دوشنبه, 29 آبان 1396

آخرین بروز رسانی: 10:35:51 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: اخبار مصاحبه ها مصاحبه با آقای نیما میهندوست بخش اول

مصاحبه با آقای نیما میهندوست بخش اول

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF
مصاحبه با آقای نیما میهندوست عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ بخش اول

براستی چنین تفکری که جرات اداره و مدیریت کردن ۲۵۰۰ عضو اغلب ناراضی را ندارد چگونه ارمغان دمکراسی را برای مردم اش خواهد آورد.

 

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=3025

مصاحبه با آقای نیما میهندوست عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ بخش اول

 

آقای نیما میهندوست ممنون از شما که دعوت ما را پذیرفتید و در گفتگو با تیم مدیریت سایت نیم نگاه شرکت کردید. 

سایت نیم نگاه : مجاهدین خلق شعار جامعه بی طبقه توحیدی را به مثابه مابه ازای عینی ایدئولوژی و جهان بینی مجاهدین مطرح کردند از سال ۶۶ به بعد در واقع جامعه آرمانی مجاهدین درقرارگاه اشرف وهمگام با تاسیس ارتش آزادیبخش عینیت یافت. آقای میهندوست شما درمتن مناسبات مجاهدین درقرارگاه اشرف از نزدیک یوتوپیای مجاهدین (جامعه ایده آل) را تجربه کردید. چه تصویری از این جامعه ایده آل مجاهدین دارید؟

آقای نیما میهندوست : با سلام خدمت شما دوستان عزیز, در جواب این سوال که بنظرم بسیار هم بااهمیت است بایستی عرض کنم؛ درزندگی تشکیلاتی موجود درقرارگاه اشرف سابق, هیچیک از اعضاء وجه و پولی در اختیار نداشتند سازمان در تحلیل و تبیین این کار اظهار می داشت اینجا یعنی قرارگاه اشرف مصداق بارز جامعه بی طبقه توحیدی است!!  جامعه ای که انسانها نیاز به ثروت اندوزی ندارند و به میزان نیازخود موادغذایی مصرف می کنند و دلیلی ندارند که بخواهند برای خود خانه بسازند و…… . مثلا ماهانه حدودا ۵۰۰۰ دینارعراقی اعتبارخرید و نه پول به هریک از اعضا تخصیص می یافت که ازمحل این اعتبار که معادل ۵۰۰۰۰ ریال ایران!!! میشد که میبایست شامپو و لباس کار و بزک خود را نیز از آن محل تامین می کرد و گاها دوستانش مایه می گذاشتند تا طرف در تامین مایحتاج بسیار اولیه خود کم نیاورد!!! ولی واقعیت این است که درجامعه توحیدی و ایده ال مصادیق زور و اجبار در پذیرش عقیده و سلیقه وجود ندارد. فرد به جرم طرح سوالی همانند قرارگاه اشرف بازجویی نمیشود و یا با اتهام اقدام برای طرح فرار ازسوی فرماندهان سازمان مواجه نمی شود. طبق سنت الهی صاحب همسر و اولاد و زندگی شرافتمندانه براساس بینش توحیدی است نیاز به دروغ گفتن نمی بیند سعی دارد بمیزان ارزش واقعی کارش بهره مند گردد و اندوختن سرمایه و ثروت مفهومی ندارد. درحالیکه در زندگی تشکیلاتی مجاهدین به فرمان رهبری فرقه عضو مجاهدین زندگی مشترک خویش را متارکه و به نابودی کشانده است. او میبایست همانند رباط ماشینی، خودآگاهی انسانی خویش را به بوته فراموشی بسپارد ودر وصف رهبری فرقه (مسعود رجوی) بطورغیرعادی اندیشه کرده و فرامین غیرانسانی و غیراجتماعی و حتی غیراخلاقی او را تمکین نماید. در جامعه توحیدی حقیقی انسان درمسیرغایت الی الله و یگانه شدن با رسالت انسانی خویش گام برمیدارد به مقدار کافی به عنصر استثمار آگاهی داشته و با جهاد اکبر و صیانت خود از ضدارزش ها درمسیر بهسازی مستمرجامعه می کوشد در حالیکه در زندگی فرقه ای مجاهدین عنصر تشکیلاتی از عبادت خالق خود غافل است و تشکیلات بعنوان نهاد توحیدی اورا به این شعائر رهنمون نمی سازد برای او این یقین را فراهم میسازد که برای عدم انجام عبادت فردی( چه نماز و یا روزه و….؟) نبایستی اظهار نظر کنیم!! ولی درعین حال او را جبرا وادار می کند برای ابزارهای مغزشویی فرقه هرگونه تفکرات ذهنی را روزانه و هرلحظه در دفتر کوچک جیبی خود یادداشت و درجلسات “غسل هفتگی” و “عملیات جاری” نزد همگان بازخوانی کند بطوری این سازوکارتشکیلاتی واجب است که رهبری فرقه عدم انجام آن از سوی اعضا را به مثابه ایجاد شعبه سوم سپاه پاسداران تلقی می کند!!!. عنصرفرقه درجامعه ای نرمال بسر نمی برد تا دریک کنش و واکنش اجتماعی رشد نماید. او درتشکیلات با انسان های مشابه و پروتوتیپ شده همانند خود مواجه است. عاطفه و همسر و فرزند گناه نابخشودنی برای او قلمداد میشود و از یک اجتماع با تنوعات اش از فعالیت در زمینه های کسب و کار و امورات انسانی و خانواده محروم بوده و همانند یک موحد راه خدا از زندگی مناسب با تمام زیبایی های معنوی و دنیوی اش برخوردار نیست. پس براحتی میتوان فهمید آن شرایط یکسان و به ادعای مجاهدین سوسیالیستی حاکم بر تشکیلات مصداق جامعه توحیدی نمی باشد .

