سه شنبه, 21 آذر 1396

آخرین بروز رسانی: 09:23:43 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: دیدگاه ها ملاقات ها عضو سابق ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی: چاره کار .

عضو سابق ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی: چاره کار .

....توسعه ملاقات های میدانی و فله ای مریم رجوی با اشخاص درجه چندم نهاد های درج چندم اروپایی برای تدارک و افزایش هجمه ......

 

عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق، فرقه رجوی: چاره کار

نیما میهن دوست ـ عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق، نیم نگاه، نوزدهم فوریه 2013
http://www.nimnegah.org/farsi/?p=3412

بالاخره یک هفته از واقعه حمله به کمپ ترانزیت گذشت . آنچه مسلم شد اینکه حتی کشورهایی همچون امریکا و فرانسه و آلمان هم علیرغم محکومیت حمله موشکی که منتسب به گروه ارتش مختار درعراق بود برخلاف سران گروه تروریستی مجاهدین به انتقال سریع آنان از خاک عراق به یک کشور ثالث تاکید نمودند. این در حالی است که خانم رجوی از زمان کشته شدن هفت نفراز اعضای سازمان همچنان به بازگشت سریع به پادگان اشرف اصرار می ورزد . ولی غافل از آنکه پروسه پردردسری تا اینجای کار در خصوص انتقال ساکنین اشرف صورت گرفته و دولت عراق هم بر تسریع تعیین تکلیف آنان توسط ملل متحد به صورت خروج از کشور عراق تاکید می نماید .

پیچیده تر شدن فضای سیاسی عراق بیش از آنچه که سازمان آن را برای سرنوشت تاریک خود مثبت تلقی می نماید د هر مسیر راهبردی برایش خطرناک و پرهزینه خواهد بود. ضمن اینکه با توجه به سوابق زشت سازمان در تاریخ سیاسی عراق امکان برپا نمودن هر لابیگری متداول در حیطه و ائتلاف گروههای عراقی روز به روز برایش ناممکن می گردد .

گره خوردن موقعیت سازمان درچاش گروههای سیاسی عراقی که هریک از آنان بیشتر به امتیازات و بصورتی شفاف تر به معامله سیاسی بها می دهند فرصت های پیشروی سازمان را برای نجات اعضای خسته و تعادل قوایی!!! خود و انتقال آنان به کشوری ثالث و یا حداقل برای تلاش های چشمگیر در این پروسه با مشکلات عمده و غیرقابل حل مواجه می سازد. با توجه به این موارد اکنون سازمان در محورهای زیر برای پیشبرد اهداف خود می کوشد :

۱- اصرار بر شعار فرمی و بی حاصل حفاظت از ساکنین کمپ ترانزیت با جمعبندی ( بازگشت به اشرف ). در این خصوص راسا رهبری سازمان به عدم عملیاتی شدن این موضوع بخوبی واقف است فلذا هدف بیشتر دفع الوقت نمودن زمان با بکارگیری پول پرداخت شده به عناصری از پارلمانترها و شیوخ ووکلای عراقی است تا با خریدن زمان و نزدیک شدن به انتخابات عراق برای پیش بینی حاکمیت جناح مورد علاقه و ضدایرانی عراقی سرمایه گذاری کرده و در صورت رفع موانع اقامت مجدد درعراق زمینه های فروپاشی تشکیلات به سبب انتقال از عراق را مانع گردد .

۲- توسعه ملاقات های میدانی و فله ای مریم رجوی با اشخاص درجه چندم نهاد های درج چند اروپایی برای تدارک و افزایش هجمه سمپات های جریان مجاهدین و امکان سوء استفاده های مکرر و متفاوت از آنان برای لحاظ نمودن در بیانیه های صادره سازمان به ازای پرداخت حق الزحمه به آنان .

۳- استمرار خط سیاسی اعتراض به سازمان ملل متحد و بی اعتبار کردن آقای مارتین کوبلر با هدف القاء تغییر نماینده ویژه ملل متحد و اجیر نمودن فرد جدید برای اهداف سیاسی سازمان که البته برخلاف تمام ساده لوحی های سران سازمان و ماهیت و ترکیب روابط کاری افراد تصمیم گیرنده آن نهاد اکنون به شرایطی متضاد و علیه سازمان بعنوان سرکشی علیه اقدامات ملل متحد تبدیل شده است .

۴- ارتقاء سطح خط و نشان کشیدن های مداوم به امریکا بابت مسئولیت آنان در تن دادن به خواسته های غیر معقول رهبری سازمان .

۵- لجن مال نمودن وجهه انسانی و مبارزاتی اعضای جداشده سازمان با هدف به کنترل درآوردن فضای درون تشکیلات در کمپ ترانزیت و به حصار در آوردن فضای نسبتا آزاد کشورهای اروپایی و غرب برای عناصر جدا شده برای کارهای روبه گسترش افشاگرایانه آنان که منجر به بی آبرویی تمام عیار سازمان شده است . در این راستا فرقه تروریستی مجاهدین در کمال پستی و وقاحت حتی از انتشار عکس غیرمحجبه ولی خصوصی خانم بتول سلطانی نیز مضایقه ننموده است . کاری که از ارزش رسالت اعضای جدا شده نمی کاهد و باطن شرم آور رجوی و همپالکی هایش را بر ملا میسازد .

۶- کوبیدن بر طبل نبوده یگن های عملیاتی در داخل کشور که طی ۱۱ ماه اخیر علیرغم هر دروغ افکنی سازمان حتی یک سطر برکارنامه ننگین سازمان نیفزوده است .

در هرحال این روزها چراغ کم سوی سازمان برای رویت فرداهای سرنوشت خویش کفاف نمی کند . تعادل قوای منطقه مورد رضایت رجوی نیست و علیرغم هر اتهام گری رهبری سازمان به امریکاییها ایالات متحده برای مذاکرات دوجانبه با ایران سینه چاک می کند . آنچنانکه مسعود رجوی حمله موشکی به لیبرتی را منتج از مماشات امریکاییها با ایران!!؟ عنوان می نماید. ولی بی شک تعیین تکلیف ها به درازا نخواهد کشید .