نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به شورای کلیساهای جهانی

نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به شورای کلیساهای جهانی

edvard

… این فرقه در قاره آزاد اروپا هم اقدام به برپائی زندانی در آلبانی به نام اشرف ۳ نموده و سالهاست که اجازه ملاقات به خانواده های اعضایش با عزیزان خود را نمی دهد، خانواده هائی که بعضآ بیش از سی سال است که عزیزان خود را ندیده اند، اینگونه بیرحمی و اینگونه سنگدلی در کدام دین و آیین الهی وجود دارد که در این فرقه به شدت عقب مانده … 

لینک به منبع

نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به شورای کلیساهای جهانی

اعضای محترم شورای کلیساهای جهانی، عالیجنابان

یک ایرانی مسیحی هستم، اکنون همراه خانواده خود در آلمان زندگی می کنم، قبل از اینکه به اروپا بیایم در اردوگاه مجاهدین خلق ایران درعراق بودم و قبل از پیوستن به مجاهدین، در کمپ اسیران عراقی بودم، در جنگ هشت ساله ایران و عراق سرباز بودم که با تجاوز ناگهانی ارتش صدام مواجه شدیم و در یک درگیری زخمی شدم و به اسارت ارتش صدام درآمدم، دوران اسارت بسیار سختی را گذراندم و در همان کمپ اسیران ایرانی درعراق (در دوران اسارت) از طریق تلویزیون فارسی عراق با سازمان مجاهدین آشنا شدم، رهبران سازمان مجاهدین در برنامه های تلویزیونی خود طوری وانمود می کردند که انسان گمان می کرد اینان ( مجاهدین ) دمکرات ترین و مردمی ترین سازمانی هستند که جهان هرگز بخود ندیده، تبلیغات و صحبت هایشان در سخنرانی ها آنقدر فریبنده بود که به سرعت در اذهان تاثیر می گذاشت و هر کسی که ذره ای در خود جوهر آزادیخواهی داشت جذبشان می شد.

عالیجنابان محترم:

تقریبآ سه سال قبل از پایان جنگ دراردوگاه رمادی عراق توسط کاردینال راجرز و سه اسقف دیگر که از سوی پاپ فقید جان پل دوم برای دیدار ازاینجانب از واتیکان فرستاده شده بودند دیدار کردم.
درآن ملاقات به من گفته شد که واتیکان این فرمان را از عالیجناب پاپ دارد تا برای آزادی من از اسارت اقدام کند ومن پس از آن می توانم درهر کجای دنیا که مایل هستم زندگی کنم. اما متآسفانه در جهالت این پیشنهاد را رد کردم و گمان می کردم که با پیوستن به سازمان مجاهدین به مردم ایران خدمت خواهم کرد، پس از آن هم سه سال دیگر اسارت را تحمل کردم تا زمان آتش بس بین ایران و عراق.پس از آتش بس بین ایرن و عراق متآسفانه از بازگشت به کشورم امتناع کردم و به امید رسیدن به آزادی و دمکراسی که برای مردم خود آرزو می کردم به سازمان مجاهدین پیوستم و ۱۲ سال در تشکیلات فرقه گرایانه مجاهدین بودم، در طول آن سالها درد و رنج روحی که در سارمان مجاهدین کشیدم هزاران بار بیشتر از دوران ۹ سال اسارتی بود که دردست نیروهای عراق بودم، مجاهدین و رهبری این سازمان مخوف که زمانی در لیست سیاه تروریستی امریکا و اروپا قرار داشت که البته در یک بازی سیاسی از لیست تروریستی خارج شد به هیچ عنوان ماهیت مردمی نداشته و تنها برای حکومت کردن تلاش و تقلا می کنند و برای رسیدن به قدرت از هیچگونه عمل ضد انسانی و غیر دمکراتیک فرو گذار نکرده و نمی کنند، مجاهدین در اروپا تلاش می کنند تا نزد مقامات اروپائی خود را آزادیخواه و دمکرات جلوه دهند در صورتی که دردرون تشکیلات خود هرگز به این موضوع اعتقادی نداشته و ندارند،مجاهدین هرگز نمی توانند خود را با دمکراسی تطبیق دهند به دلیل ائدولوژی عقب افتاده و ارتجاعی خود، مجاهدین با نیروی خودشان صادق نیستند چه رسد با مردم ایران.