سایت نیم نگاه : شما وجوه تمایز جامعه ایده آل مجاهدین را با جوامع توسعه یافته در غرب چگونه توصیف می کنید؟

آقای نیما میهن دوست : حال درمقیاس اجتماعی و نه جامعه تشکیلاتی در خصوص ایده و نظرهای مجاهدین به موارد زیر میبایست اشاره کنم. مریم رجوی تاکنون به صراحت به یک جامعه سکولار یعنی جدایی دین از سیاست تاکید دارد او اظهارمی دارد در این جامعه زن و مرد با هم برابر بوده و قومیت ها از حقوق ویژه خود برخوردار خواهند بود و …..!!!.  اصل مسئله همینجاست. اولا چگونه و برچه اساسی ایشان بدون آنکه موضوعات پیچیده ای همچون قومیت ها در قانون اساسی کشور حل و فصل نشده چنین وعده های دروغین می دهد ثانیا مگر برابری زن و مرد در زمان حال موجود نیست ثالثا جریانی سیاسی که در تاریخ بشریت با ادعای آلترناتیو بودن یک هیئت حاکمه ای و با داعیه طرفداری از حقوق بشر به سرکوب اعضای ناراضی خود به بدترین شکل می پردازد، میتواند به زعم خود و بعد از دوره انتقال شش ماهه حکومت اش به آزادی و تعدد احزاب تن بدهد؟ آلترناتیوی که هم اکنون بعد از ۳۴ سال از استقرار جمهوری اسلامی میگذرد با هیچیک از گروههای سیاسی توافق و حتی تفاهمی ندارد آیا میتواند به ارزش های لیبرال دمکراسی غربی تن دهد؟ این موضوع اصلا باورکردنش مشخصا محال خواهد بود. با توجه به ساختار فکری رهبری سازمان که ازسی سال پیش کشورهای عربی سوسیالیست ویا هکذا کشورهای سوسیالیستی امریکای جنوبی همچون کوبا و نیکاراگوئه را مدینه فاضله خود می پنداشتند بنظر میرسد در این جمهوری لاییک خودسازو کارهای سوسیالیستی همان کشورها یا بنوعی سوسیالیسم اروپایی همچون سوئد را مدنظر قرار دهند ولی هرچه هست در ایجاد نهادهای دمکراسی دربطن جامعه مطمئنا علیرغم هرشعار دروغین خود تک صدایی و تک حزبی را دنبال خواهند نمود .

