ صفحه و توسط خانم دومینیک بیتون، محقق و نویسنده صاحب نام فرانسوی در ناحیه آنژو فرانسه و با قیمت ۱۳٫۹۰ یورو منتشر شده است.این کتاب نگاهی عمیق به خطر حضور و فعالیت فرقه ها در جامعه فرانسه داشته و با استفاده از روش های علمی، تجربیات و منابع بسیار زیاد از اعماق و مکانیزم های ایدئولوژی درونی آنان حرف زده است.خانم دومینیک پس از بررسی علمی و تجربی حضور فرقه ها در فرانسه و دیگر نقاط جهان،خواننده را با خود همراه نموده و به سفر دور و دراز سرزمین فرقه ها و رهبرانشان می برد.مکانی که برای اعضای فرقه ها تقریبا بی بازگشت بوده و برای خانواده ها و جوامع انسانی تقریبا ناشناخته و در عین حال بسیار خطرناک ارزیابی گردیده است!

در معرفی محتوای این کتاب باید گفت که تجزیه تحلیل ارائه شده ، تشابه بسیار زیادی با ساختار فرقه رجوی و فعالیت های تشکیلات سازمان مجاهدین خلق دارد.

خانم دومینیک بیتون نویسنده کتاب ” فرقه ها و رهبرانشان “، در سال ۱۹۶۲ در ناحیه آنژو (فرانسه ) متولد شده است. علی رغم تحصیلات عالی، قلمپردازی بسیار ماهرانه او را ابتدا به سوی حرفه تبلیغات و روزنامه نگاری سوق می دهد اما سپس بصورت حرفه ای به کار نویسندگی می پردازد. او آثار زیادی را با الهامات شخصی اش می نویسد و کتاب هایی را نیز به درخواست دیگران به رشته تحریر در می آورد. خانم بیتون در طول سال های متمادی نویسندگی، به مأموریت های زیادی اعزام شده تا آزادانه بتواند به شناخت اش عمیق بخشیده و آثارش را در کمال علاقمندی به این حرفه، روی صفحه جاری نماید. این نویسنده در زمینه ارتباطات نیز از تجارب زیادی برخوردار است.

کتاب « فرقه ها و رهبرانشان … مانع گرفتار شدن جوانان در فرقه ها شویم» به تأیید دکتر ژان ماری آبگرال، پزشک ، حقوقدان و جرم شناس مشهور فرانسوی با ظرافت و به دقت، از روش های مختلف فرقه ها در به دام انداختن جوانان پرده بر می دارد. این اثر پژوهشی و آموزنده متشکل از پنج فصل می باشد که خواننده را با خود به عمق زاویه های پنهان عملکرد فرقه ها می برد.شخصیت رهبران آنها را تشریح کرده، ویژگی آنها و ابزارشان را به صراحت افشا می نماید.

در بخش های زیادی از این کتاب آموزنده، نویسنده ضمن توضیح چرایی و چگونگی ایجاد فرقه ها، راهنمایی ها و توصیه های لازم را به والدین ارائه می کند تا بتوانند هر چه بهتر جوانان و نوجوانان خود را در برابر این پدیده شوم روانی، سیاسی، اجتماعی، مذهبی در امان نگه دارند.

در فصل دوم این اثر تحت عنوان « مامان، به من بگو فرقه چیست؟» در بررسی ریشه کلمه “سکت” در زبان لاتین چنین می خوانیم: ”سکتا” در عهد عتیق به گروهی از افراد اطلاق می شده که باورها و روش زندگی ای متفاوت از سایر افراد جامعه اتخاذ می کردند. اما در عصر حاضر “فرقه” بسیار خطرناک توصیف می شود چه برای فردی که عضو آن می باشد و چه برای کل جامعه. خطرات فرقه ها را باید به جوانان توضیح داد، این که فرقه ها گروه هایی تمامیت خواه هستند، آزادی افرادی را که وارد آنها می شوند صلب می کنند و به شرافت آنها ضربه می زنند.

