جمعه, 26 آبان 1396

آخرین بروز رسانی: 08:50:22 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: انتشارات کتاب سازمان مجاهدین خلق؛ فرقه‌ای در قلب جمهوری

سازمان مجاهدین خلق؛ فرقه‌ای در قلب جمهوری

 

 اخیرا خانم سناتور «ناتالی گوله» وکیل و عضو مجلس سنای فرانسه، کتابی منتشر نموده است که تیتر آن«سازمان مجاهدین خلق:فرقه ای در قلب جمهوری» نام دارد.او شروع این اثر تحقیقی را با «هشدار» به سناتورها و نمایندگان مجلس فرانسه آغاز می نماید.

 

نسخه چاپي

خیرا خانم سناتور «ناتالی گوله» وکیل و عضو مجلس سنای فرانسه، کتابی منتشر نموده است که تیتر آن«سازمان مجاهدین خلق:فرقه ای در قلب جمهوری» نام دارد.او شروع این اثر تحقیقی را با «هشدار» به سناتورها و نمایندگان مجلس فرانسه آغاز می نماید.

ابتدا از تاسیس سازمان مجاهدین و تاریخچه آنان صحبت می کند.و اینکه اعتقاد آنان به مشی مبارزه مسلحانه و تروریسم، دست نخورده باقی مانده و تا کنون جمعبندی یا اعتراف نامه ای از طرف مجاهدین منتشر نشده که اثبات نماید از خشونت و تروریسم دست برداشته اند.

قدم های بعدی او در این کتاب همزمان با افشاگری هایی که انجام داده، اثبات حضور یک فرقه تمام عیار در قلب کشور فرانسه است.او تز خود را در تشریح اعمال فرقه مجاهدین از محل کار خود یعنی مجلس سنا شروع می کند.

لابی گری مجاهدین خلق در مجلس سنا و مجلس نمایندگان

او می گوید؛«… دسامبر ۲۰۱۱ در پارلمان فرانسه طوماری دست به دست می شد که توسط ۷۴ سناتور و ۲۸۲ نماینده امضا شده بود. در آن طومار خواستار حمایت از سازمان مجاهدین خلق و رهبری آن مریم رجوی بودند.همچنین تضمین حمایت بین المللی از  کمپ اشرف در عراق !

از آنجاییکه می دانم تعدادی زیادی از این نمایندگان که فکر میکنند با حمایت از سازمان مجاهدین خلق از دموکراسی در ایران پشتیبانی می نمایند،باید تاکید کنم امضا کنندگان تقریبا هیچ چیز از گذشته و تاریخ سازمان مجاهدین خلق ایران نمی دانند.به همین دلیل به نظرم رسید که یادآوری گذشته این سازمان که خود را مارکسیست اسلامی می دانند مفید خواهد بود.»

کردکشی در عراق توسط مجاهدین خلق:

بخش های بعدی کتاب به روابط بسیار نزدیک سازمان مجاهدین خلق با دشمنان مردم ایران یعنی صدام حسین دیکتاتور سابق عراق اختصاص دارد.او نوشته است؛

«بعد از جنگ خلیج،صدام حسین که به دلیل تحریم های بین المللی و شورش کردها و شیعیان،عمیقا بی ثبات شده بود، از سازمان مجاهدین خلق بعنوان یک ارتش خصوصی استفاده نموده و با عملیات مروارید در مارس ۱۹۹۱ اکراد و شیعیان عراق را سرکوب کرد.

همان ایام مطبوعات آمریکایی ، سخنرانی مریم رجوی را که از اعضای مسلح مجاهدین خواسته بود؛ “کردها را زیر تانک های خود له کنید تا برای آنان گلوله مصرف نشود.” منتشر نمودند.

قباد طالبانی پسر جلال طالبانی رئیس جمهور فعلی عراق معتقد است؛” تا هنگام سقوط رژیم صدام، مجاهدین خلق ابزار نظامی ارتش عراق بوده و در سطح گسترده ای قیام اکراد در سال ۱۹۹۱ را سرکوب نموده اند!”

خانم”ناتالی گوله” ضمن اشاره به فاکت هایی در این زمینه یادآوری نموده است؛”به همین دلیل بهتر می فهمیم که چرا حکومت فعلی بغداد مایل نیست مجاهدین خلق ایرانی را در سرزمین خود نگه دارد!”