عالیجنابان محترم:

در درون تشکیلات مجاهدین ظلم و نابرابری بیداد می کند، استسمار افراد توسط مغزشوئی که هر روزه توسط مسئولین روی افراد صورت می گیرد سالهاست که در تشکیلات مجاهدین رواج دارد و کسی در دنیا از مدعیان حقوق بشر به فکر افرادی که در تشکیلات مافیائی مجاهدین گرفتار شده اند نیست، حقوق بشر آلت دستی برای پیشبرد سیاست شده و تنها از حقوق بشر نامی باقی مانده.
رهبری سازمان مجاهدین در درون تشکیلات خود افراد خود را مجبور به طلاق اجباری کرد ه که این مسئله با دمکراسی در تضاد کامل می باشد، همینطور در درون تشکیلات مجاهدین زن و مرد اجازه هیچگونه رابطه ای با یکدیگر ندارند حتی در حد یک سلام، در درون تشکیلات ارتجاعی مجاهدین کسی اجازه ندارد کسی را دوست داشته باشد و رهیری سازمان به صراحت از افراد زیر دست می خواهد که تنها عاشق رهبری باشند که این مسئله باز با دمکراسی در تضاد کامل می باشد، ازدواج در سازمان مجاهدین از سوی رهبری سازمان ممنوع شده و خانواده را لانه فساد می دانند.

عالیجنابان محترم:

امروز خود شاهد هستید که کشور من و مردم کشورم زیر بار شدیدترین تحریم های ظالمانه امریکا قرار دارد و تمامی فشار تحریم ها تنها بر دوش مردم بیگناه ایران می باشد و سازمان مجاهدین که خود را به دروغ آلترناتیو جمهوری اسلامی ایران معرفی می کند به جای اینکه در غالب آپوزاسیون مرحمی بر زخمهای ملت ایران باشد برعکس با سیاست های امریکا همسو شده و برای به قدرت رسیدن دست به هر کاری زده و می زند، از رفتن به عراق در دوران صدام و در زمانی که کشورم درگیر جنگ با صدام بود و با همکاری با نیروهای صدام، دست زدن به عملیات های گوناگون بر علیه مردم و نیروهای نظامی ایران ، اکنون هم با دنباله روی و حمایت از سیاست های دولت ترامپ در حالیکه اروپا تلاش دارد تا تحریم های ضد انسانی که دولت امریکا بر علیه مردم ایران اعمال میکند را به هر شکلی کمتر کند، این فرقه از اعمال تحریم بر علیه مردم ایران استقبال نموده و با دعوت از سیاست مداران جنگ طلب امریکائی به تجمعات خود در پاریس تلاش دارد تا امریکا را به حمله به ایران تشویق نماید،لازم به ذکر است که در خارج از ایران تنها سازمان ایرانی که هم از حمله امریکا و اسرائیل و هم از تحریم ظالمانه امریکا علیه مردم ایران حمایت می کند همین سازمان تروریستی مجاهدین است که متآسفانه با سؤاستفاده از قوانین دمکراتیک اروپا بطور آزاد برای جنگ افروزی تلاش می کند.

اعضای محترم شورای کلیساهای جهانی:

این فرقه در قاره آزاد اروپا هم اقدام به برپائی زندانی در آلبانی به نام اشرف ۳ نموده و سالهاست که اجازه ملاقات به خانواده های اعضایش با عزیزان خود را نمی دهد، خانواده هائی که بعضآ بیش از سی سال است که عزیزان خود را ندیده اند، اینگونه بیرحمی و اینگونه سنگدلی در کدام دین و آیین الهی وجود دارد که در این فرقه به شدت عقب مانده به امری عادی بدل شده و رهبران آن با نام دین عده ای را در حصار ذهنی آنهم نه در خاک عراق بلکه در اروپا به اسارت کشیده اند؟این فرقه خطرناک در خاک اروپا سالها پیش اوج وحشیگری خود را به نمایش گذاشت،
بعد از دستگیری خانم مریم رجوی و ۱۶۰ تن از اعضای این سازمان درفرانسه توسط نیروهای امنیتی این کشور به ظن ارتباط با فعالیت های تروریستی برخی از اعضای این سازمان به دستور مسعود رجوی رهبر سازمان و همسر خانم مریم رجوی دست یه خودسوزی در مقابل سفارت خانه های فرانسه در نقاط مختلف جهان و در برابر چشمان حیرت زده مردم اروپا زدند که در رسانه های غربی بازتاب یافت، چند تن از این افراد هیپنوتیزم شده کشته شده و چند تن دیگر زخمی شدنداین گوشه ای از حرکت داعش گونه مجاهدین بود که زنگ خطر در اروپا را یه صدا درآورد اما متآسفانه رهبران اروپا یا متوجه نیستند که چه فرقه خطرناکی را در خاک خود پناه داده اند یا اینکه در برابر منافع حقیقت را سربریده اند، مجاهدین در درون تشکیلات خود هرگز نتوانستند به گوشه ای از دمکراسی پایبند باشند و در درون تشکیلات خود تا توانستند بر اعضای خود ظلم روا داشتند و تمام عقاید سازمانی خود را به دیگران تحمیل نمودند، تشکیلات مجاهدین که پز دمکراسی می دهند،عقب افتاده ترین سیستم موجود در قرن حاضر می باشد، محدودیت ها در درون تشکیلات به حدی است که امروزه در هیچ کشور عقب مانده ارتجائی موجود نیست،از جمله، ممنوع بودن ازدواج دردرون سازمان و حرام کردن آن برای کل اعضاء توسط مسعود رجوی، ممنوع بودن صحبت کردن زنان با مردان،ممنوع بودن صحبت کردن دو مرد یا دو زن با یکدیگر حتمآ بایستی سه نفر باشند که به هر حال یکی از آنان شاهد صحبت ها باشد، ممنوع بودن دوستی و دوست داشتن کسی، همه بایستی تنها عاشق رهبر باشند حتی به فرزندان و پدر و مادر یا خواهر یا برادر خود نبایستی ابرازعلاقه کنند، ممنوع بودن انتخاب لباس و پوشش خصوصآ برای زنان،نوشتن گزارش از درون خود و خواندن آن با صدای بلند در جمع، که این خود شدیدترین تفتیش عقاید می باشد و پس از خواندن گزارش توهین کردن به فرد مزبور به خاطر افکارش، برخورد فیزیکی و تهمت زدن های اخلاقی و پرونده سازی برای به سکوت کشاندن افراد و تهمت وابسته بودن به رژیم ایران با کسی که بخواهد از تشکیلات جدا شود و به زندگی و دنیای آزاد بازگردد و خیلی موارد دیگر منجمله تهدید به مرگ منتقیدن خود در همین اروپا.

عالیجنابان محترم:

مجاهدین خوشبختانه دردرون ایران و در میان مردم ایران به دلیل گذشته سیاه خود هیچگونه پایگاهی ندارند، فرقه مجاهدین ازهمان ابتدا برای دردست گرفتن قدرت و حاکمیت ترور و کشتار را پبشه کرده، از ترور ژنرال های امریکائی در تهران گرفته تا ترور و کشتار دیگر مقامات حکومتی و مردم عادی و بمب گذاری ها و همکاری با ارتش عراق در دروران صدام جنایتکار، همین عملکرد مجاهدین و سلاح کشیدن آنها جامعه ما را به عقب رانده، امروز اما با اینکه در درون ایران هیچگونه پایگاه مردمی ندارند اما مزاحمی بر سر رسیدن مردم ایران به دمکراسی می باشند.

عالیجنابان محترم:

دست باز مجاهدین در اروپا به دلیل ماهیت تروریستی که با ماسک آزادیخواهی و دمکراسی پوشانده اند برای جامعه اروپا بسیار خطرناک و یک تهدید جدی بشمار میاید، مجاهدین با کمک های مالی کلان به احزاب راست و افراطی در اروپا قصد برهم زدن جامعه اروپا را دارند، نمونه آن پرداخت ۸۰۰ هزار یورو به حزب راستگرای vox در اسپانیا بود که هیچ رابطه ای با منافع مردم ایران نداشته و تنها برای این منظور که راستگرایان را در اروپا به قدرت برسانند انجام شده که این هم با عقاید آزادیخواهانه مردم اروپا در تضاد می باشد، لذا دولت های اروپائی و همچنین کلیساهای اروپا بایستی تا دیر نشده دست این جنایتکاران را کوتاه کرده و فعالیت های سیاسی این فرقه خطرناک را محدود نمایند.

با تقدیم احترام
ادوارد ترمادو
آلمان