در همین بخش از کتاب، نویسنده ضمن اشاره به متعدد بودن فرقه ها در جامعه فرانسه معیارهایی را معرفی می کند که بر اساس آن می توان یک گروه یا یک انجمن فرقه گونه را از سایرین تشخیص داد. خانم بیتون در صفحه ۴۸ این کتاب می نویسد:

معیارهای یک گروه “فرقه گونه” چه هستند؟

- فرقه ها به تمامیت جسمی و اخلاقی اعضای خود ضربه می زنند. آنها را متزلزل می کنند تا اختیار انتقاد کردن نسبت به آنچه که نام ” حقیقت” به آنها عرضه می شود را از دست بدهند.

- فرقه ها اعضای خود را از خانواده و از سرزمین اصلی شان دور می کنند.

- آنقدر از اعضای خود پول می گیرند تا آنها را به ورشکستگی می کشانند.

- فرقه ها فرزندان اعضای خود را از سنین خیلی پایین تحت کنترل در می آورند.

- فرقه ها خط فکری خشنی نسبت به جامعه اتخاذ می کنند و تا جایی پیش می روند که به امنیت عمومی لطمه می زنند.

- آنها دائما به دادگاه احضار می شوند و اتهاماتشان اغلب حول این پنج محور است: جرم مالی ( تقلب مالیاتی، کلاهبرداری، سوء استفاده از اعتماد)، نقض قانون کار، هتک حرمت افراد( افترا، افشاگری های تهمت آمیز، نقض حریم خصوصی)، عدم تعهد به التزامات خانوادگی در برابر کودکان، آسیب فیزیکی به انسان ها ( بدرفتاری، ضرب و شتم، حبس، عدم امدادرسانی به فرد در معرض خطر، تجاوزات جنسی، معاینات و مداوای پزشکی غیر قانونی و …)

- فرقه ها سعی می کنند در محافل نخبگان سیاسی و اقتصادی نفوذ کنند تا تضمینی برای قدرت بیشتر کسب کنند.

- منابع مالی آنها مبهم بوده و سرمایه هایشان را در چرخه های مالی متداول بکار نمی اندازند، آنها پول خود را بویژه در بهشت های مالیاتی به چرخش می اندازند.

بر اساس نظریه بسیاری از کارشناسان، مشاهده تنها یکی از این ویژگی ها در هر سازمان، گویای فرقه بودن آن نیست اما اگر دست کم سه معیار از معیارهای بالا در سازمانی دیده شود، بدون شک سر و کار ما با یک فرقه است.

از دیگر بخش های جالب توجه این کتاب ارزشمند، بررسی عطش همه فرقه ها برای کسب قدرت است. در این قسمت می خوانیم :

با این که همه فرقه ها اظهار می کنند برای مصلحت ما قدم بر می دارند و تشنه آرمان ها هستند، اما در تمامی آنها حتما پروژه ای برای کسب قدرت وجود دارد . پروژه ای که معمولا در راستای به قدرت رسیدن یک فرد یعنی رهبری طراحی می شود. رهبر گروه در ابتدا یک فرد معمولی است که تنها از نیروی عقیدتی بالاتر از حد متوسط برخوردار است و سعی می کند افرادی را گرد خودش جمع کند که همان نگرش را به دنیا دارند.رهبر فرقه که انگیزه بالایی بخاطر کسب قدرت و لذت حکمفرمایی در خود دارد، نظریه خود را ساخته و پرداخته و آن را به شکل کتاب تدوین می کند.« کتاب» او به تأثیر معنوی وی بر دیگران قوت می بخشد.او فرقه اش را این گونه می سازد و خودش تاج بنیانگذاری آن را بر سر می نهد و به این شکل با همدستی وفادارترین پیروانش به یک افسانه تبدیل می شود …

از آنجایی که کتاب مذکور راهنمایی است برای والدین تا فرقه ها را شناخته و فرزندان خود را از خطرات آنها آگاه نمایند در صفحه ۶۸ این کتاب، خانم بیتون در پاسخ به سوال « چرا فرقه ها جوانان را هدف می گیرند؟» می نویسد:

