جمعه, 26 آبان 1396

آخرین بروز رسانی: 08:50:22 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: انتشارات کتاب دزد روح

دزد روح

alt
alt

در خلال این کتاب، آنتوان گسلر به نقش زنان در سازمان مجاهدین خلق می پردازد و معتقد است چون کنترل آنها ساده تر از مردان بوده، مسعود رجوی مردها را بجز عده ای معدود، خلع درجه کرده و درجه های فرماندهی را به زنان اعطا کرده است. زنانی که می بایست روحا و جسما تحت امر مسعود رجوی قرار می گرفتند. مصاحبه خانم بتول سلطانی، عضو جدا شده از این فرقه بیانگر نکاتی جدید و تکان دهنده می باشد که در این کتاب درج شده است.

 

 

Le Voleur d’âmes

دزد روح 

آنتوان گسلر، نویسنده،محقق و روزنامه نگار سوئیسی،در آخرین اثر تحقیقاتی خود بر روی سازمان مجاهدین خلق تحت عنوان« دزد روح»،برای بار سوم مطالعات خود را اختصاص داده به این گروه تروریستی که بسوی هزارتوی یک فرقه مافیایی لغزیده است.

وی در این اثر، با تعدادی از اعضای جدا شده سازمان مجاهدین مصاحبه کرده  است تا در اعماق روابط ایدئولوژیک و مناسبات درونی از میزان دیکتاتوری مسعود و مریم رجوی ، رهبران این فرقه خطرناک پرده بردارد. رهبرانی که زندگی شان با کیش شخصیت سپری می شود و به همراه نزدیک ترین یاران متعصب و متحجر خود، تصویری پر مخاطره از سازمان به نمایش می گذارند.

این کتاب که بیشتر یک تحقیق نامه است در قطع جیبی با ۱۹۶ صفحه و توسط انتشارات «دوگس» سوئیس در ژوئن ۲۰۱۲ منتشر گردیده است.کتاب دزد روح در هشت فصل نگاشته شده که هر یک از آنها، نگاهی عمیق و تاریخی  دارد بر روی عملکردهای این فرقه و آنچه که اعضا و تشکیلات آنان را به بیراهه برده است. عملکردهایی مانند کنترل ذهن، مغزشویی، شهید پروری ، شهید پرستی ، تبلیغات و …

روابط سازمان مجاهدین خلق با جندالله

آنتوان گسلر در کتاب «دزد روح» به دوستی اسرار آمیز سازمان مجاهدین خلق با ” عبدالمالک ریگی”  فرمانده گروه تروریستی ” جندالله” پرداخته وهمچنین رابطه مجاهدین خلق با جنگ طلبان آمریکایی را زیر سوال می برد. در بخش هایی از این اثر نیز به نقش سازمان مجاهدین در ایجاد شعارهای تحریک آمیز در جریان اعتراضات خیابانی به انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد در سال ۲۰۰۹ اشاره شده است.

تروریسم و کرد کشی در عراق

نویسنده همچنین به تحرکات سازمان مجاهدین در عراق برای ایجاد آشوب های شهری پس از سقوط صدام حسین می پردازد.در قسمت دیگری از کتاب به مسئله کردکشی اشاره نموده و چگونگی مشارکت سازمان مجاهدین خلق با صدام حسین در سرکوب اکراد و شیعیان قیام سال ۱۹۹۱ را برای خوانندگان تشریح می نماید.

ترور دانشمندان هسته ای ایران

گسلر در کتاب «دزد روح» ضمن پرداختن به قتل دانشمندان هسته ای ایران توسط عوامل سازمان مجاهدین خلق و سازمان موساد،معتقد است که حفظ سازمان مجاهدین خلق در مرزهای عراق، در راستای جهت گیری جنگی سیاست آمریکا در قبال ایران می باشد.چراکه این گروه خلع سلاح شده، خیلی سریع می تواند مجددا مجهز به اسلحه شده و برای تجاوز به خاک ایران فعال گردد.

مصاحبه با اعضای جداشده مجاهدین خلق

در خلال این کتاب، آنتوان گسلر به نقش زنان در سازمان مجاهدین خلق می پردازد و معتقد است چون کنترل آنها ساده تر از مردان بوده، مسعود رجوی مردها را بجز عده ای معدود، خلع درجه کرده و درجه های فرماندهی را به زنان اعطا کرده است. زنانی که می بایست روحا و جسما تحت امر مسعود رجوی قرار می گرفتند. مصاحبه خانم بتول سلطانی، عضو جدا شده از این فرقه بیانگر نکاتی جدید و تکان دهنده می باشد که در این کتاب درج شده است. خانم بتول سلطانی می گوید: «  … در شورای رهبری مجاهدین خبری از مردان نبود. فقط زنان حضور داشتند و همه اختیارات در دست زنان بود. برای آزمودن زنانی که می بایست همه چیزشان را به مسعود می بخشیدند، تحت نظارت مریم رجوی ما به دو گروه تقسیم شدیم. دستور این بود که کاملا لخت شویم و برقصیم. ما باید موفق می شدیم این کار را انجام بدهیم در حالیکه فرهنگ ما همیشه ما را به حیا عادت داده بود. زنانی که موفق به انجام این آزمایش نمی شدند مثل این بود که بین آنها و مسعود مانعی وجود دارد که باید از آن عبور می کردند… هر یک از ما می بایست دوش می گرفتیم و غسل می کردیم. همه از خودمان می پرسیدیم قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ به ما گفته بودند که این یک ازدواج نمادین با مسعود است … این یک مسئله بسیار محرمانه بود که هیچ یک از مردان گروه نمی بایست از آن باخبر می شدند. هیچ کس نباید حرفی می زد! مسعود همه نمادها را به نفع خودش منحرف می کرد …» 