سایت نیم نگاه : به نظر شما، دردنیای مدرن جهان بینی و ایدئولوژی و اصولا نوع نگاه و تلقی مجاهدین از مذهب و دین برای انسان متعلق به عصرتحولات دموکراتیک قابل هضم است؟

آقای نیما میهن دوست : بنظر میرسد دوران تسلط تک حزبی و چنین دیدگاههایی گذشته است اصلا محاسبه و ارزیابی افکار و ایدئولوژی مجاهدین در زمینه های اقتصادی و فرهنگی و سیاسی با روند روبه رشد فضای دمکراسی در جهان امروز و حتی منطقه مطابقت ندارد. ضمن اینکه خود آنان بدرستی می دانند مواضع اجتماعی و سیاسی شان درقیاس با سالهای اول انقلاب به پهنای بزرگترین زاویه ها مغایرت دارد. شعارهای ضدامپریالیستی سالهای ۶۰ کجا و دعوت از رئیس بازنشسته سیا برای سخنرانی میتینگ های سازمان کجا و یا آموزش دیدن دراردوگاههای آموزشی الفتح کجا و ارتزاق همه نوعی از اسراییل کجا.  بعبارتی یادمان هست که درخاطرات مهدی رضایی خوانده بودیم که در آخرین وعده صرف غذای قبل از اعدامش از نوشیدن نوشابه خودداری می کند و علتش را جزو فرهنگ بورژوازی می داند. چقدر جالب هست این حرفها!  و حال درسال ۲۰۱۳ مسعود رجوی به رئیس ملل متحد می نویسد تا نمایندگان کمیساریای پناهندگان ملل متحد درمصاحبه هایشان از اعضا در کمپ ترانزیت سوالات اضافی و شخصی!!! نکنند.  براستی چنین تفکری که جرات اداره و مدیریت کردن ۲۵۰۰ عضو اغلب ناراضی را ندارد چگونه ارمغان دمکراسی را برای مردم اش خواهد آورد. نتیجه می گیرم در تبیین رابطه عمل و فکر سازمان مجاهدین این را می توان گفت که هر اظهار نظری از سوی مریم رجوی و یا مسئولین بعد از آن در خصوص بینش و دیدگاههای مجاهدین صرفا فریبکارانه و بازی سیاسی تلقی میگردد .

سایت نیم نگاه : خانم مریم عضدانلو در مصاحبه با خبرنگاران غربی و در سخنرانی ها خود در همایش ها و میتینگ های متعدد مدام از پایبندی مجاهدین خلق به آزادی و دموکراسی و حقوق بشر سخن می گوید چرا باید سخنان خانم عضدانلو را نباید جدی گرفت و در حد یک شعار و پروپاگاندا بدان نگریست؟