فرقه ها هرگز رسما نمی پذیرند که چیزی به اسم عضوگیری جوانان و نوجوانان دارند. نباید فکر کنیم که چون بچه های ما به خودکفایی مادی نرسیده اند پس فرقه ها سراغشان نمی آیند. بر عکس، جوانان و نوجوانان یکی از بهترین اهداف فرقه ها محسوب می شوند زیرا می توانند برای آینده روی آنها سرمایه گزاری کنند و پایگاه عقیدتی مؤثری در برابر والدینشان باشند. آنها روی جوانان در میان مدت سرمایه گذاری می کنند تا در آینده از همراهی آنها بیشتر بهره مند شوند…

در بخش دیگری از این کتاب ، ابزار مورد استفاده فرقه ها معرفی و مطرح شده است. یکی از این ابزارها، اینترنت بوده که نویسنده در این باره معتقد است:

فرقه ها در فضای مجازی سرمایه گذاری زیادی می کنند و اغلب سایت های مخصوص خودشان را دارند و با انواع روش ها خودشان را به کسانی که هیچ کاری با ایشان ندارند، تحمیل می کنند.

از دیگر عملکردهای رایج همه فرقه ها که در این کتاب نیز به آن اشاره شده، فرآیند مغزشویی است. در بخش چهارم این اثر، نویسنده ضمن درج گفته های اعضای سابق بعضی از فرقه ها می نویسد:

« حتی وقتی دلم می خواست از فرقه جدا شوم فکر می کردم که این کار یک شکست است، یک جور فرار است، یک نوع عدم پذیرش مبارزه است، یک جور بی غیرتی است …».

به این ترتیب فرقه مهم ترین چیز برای عضو می شود، او می ترسد اگر به مقررات تن ندهد طرد می شود و در « بیرون» کسی را نخواهد داشت که به او تکیه کند. از همین رو فرد سعی می کند هر چه بیشتر در فرقه جا باز کند و خودش را به دیگر اعضا بقبولاند و همین جاست که کارش تمام می شود، او نه تنها از لحاظ جسمی بلکه از نظر ذهنی و به گونه ای موثرتر دچار اعتیاد به فرقه می شود.

خانم بیتون از روش های خطرناک فرقه ها برای به کنترل در آوردن اعضا می گوید، وی در صفحه ۱۳۳ کتاب خود به این نکته نیز می پردازد:

تشکیلات

«رهبران فرقه اعضای خود را مجبور می کنند در برابر دیگر اعضا اعتراف کنند، در مورد خاطرات دردناک شخصی شان و آنچه که در ذهن شان می گذرد حرف بزنند، احساسات سخت را دوباره تجربه کنند یا مثلا به قول خودشان نشست های تحلیل روانی برگزار می کنند که اغلب با از بین بردن اعتبار و اعتماد به نفس فرد تمام می شود. اعضا هیچ گونه حریم شخصی نخواهند داشت همه اسرارشان در اختیار سایرین قرار می گیرد. گاهی اعضا را مجبور می کنند به سرزنش و توبیخ دیگران تن بدهند، آنها را در بین جمع به باد انتقاد می گیرند تا ضعف هایشان را تشدید کنند. وقتی اعضا در رده های پایین تر بسر می برند آنها را مجبور می کنند با قبول آزمون های دشوار پوست بیندازند و دگرگون شوند. به آنها گفته می شود گروه (سازمان) آمده تا کمکشان کند تا از این شیب بالا بروند بشرطی که آنها هم اعتقاد راسخشان را اثبات کنند.

برای این که قدرت تشخیص از اعضای فرقه گرفته شود، شرایط جهنمی برایشان فراهم می کنند مثلا به آنها مواد غذایی کم و رژیم های سخت غذایی نامتعادل می دهند یا آنها را از خواب کافی محروم می کنند ، فشارهای روانی نیز به این شرایط افزوده می شود تا فرد دچار تزلزل و وابستگی شود…