خیانت سازمان مجاهدین به مردم ایران و از دست دادن پایگاه اجتماعی

خانم “گوله” ضمن بررسی فاکت های مشارکت جنگی سازمان مجاهدین خلق با سیستم نظامی و امنیتی صدام حسین در عراق به نتایج حساسیت بر انگیزی می رسد؛

«نقش مجاهدین در جنگ و مشارکت با صدام حسین،عملیات های نظامی،جاسوسی و ارائه اطلاعات نظامی ایران به عراق،شنود ، تربیت و اعزام واحدهای تروریستی به ایران بسیار بارز و غیر قابل انکار است…به همین دلیل از دید مردم ایران که خانواده ها یا نزدیکان خود را در جنگ از دست داده و یا بخشی از مردم ایران که از تروریسم مجاهدین خلق در شهرها آسیب پذیرفته اند، خائن هستند.» او این مسئله را به اعتبار روبه زوال آنان در جامعه نسبت داده و گفته است؛«مجاهدین خلق که خائن به مردم ایران بوده اند،بصورت بسیار آرام و تدریجی از اثر گذاری در ایران خارج شده و رفته رفته در بین مردم فراموش شدند.»

او در ادامه این بخش می افزاید؛

«…وقتی که مریم رجوی جرات می کند در میتینگ ۱۸ ژوئن ۲۰۱۱ ویلپن،خودش را با “شارل دوگل” قهرمان ملی فرانسه مقایسه کند،این همان چیزی است که فرانسه باید بفهمد!.چرا که مریم رجوی به این شکل می خواهد اتحاد سازمان مجاهدین با صدام حسین را توجیه نماید.جای بسی تعجب است که برخی نمایندگان مجلس فرانسه اجازه می دهند چنین حرف هایی گفته شود!»

رابطه با مخاطب در لابلای نوشته های کتاب از ویژه گی های برجسته این اثر تحقیقی است.او ضمن اعتراض به روابط سئوال برانگیز برخی فرانسوی ها با گروه رجوی از هموطنان و ارگان های دولتی می پرسد؛

«چگونه گروهی که از مدت ها پیش در کشور خودش جایگاهی ندارد،می تواند تحلیل و مشاوره در باره کشورش بدهد؟

در چارچوب دموکراسی آیا هر گروه مخالفی که اظهار نماید در برابر یک دیکتاتور ایستاده است، تنها به این دلیل می تواند یک سازمان یا حزب دموکراتیک باشد؟»

نویسنده در تشریح سئوالات خود ضمن نوشتن برخی پژوهش های انجام شده، به متون نشریات بین المللی،موسسه راند،سازمان دیدبان حقوق بشر،گزارش اف.بی.آی و …که مجاهدین را فرقه تروریستی شناخته بودند، استناد نموده و بخشی از آن حقایق را در کتاب خود ورق می زند.او به مواردی اشاره می نماید که نشاندهنده تغییر ماهیت یک سازمان تروریستی به یک فرقه خطرناک است؛

نحوه عضو گیری در سازمان مجاهدین خلق

«…هنگامیکه مجاهدین خلق تحت امر صدام حسین بودند،اسرای جنگ ایران وعراق دو امکان داشتند. یا باید در زندان های رژیم بعثی می ماندند و یا به مجاهدین می پیوستند.رجوی با زندگی در شرایط بهتر آنان را فریب داده و وارد پادگان اشرف می نمود.

دسته دیگر جوانهایی بودند که به دلیل شرایط اقتصادی قصد مهاجرت داشتند و مقصد آنها معمولا ترکیه و دوبی بوده است. اما مجاهدین با وعده کار،ازدواج وپناهندگی در اروپا ، مقصد آنها را به سمت کمپ اشرف منحرف می نمودند.

موسسه راند می گوید که ۷۰ درصد ساکنان اشرف به همین طریق فریب مجاهدین را خورده و سر از پادگان اشرف در عراق در آوردند.که به محض ورود برای پیشگیری از هر گونه اقدام به جدایی یا فرار،مدارک شناسایی و پاسپورشان مصادره می شد!»

