دوشنبه, 29 آبان 1396

آخرین بروز رسانی: 10:35:51 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: اخبار نامه ها نامه سرگشاده آقای قربانعلی حسین نژاد به آقای رمی پاگانی شهردار ژنو

نامه سرگشاده آقای قربانعلی حسین نژاد به آقای رمی پاگانی شهردار ژنو

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF
ghorban ali  hosin njad

.....رهبری یک فرقۀ تروریستی که در تمام بیانیه هایش نمایندگی سازمان ملل در عراق را به علت اینکه نتوانسته این نمایندگی را بخرد و رئیس آن آقای مارتین کوبلر تسلیم خواسته ها و اهداف رهبری این فرقه نشده است به باد انواع ناسزاها و دشنامها و تهمتهای......

لینک به منبع:
http://ghorbanali2013.blogfa.com/post/52

با درود و تقدیم بهترین احترامات،

اینجانب قربانعلی حسین نژاد که ۳۰ سال در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK) در فرانسه و در عراق بودم وقتی دریافتم که این سازمان دیگر نه یک سازمان سیاسی بلکه یک سکت یا فرقه می باشد نزدیک یک سال پیش با خروج از کمپ لیبرتی در عراق توسط کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد، از این سازمان جدا شدم ولی دختر بزرگم زینب (۳۴ ساله) هم اکنون در کمپ لیبرتی در اسارت و گروگان فیزیکی و ذهنی و روانی این سکت می باشد.

خبر دیدار مریم رجوی با شما را در ژنو در سایت این سازمان خواندم و از صحبتهایی که از زبان شما در این دیدار نوشته اند اصلا تعجبی نکردم برای اینکه من خودم بیشترین سالهای حضورم در این سازمان در بخش روابط خارجی به عنوان مترجم ارشد آن کار می کردم شاهد بودم که چگونه به اسم شخصیتها و گروههای خارجی که بسیاری را خودشان نامگذاری کرده و می ساختند بیانیه ها و مصاحبه ها با حرفها و مواضع خودشان را به زبان فارسی نوشته و سپس به زبانهای مربوطه از جمله به زبان عربی توسط اینجانب ترجمه کرده و به اسم و امضای آن شخصیتها و گروههای ساختگی و به زبان آنها منتشر می کردند. وقتی حرفهایی را که از زبان شما نوشته اند در سایت این گروه خواندم دیدم تماما کلمه به کلمه و جمله به جمله عینا همانهایی است که قبلا بارها در اطلاعیه های این سازمان و یا بیانیه هایی که از قول دیگران در حمایت از آنها نوشته شده اند خوانده ایم.

آقای شهردار،

مریم رجوی تا ۱۰ سال پیش سالیان سال در عراق فرمانده نظامی ارتش ساخته شده از انبوهی جوانان و افراد تحصیلکرده ایرانی در کشورهای مختلف اروپایی و آمریکایی و نیز ایران بود که تحصیلات و کاروبار خودشان را رها کرده و با وعده های او و همسرش مسعود رجوی با امید دادن واهی آنها به سرنگون کردن رژیم ایران و برقراری آزادی و دموکراسی در ایران از این طریق به غایت خائنانه از نظر ملت ایران یعنی با پیوستن به ارتش یک کشور دیگر در حال جنگ با ایران یعنی به ارتش رژیم صدام حسین راهی عراق شدند و مریم رجوی و همسرش بیشتر آنها را در جنگها و عملیاتهای بیهوده و دیوانه بار به کشتن داده یا زخمی و یا برای همیشه معلول کردند و باقی مانده را نیز منهای کسانی که امثال من توانستند و جرأت یافتند که بعد از سالیان خودشان را از بند اسارت این فرقه رها سازند همچنان در اسارت جسمی و روانی خودشان در جهنم تروریستی عراق نگه داشته اند و او و همسرش مسعود رجوی که در میان همین افراد اسیر فرقه در عراق پنهان شده با رد پیشنهادها و اعلام آمادگیهای کشورها از جمله آلبانی مبنی بر پذیرفتن تعدادی از این افراد با آوردن بهانه ها و گذاشتن شروط غیر منطقی و غیر واقعی از جمله اینکه همه را باهم آن هم به یک جا منتقل کنید یعنی «یا همه یا هیچکس» و تحریم مصاحبه ها با کارمندان کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد در عراق، عملا و عمدا در طرح سازمان ملل و کمیساریا مبنی بر انتقال این افراد به کشورهای ثالث کارشکنی کرده و اصرار بر نگهداری این افراد در خاک عراق دارند تا به صورت یک دیوار گوشتی از مسعود رجوی و دیگر رهبران این فرقه که به علت جنایاتشان در عراق وهمکاریشان با صدام علیه مردم این کشور تحت پیگرد دولت عراق هستند، ولو به قیمت کشته شدنشان، حفاظت کنند. خود مسعود رجوی سه سال پیش در نشستی برای ما در قرارگاه اشرف در عراق گفت اگر نیروهای عراقی به ما حمله کنند باید تک تک جلوی آنها کشته شوید تا نگذارید به مرکز لشکر که منظورش مقر خودش بود برسند.

آقای شهردار،

رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK) از زمان سرنگونی رژیم سابق عراق برخلاف توصیه ها و نصیحتهای شخصیتهای برجستۀ اپوزیسیون ایران و نیز خانواده های اعضای این سازمان که خواستار تلاش برای بیرون رفتن از عراق بودند تمام امکانات گستردۀ مالی و حقوقی و وکلا و لابیهای خودش را صرف گرفتن استاتو برای باقی ماندن در عراق نمود در حالیکه می توانست این امکانات را که منبع مالی اصلی آن به شهادت عینی خودم به عنوان مترجم نامه های خصوصی مسعود رجوی به صدام حسین، دلارهای نفتی عراق (۳ میلیون بشکه نفت در ماه به ارزش بیش از ۹۰ میلیون دلار در آن موقع) می باشد برای بیرون بردن و انتقال این افراد از جهنم عراق به کشورهای آزاد جهان به کار بگیرد.