مسعود رجوی و زنان

خانم بتول سلطانی در بخشی از کتاب «دزد روح» که بنام «همسر نمادین» ذکر شده ،از نزدیک ترین رابطه خود با شخص مسعود رجوی پرده برداری نموده است.

« …همه زن ها می بایست از شوهرانشان طلاق می گرفتند و بصورت نمادین به همسری مسعود در می آمدند.روی یک کاغذ نوشته بودم که مایل هستم با مسعود تماس مستقیم داشته باشم.آن موقع فکر می کردم کار من یک آزمایش بدون نتیجه خواهد بود.یکی از دوستانم به من گفته بود که رابطه ای با مسعود داشته و او یک مرد کاملا عادی است.دوست من که انتظار داشته با یک مرد خداگونه روبرو شود،حسابی سرخورده شده بود.یک سال پس از این اتفاقات،مریم رجوی به من خبر داد که مسعود مرا احضار نموده است.مریم اطاق خواب را به من نشان داد.همه چیز آماده بود.او به من گفت چه می خواهی؟ می توانی دوش بگیری،مطالعه کنی یا تلویزیون ببینی!من خیلی تعجب کردم وقتی دیدم درب را طوری ساخته اند که فقط به بیرون باز شود. یک تخت دو نفره همراه با تجملات زیادی در داخل اطاق قرار گرفته بود.اطاقی رویایی مانند  فیلم های سینمایی، اطاقی شاهانه… من خیلی منتظر ماندم. تقریبا نزدیک نیمه شب مسعود آمد.عصبانی بود. مرا نشاند و از من خواست تا از تناقضات ام بگویم. اما من حرف هایم را فرو خوردم. او از من پرسید: آیا چیزی برای گفتن داری؟ من به مسعود جواب دادم که فقط می خواستم با او باشم. مسعود رو به من کرد و گفت: راست نمی گویی. تو به من باور نداری! یکی از معیارهای عاشقی این است که وقتی یکدیگر را می بینیم چیزهای زیادی برای به هم گفتن داشته باشیم. اما تو هیچ چیزی برای گفتن نداری…مسعود از من پرسید آیا شوهرت را دوست داری؟ وقتیکه به او گفتم : بله،مسعود گفت: بین من و شوهرت چه کسی را انتخاب می کنی؟من به دروغ گفتم: مسعود را! او به من گفت برایش بیگانه هستم و باید خودم را پاک نموده و لخت برگردم. بعد به من توضیح داد که باید با او ازدواج مذهبی کنم…من و مسعود رجوی از نیمه شب تا پنج صبح با هم بودیم. من باید تا آخر این راه را می رفتم و فهمیدم که این مسئله یک آزمایش ایدئولوژیک نیست. بعد از آن شب او چند بار مرا صدا کرد و همیشه می گفت که با تو احساس خوبی ندارم! “وقتی از اطاق می روی تبدیل به یک بیگانه می شوی. اینطوری نمی شود…”من تحت فشار بودم و از اینکه در حریم خصوصی او باشم اذیت می شدم. این سخت ترین دوران زندگی من بود. دیگر قادر به حرف زدن با بقیه نبودم. خیلی می ترسیدم و وضعیت من بسیار خطرناک شده بود. دیگر نمی دانستم چطور زندگی کنم؟ دوبار اقدام به خودکشی کردم. یک بار رگ دست چپ ام را بریدم. بار دوم قرص مصرف کردم. بعدها شنیدم که زنان زیادی در داخل سازمان مجاهدین این مسیر را طی نموده اند. مریم رجوی می داند که مسعود معتاد به سکس است و باید این موضوع را بپذیرد و با آن کنار بیاید… »

بجز خانم سلطانی،شهادت تعدادی از جدا شدگان فرقه تروریستی رجوی مانند آقایان کریم غلامی، روح الله تاج بخش، علی جهانی فرد و مهرداد ساغرچی نیز در قسمت های پایانی کتاب وارد شده و تصویر روشنی از مناسبات درونی این دالان تو در تو بنام سازمان مجاهدین خلق ایران به خواننده ارائه می دهد.

.

در صفحات آغازین کتاب، آنتوان گسلر این نوشته را تقدیم می کند : « به همه زنان و مردانی که یک روز بالاخره شجاعت « نه» گفتن به خودکامگی را پیدا کردند.»