نویسنده در بخش “لابی گری کارآمد سازمان مجاهدین در فرانسه!” از مخاطبین خود می پرسد؛

«چگونه است که در فرانسه سازمانی با تمام ویژه گی های یک فرقه، بعنوان یک سازمان یا حزب سیاسی شناخته می شود؟

آیا می شود سخنرانی های ظاهرا دموکراسی طلبانه رجوی را باور کرد؟

در حالیکه همین سازمان سیاسی می تواند اعضایش را متقاعد کند که خود را زنده زنده به آتش بکشند؟

ابزار اصلی لابی گری مجاهدین کدام ها هستند؟

استراتژی ارتباطات

مجاهدین خلق از پایگاه اورسوراواز سایت های خبری زیادی را پشتیبانی می کنند.همه آنها یک جور اطلاعات و اخبار راجع به ایران منعکس می نمایند.طوریکه به نظر می رسد همه این اطلاعات درست و از منابع قابل استناد آنان در ایران به دست آمده است.در حالیکه من بسیاری از اخبار آنان را بررسی نموده ام و به این نتیجه رسیده ام که بصورت حرفه ای دروغ می گویند.آنها با این روش اینترنت را با اخبار جعلی اشباع می کنند.

برای مثال در سایت ایران فوکوس آنها بخشی به نام “دوستان ملاها” دارند که در آن تحت عنوان افشاگری به تخریب چهره می پردازند.تخریب چهره برخی محققین فرانسوی مانند هورکاد،برخی نمایندگان مجلس مانند خانم سناتور دوریو ،کریستوف مارگوری ،سفیر سابق فرانسه در ایران فرانسوا نیکولو و … علت این کار آنان نیز مشخص می باشد.فقط به این دلیل که آنها عقیده ای مخالف نظریه مجاهدین مطرح نموده اند!

ایجاد انواع انجمن های پوششی

کمیته دوستی ایران و فرانسه

کمیته حمایت از حقوق بشر در ایران

انواع سایت های خبری و حقوق بشری و …

استراتژی قربانی نمایی سازمان

مسئولین مجاهدین ادعا می کنند هر کسی که در ایران اعدام می شود یا عضو مجاهدین بوده یا از خانواده هوادار سازمان است.سایت رسمی آنها بیش از ۲۰۰۰۰ کشته را به خود نسبت داده و در کتابی که اخیرا به اسم مهین لطیف به چاپ رسیده بین ۳۰ تا ۵۰ هزار کشته به خود نسبت داده اند.

با این حال هیچ یک از خبرنگاران و دیپلمات هایی که شاهد تظاهرات های سال ۲۰۰۹  در ایران بوده اند، هیچگونه همبستگی مردم با مجاهدین در خیابان های ایران ندیده اند.

باید گفت که سازمان مجاهدین خلق از قربانیان تظاهرات ها سال ۲۰۰۹ نیز سوء استفاده کرده است!

خانم” ناتالی گوله ” ضمن بررسی فاکت های فوق تاکید نموده است؛«نشانه های انحراف فرقه ای سازمان مجاهدین حتی در فرانسه شدیدا قابل مشاهده است:

از جمله رهبر پرستی

روش های بیشرمانه دروغ پردازی

تهدید علیه منتقدین

حمله و کارشکنی علیه آزادی بیان

مشخص نبودن منابع مالی مجاهدین

جمع آوری پول ،سفید کردن پول توسط انجمن ها و ان جی او های پوششی،…» و اینکه در نهایت بعنوان سئوال پرسیده است؛«براستی پول مجاهدین از کجا می آید؟»

بخش پایانی کتاب « سازمان مجاهدین خلق ایران: فرقه ای در قلب جمهوری » به نتیجه گیری بحث های مطرح شده اختصاص دارد.

نتیجه گیری

«با توجه به گذشته مجاهدین خلق دشوار است فکر کنیم سازمانی که همچنان از تمام بیماری ها و درد های یک گروه تمامیت خواه مثل کیش شخصیت ،فعالیت های تروریستی،منابع مالی پنهان،دروغ ،تهمت،تهدید،تخریب چهره شهروندان تحت عنوان افشاگری رنج می برد، به یک سازمان دموکراتیک تبدیل شده باشد!»