فراخوان مریم رجوی به آماده باش برای سرنگونی ولی چرا از زبان بهزاد نظیری؟

فراخوان مریم رجوی به آماده باش برای سرنگونی ولی چرا از زبان بهزاد نظیری؟

…  علت اصلی اینکه این دفعه بهزاد نظیری وعده می دهد باز یک چیز بیشتر نیست اینکه خود سازمان می داند که این وعده ها چقدر پوشال و بی محتواست بنا براین از همان ابتدا فکر فرار از پاسخگویی را چاره کرده است. بیچاره هواداران خارج کشوری خبر ندارند که سازمان در سال ۱۳۷۷ هم یک اماده باش به نام “آ۷۷ ” داد. آن موقع حتی مانورها … 

لینک به منبع

فراخوان مریم رجوی به آماده باش برای سرنگونی ولی چرا از زبان بهزاد نظیری؟

خانم حمیرا محمد نژاد، زنان ایران، آلمان ۲۵٫۰۱٫۲۰۱۹

خانم حمیرا محمد نژاد

اعلام مرحله جدید .. دوران جدید… آمادگی برای شرایط حساس همواره در سازمان مطرح بوده البته در کال کنفرانسی که اخیرا بهزاد نظیری سخنگوی آن بوده با قواره خارج کشوری آن عرضه شده.

از دید افراد داخل فرقه این وعده ها سالهاست که نخ نما شده . مسعود رجوی که زمانی حرفها وتحلیل هایش در داخل فرقه آیه بود بقدری در این رابطه بی اعتبار شده که بزحمت می توان در نشست ها وپیام های نوشتاری منتسب به وی افراد را بیدار نگه داشت.

از جمله طنزهای درون فرقه زمانبندی ها و شمارش معکوس های وی هست که با نام “ر” منهای فلان عدد به طنز و سخره گرفته میشود. هیچگاه هم برای محقق نشدن تحلیل ها وشمارش معکوس ها مسولیتی به عهده نگرفت که هیچ بلکه در انتها هم نفرات را مقصر معرفی کرد واینکه چون شما خوب انقلاب نکردید وخوب عملیات جاری وغسل نکردید سرنگونی محقق نشد.

این بار اما بهزاد نظیری وعده سرنگونی میدهد. همه ما بهزاد را میشناسیم که وی هیچ وزن فرقه ای وسیاسی  ندارد وتنها به دلیل تسلط به زبان فرانسوی در فرقه مطرح بوده ونه چیز دیگر بطوری که اگر دفتر سازمان در کشوری غیر از فرانسه می بود اصلا نیازی به وی نبود.

اما عضو کمیسیون خارجه شورا هم خودش داستانی دارد. این شورا که دیگر عضوی غیر از افراد داخل فرقه ندارد. اما علت اصلی اینکه این دفعه بهزاد نظیری وعده می دهد باز یک چیز بیشتر نیست اینکه خود سازمان می داند که این وعده ها چقدر پوشال وبی محتواست بنا براین از همان ابتدا فکر فرار از پاسخگویی را چاره کرده است.

بیچاره هواداران خارج کشوری خبر ندارند که سازمان در سال ۱۳۷۷ هم یک اماده باش به نام “آ۷۷ ” داد. آن موقع حتی مانورهای آن هم انجام شد. علاوه بر آن دهها تیم عملیاتی آماده بکار بودند. حتی ده هزار اسم ثبت شده که عمده آنها کردهای ساکن اردوگاه التاش رمادی و تعدادی هم هوادران خارج کشور را شامل میشد.

 یک نیروی کاملا اموزش دیده نظامی در چند ده کیلومتری مرزهای ایران تنها با یک فرمان می توانست حرکت کند. درست یک سال بعد از آن قیام های شش روزه دانشجویی در بیشتر شهرهای ایران برپا شد. با یاداوری این نکته که آن موقع اعضای سازمان بیست سال هم از امروز جوانتر بودند. اما نتیجه چه شد؟ آب از آب تکان نخورد.

درست ده سال بعد باز قیام های سال ۱۳۸۸ را داشتیم که از خرداد تا دی ماه در جریان بود باز نتیچه چه بود؟ هیچ وهیچ 

اما برگردیم به تحلیل های آقای نظیری که البته از خودش نیست این که موضع گیری فرانسه چنان بود ووزرات خارجه آمریکا چه گفت وسخنگوی دولت افغانستان چه گفت واتحادیه اروپا تحریم اعمال کرد وو…. 