آقای نیما میهن دوست : ایشان حداقل از سوی اعضای باسابقه جدا شده بخوبی شناخته شده اند. توانمندیهای سیاسی و فکری ایشان شاید  کمی هم کمتر از حتی فهیمه اروانی ارزیابی شود!! ولی به هرحال درسیستم مغزشویی و سرسپاری فرقه ای به این جایگاه کذایی دست یافته اند هدفم از طرح این موضوع وابستگی مطلق وی به دیالوگ مسعود رجوی رهبر فراری فرقه بوده که مطمئنا برای هر سمینار وهمایشی قبلاتوسط وی توجیه میشود. پس میتوان گفت چه در موضوعات مربوط به تحولات ایران و چه مربوط به ترک اشرف بعنوان کانون استراتژیک نبرد!!؟ ویا مصالحه با نیروهای امریکایی و خلع سلاح شان در سال ۲۰۰۳ ویا کشته سازی اعضای نگون بخت اشرف، تمامی موضع گیری های ایشان غیرواقعی از آب درآمده و یا در تناقض با حقیقت های موجوداجتماعی بوده است موج سواری از مرگ یک وبلاگ نویس گرفته تا کشته شدن دو دانش آموز در آتش سوزی مدرسه در پیرانشهر همه و همه ابتکارات و یا بقولی نیرنگ های خائنانه سازمان در ایجاد هرج و مرج و بلوا بوده است. سوال اینجاست حال که سازمان ادعاهای خیلی کاذبانه ای هم می کند از مردم برای حمایت از آنان دعوت نماید بی آنکه پشت حادثه ای برای سوءاستفاده کمین کند. فی الواقع در صحنه، سازمان خود را بدین طریق به لحاظ دارا بودن پایگاه اجتماعی محک خواهد زد. پس افاضات مریم دست نشانده که برای هر جریان سیاسی شناخته شده است جز درهاون کوبیدن چیز دیگری نیست. بارها طی ۹ سال اخیر اعضای جدا شده او را به نشستی رودررو و عادلانه و با حضور رسانه های مورد تایید هردو طرف فراخواندند ولی تاکنون سازمان تروریستی مجاهدین دراین خصوص اقدامی ننمود. تشکیلات هزار و یک برچسب به جداشدگان زد و آنان را مستحق مجازات خواند . پس مظلوم نمایی های وی برای مردم ایران رو شده و در فرصت مناسب ودر یک محکمه قضایی صالح مسلما او وادار به ناگفته های رذالت سازمان خواهد شد .

سایت نیم نگاه : به نظر شما که سالها ساختار فکری، سیاسی و نیز مناسبات درونی مجاهدین خلق را تجربه کردید آیا انگاره ها، مولفه های فکری و اخلاقی نسل جوان ایرانی با چنین دستگاه فکری، مناسبات عینی و نگرش مجاهدین در باره مقولاتی چون ” فردیت ” ، ” آزادی ” ، ” پلورالیسم  ” ، ” حق انتخاب انسان ” ، ” آزادی عمل زن ” و سایر موارد مربوط به حقوق بنیادین و اساسی آدمی، سازگاری و همخوانی دارد؟

آقای نیما میهن دوست : بنظرم حداقل بعد از واقعه ۱۸ تیر ۷۸ دانشجویی که بهترین فرصت برای سواستفاده های سیاسی سازمان می توانست باشد تاکنون،   سازمان علیرغم هر فیل هوا کردن هایی سر هرسرفصل و سالگردی نتوانسته اعتماد ملتی را بخود جذب کند. سوال اینجاست درواقعه اتفاقات دانشجویی کی و کجا تاکنون مجاهدین توانسته اند شرایط تاثیرگذاری داشته باشند. چرا که پناه بردن به آغوش صدام حسین درسالهای جنگ تحمیلی علیه ایران و کشتار و ترورهای کور سالیان قبل ماهیت این گروه تروریستی را بیش از پیش به جوانان یا نسل سومی ها شناسانده است. مگرمیشود مردمی که ماهیت سران فاسق و فاسد مجاهدین را در تجاوز به زنان تشکیلات فهمیده اند به سخنان فریبکارانه مریم رجوی بهایی بدهند. یا اصلا دانشجویی که در ملاء اجتماعی دانشگاه فعالیت فرهنگی و اجتماعی دارد از شناخت عمیق خود در بررسی سوابق خیانتکارانه این گروه باز ماند و تحولات سالهای گذشته موید این حرفها می تواند باشد .

ادامه دارد …