دستگاه مریم رجوی در پاریس در همین اظهارات که از زبان شما نقل کرده مطلقا یک کلمه هم به ضرورت بیرون بردن این افراد و انتقال آنها از عراق به کشورهای ثالث یعنی هدف اعلام شدۀ کمیساریای عالی ملل متحد از انتقال آنها به کمپ لیبرتی در نزدیکی فرودگاه بغداد به عنوان یک کمپ تزانزیت اشاره نکرده بلکه همان خواستۀ تکراری اش در تمام اطلاعیه های خود و در تمام بیانیه ها و نامه های ساختگی از زبان دیگران یعنی خواستۀ غیر واقعی و موهوم بازگرداندن این افراد به کمپ اشرف یعنی به قتلگاه سابق این افراد را بازگو کرده است.

آقای شهردار،

رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK) از جمله مریم رجوی که به شکل بسیار مضحکی خودش را رئیس جمهور برگزیدۀ مقاومت ایران معرفی می کند امروزه به گواهی تمام ناظران و تحلیلگران بیطرف هیچگونه پایگاهی در میان مردم ایران و هیچ شانسی برای رسیدن به حاکمیت ایران ندارد و آنها در نزد مردم ایران به عنوان تروریست و جنایتکار شناخته شده و بسیار منفور هستند، لذا پذیرفتن او و دیدار و گفتگو با او به هیچوجه مناسب موقعیت شما به عنوان منتخب مردمتان نیست و از شأن و مقام شما به عنوان یک شخصیت جهان آزاد و شهردار مقر ارگان اصلی حقوق بشر جهان و ملل متحد و مقر انعقاد کنوانسیونهای تاریخی و بین المللی بشردوستانه بسیار به دور می باشد و به چهرۀ شما نزد مردم ایران در داخل و خارج این کشور لطمه می زند.

آقای شهردار،

شما باید به عنوان یک شخصیت جهان آزاد در رابطه با موضوع کمپ لیبرتی با سازمان ملل و نمایندگی آن در عراق و کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد همصدا بشوید نه با رهبری یک فرقۀ تروریستی که در تمام بیانیه هایش نمایندگی سازمان ملل در عراق را به علت اینکه نتوانسته این نمایندگی را بخرد و رئیس آن آقای مارتین کوبلر تسلیم خواسته ها و اهداف رهبری این فرقه نشده است به باد انواع ناسزاها و دشنامها و تهمتهای ضد اخلاقی می گیرد. همچنین شما باید با خانواده های اسرای این فرقه از جمله اینجانب به عنوان پدر یکی از این اسرا که در جهنم تروریستی عراق زیر انواع تهدیدها و خطرات کشتار و بیماری و نابودی قرار دارند (چنانکه در حادثۀ تروریستی و جنایتکارانۀ ۹ فوریۀ گذشته شاهد بودیم) همصدا بشوید و خواستار بیرون بردن این افراد از عراق و انتقال آنان به کشورهای ثالث گردید نه انتقال آنها به اشرف که طی سالهای گذشته در آنجا و در نتیجۀ درگیریها با نیروهای عراق ۵۰ نفر از ساکنان آن کشته و صدها نفر زخمی و مصدوم و معلول شدند. هم اکنون خانواده های ساکنان اسیر این فرقه که در ایران و کشورهای مختلف جهان به علت محروم کردن این افراد توسط رهبری آنها از هر گونه ارتباط و وسیلۀ ارتباطی با جهان خارج از جمله افراد خانواده هیچگونه اطلاعی از وضعیت فرزندانشان ندارند با فعالیتها و کمپینهای مختلف خودشان برای دیدار با فرزندانشان در اسارتگاه رجویها در عراق و فشار بر دولتهای آزاد برای پذیرفتن آنها به عنوان پناهنده در خاک کشورهایشان و انتقال سریع آنها از عراق بحران زده به این کشورها تلاش می کنند بطوریکه اکنون دیگر حتی برخی از لابیهای رهبری این سازمان در اروپا و آمریکا نیز برخلاف خط و سیاست و خواستۀ این رهبری خواستار انتقال سریع این افراد از عراق به کشورهای ثالث شده اند. من با توجه به تجارب خودم در این سازمان و مشاهدات شخصی ام مبنی بر جعل اظهارات از زبان شخصیتها برای بهره برداری از نام و اعتبار و وزنۀ سیاسی و اجتماعی آنان یقین دارم که این اظهارات مندرج در سایت سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK) و منتسب به شما اظهارات خود شما نیست بلکه نوشتۀ رهبران آن می باشد لذا از آن مقام محترم تقاضا دارم در اسرع وقت این سخنان منتسب به جنابعالی را تکذیب کرده و به این نوع برخورد غیر اخلاقی مسئولین این فرقه با شما و خدشه دار کردن چهره و شخصیت شما اعتراض کنید و انتقال ساکنان کمپهای لیبرتی و اشرف در عراق را به کشورهای آزاد بویژه بیماران و زخمیها و آنها که از قدیم پناهندگی و مدارک اقامت این کشورها را دارند و تعدادشان طبق اعلام سازمان ملل به ۹۵۰ نفر بالغ می شوند خواستار گردید. با تشکر قبلی.

ارادتمند

قربانعلی حسین نژاد

عضو سابق و جدا شدۀ سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK) و مترجم سابق بخش روابط خارجی آن

و پدر یکی از ساکنان کمپ ترانزیت لیبرتی در بغداد