باید از مریم رجوی پرسید خوب شما چکار کردید؟ شمایی که ادعای یگانه آلترناتیو رژیم آخوندی را به خودتان می نامید. ارتش آزادیبخش و شورای ملی مقاومت و شخص شما به عنو ان رییس جمهور منتخب مقاومت 

اینها همه که شما شمردید کرده های دولتهای اروپایی وآمریکاست 

نکند به استراتژی کانونهای شورشی دل بسته اید؟ بد نیست به یک خاطره از نشست های مسعود رجوی اشاره ای کنیم. در یکی از نشستها خاطره ای تعریف میکرد از آیت الله طالقانی . وقتی یکی از اعضای سازمان آن موقع طالقانی را از وجود فرقه سازمان مطلع میکند طالقانی به وی میگوید که آیا شما می توانید عکس شاه را که بالای یکی از مساجد هست جوهر بپاشید؟

منظور رجوی از بیان طنز آمیز این خاطره یاداوری سقف پایین طالقانی در مبارزه با شاه بود یعنی همین کاری که الان کانون های شورشی در داخل کشور میکنند. یعنی کانونهای شورشی برگشت به مبارزه حتی سالهای قبل از ۱۳۴۹ می باشد.
این از داخل کشور اما می پردازیم به خارج کشور.

همیشه وهمیشه رجوی در نشست هایی که چه در بغداد وچه در اشرف و چه در باقرزاده برگزار میکرد مبارزه خارج کشوری را به سخره میگرفت وبا نام فرنگ نشینان یا خارجه نشینان وعافیت جویان نام می برد ومیگفت مبارزه در خارج کشور وقتی از مشروعیت برخوردار است که در پیوند با ارتش آزادیبخش ودر خدمت ارتش آزادیبخش باشد وگرنه به پشیزی نمی ارزد وگرنه باندهای داخلی رژیم خیلی تیز تر از مبارزان خارج کشوری به رژیم میزنند. 

حتی در همین بسیج هوادران برای تظاهرات هم خط مشخصی نمی دهد که صدای خود را به کشورهای شرکت کننده در اجلاس لهستان برسانیم. مبتکر اصلی این کنفرانس دولت آمریکاست. شما که دو تن از سنگین ترین حقوق بگیرانتان رودی جولیانی و جان بولتون در دولت آمریکا مناصب کلیدی دارند چه نیازی به بسیج نیرو و تظاهرات ؟

برگردیم به وضعیت فعلی واعتراضات مردمی: آیا این همه اعتراض اعم از صنفی وسیاسی هیچ کدام نامی از سازمان ورجوی آن برده شد ؟ درعصر اینترنت وشبکه های اجتماعی ایا می توان گفت که مردم ونسل جوان از سازمان وآرمانهایش بی اطلاع هستند؟ برفرض هم که همه این وعده ها وتحلیل ها درست از آب دراید ورژیم سرنگون شود.

چه چیزی برای ارائه دارید؟ جمهوری دموکراتیک اسلامی؟!!

رجوی که از همه بهتر میداند همه این استراتژی ها و طرح ها از قبیل دل بستن به مواضع دولتهای غربی و منطقه ای و کانون های باصطلاح شورشی و ارتش آزادی ور…. اما استراتژی واقعی رجوی چیست؟
استراتژی رجوی که فقط یک بار در سال ۱۳۶۹ چندی قبل از حمله اول آمریکا به عراق تحت نام “سپر صحرا” در نشستی به نام صلیب به زبان آورد همان ” تغاری بشکند ماستی بریزد” بوده و هست.

 اما واقعیت این است که فرقه رجوی بحدی زمینگیر و بی خاصیت هست که کوچکترین توان بهره برداری از تلاطم های بین المللی و منطقه ای را ندارد. توفان ها در منطقه و در داخل ایران رخ داد اما رجوی با وجود برخورداری نامحدود لجستیکی و مالی و آموزشی نتوانست هیچ بهره ای از آن ببرد.

فقط یک اشاره کوچک به آموزش هوانیروز که توسط زبده ترین خلبان های عراقی در سالهای ۱۳۷۰ تا ۷۷ صورت گرفت هزینه آن بالغ بر ۱۵۰ میلیون دلار شد آن هم زمانی که دولت عراق زیر بی سابقه ترین و خردکننده ترین تحریم های آمریکا و سازمان ملل و اروپا بود. تلاطم هایی از قبیل مرگ خمینی و حمله اول آمریکا و بعد از آن هم شورش ها و اعتراض های دانشجویی و حمله دوم آمریکا به عراق که رجوی میگفت در صورت فروپاشی دولت عراق که دیگر صاحبخانه ای وجود ندارد که مانع حرکت ما به سمت خاک میهن شود همگی به داخل کشور میرویم.

 در ادامه تلاطم های منطقه ای بهار عربی که منجر به تغییر چند حکومت عربی مثل لیبی و مصر و تونس و یمن شد تا اعتراضات گسترده سال ۱۳۸۸. پس تغارهای زیادی شکست ماست های زیادی هم ریخت اما رجوی بحدی ناتوان بود که حتی یک لیس ماست هم نتوانست بزند.

حمیرا محمد نژاد، آلمان، ۲۴٫۰۱٫۲۰۱۹

***