لابی گری موثر ترین ابزار در خدمت فرقه ها

خانم بیتون ضمن اشاره به توانایی لابی گری فرقه ها و قوانین بین المللی مربوط به آزادی اندیشه و بیان، می افزاید: لابی گری یکی از موثر ترین ابزار در خدمت فرقه هاست. در گزارش سال ۲۰۰۲ پیرامون آزادی ادیان، وزارت امورخارجه ایالات متحده انگشت اتهام خود را بسوی کشورهای فرانسه، بلژیک و آلمان گرفت و به آنها اعلام کرد که نسبت به برخی جنبش ها و کلیساها تبعیض قائل شده اند، جای هیچ تعجب نیست که در میان سازمان های مورد اشاره وزارت امور خارجه، اسامی ” شاهدان یهوه، کلیسای ساینتولوژی،سازمان مجاهدین خلق و جنبش هار کریشنا” نیز دیده می شد. یعنی چند فرقه ای که شدیدا در کار لابی گری موفق هستند و متأسفانه این امر همیشه در امریکا تأثیر گذار است …

در اثر خانم بیتون بخش قابل توجه دیگری نیز به خوانندگان ارائه می شود که تحت این عنوان نگاشته شده: « در فرقه شک کردن مساوی با خیانت است». نویسنده در توضیح این موضوع می نویسد:

آنچه که در فرقه بنام ” حقیقت-صداقت” به اعضا آموخته می شود خیلی زود اختیار فکر کردن را از آنها می گیرد. آنها را وادار می کند که از تمام تفریح ها و علایقشان دست بکشند … اعضا حق اعتراض ندارند چون به آنها گفته می شود هیچ کس مجبورشان نکرده بود به فرقه بیایند …

اکثر فرقه ها از همین روش استفاده می کنند، از یک طرف به فرد وعده های زیبا و قول پیشرفت می دهند و از طرف دیگر او را با قلدری تهدید به اخراج می کنند. به او می گویند که فرقه خانواده اش است ، همه چیزش است و اگر آن را ترک کند به خانواده اش خیانت کرده است. تحمل این فکر برای اعضا بسیار سخت است به همین دلیل به ماندن در گروه ادامه می دهند. در این مرحله فرد بجای باز کردن چشمان خود بروی حقیقت، از ترس تنهایی و بیچارگی و از ترس محروم شدن از حمایت گروه ترجیح می دهد خودش را متقاعد کند که خوشبختی اش در گرو ماندن در فرقه است!

و اما حسن ختام این کتاب بسیار آموزنده شعری است که بروی سایت مشهور فرانسوی بنام “ اتحادیه انجمن های دفاع از خانواده ها و مبارزان علیه فرقه ها ” منتشر شده است ، شعری که انعکاس حقیقتی است تلخ بنام “فرقه ها و رهبرانشان” :

وقتی که در بندشان اسیر شدی

دیگر گذر عمرت را نخواهی فهمید

فرقه ها مغزت را به کلی می شویند

و بدنت تماما به نام آنها می شود

آنها از تو چیزی می سازند که خودشان می خواهند

و می توانند تو را به هر کاری وادارند

در تمام لحظاتی که در کنارشان هستی

فقط برای آنها زندگی می کنی و بس!

ابتدا از تو هیچ نمی خواهند

اندکی بعد تو را از دارایی هایت جدا می کنند

و در نهایت جیب هایت را از پول تهی

و بعد سراغ والدینت می روند

آنها واقعا مصممند

و می خواهند تو را کاملا از آن خود کنند

بعد هم خانواده ات را نابود می کنند

آنها را مثل میله های بولینگ از هم پراکنده می کنند

وقتی دیگر چیزی باقی نمی ماند

تو را به حال خودت رها می کنند و

به راهشان ادامه می دهند

آنها موش آزمایشگاهی دیگری می یابند

که مسلما بیشتر به دردشان بخورد

او هم مثل تو پوستش کنده می شود

و بعد دوباره همه چیز از نو شروع می شود

آدم های زیادی از این مسیر می گذرند

پس به تو تنها یک توصیه می کنم: حواست را جمع کن!

.

گزینش و ترجمه از فرانسه به فارسی

مریم سعیدی فر

*قسمت هایی از این کتاب توسط خانم مریم سعیدی فر در دست ترجمه است و در آینده بخش هایی از ترجمه این کتاب منتشر خواهد شد.