جمعه, 03 آذر 1396

آخرین بروز رسانی: 11:21:59 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: دیدگاه ها سایرگروه ها نگاهی به تاریخچه فرقه رجوی : از نامه محمد رضا سعادتی قبل از خودزنی تا نامه علی زرکش قبل از اعدام

نگاهی به تاریخچه فرقه رجوی : از نامه محمد رضا سعادتی قبل از خودزنی تا نامه علی زرکش قبل از اعدام

shah maseod

 

… پس ازمحمد رضا سعادتی به ترتیب علی زرکش  ( معاون رجوی ) و سپس سعید شاهسوندی  ( عضو کادر رهبری) کسانی بودند که درمقابل خود محوری وانحرافات رهبر فرقه قد علم نمودند  دربین اعضا وهوادراران قدیمی وهمچنان مرتبط فرقه نیز ایرج مصداقی ( از توابان دهه شصت) که تا همین چند ماه پیش درراه پرونده شویی وپاک سازی جنایات سی ساله …


الف. مینو سپهر ، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی،

لینک به منبع

مقدمه _ درتاریخ خونین سی ساله فرقه تروریستی رجوی درمقاطعی افرادی از اعضای این گروه درموقعیت های مختلف سازمانی کوشیده اند تاعمالکرد ها واقدامات رهبری فرقه را به چالش کشیده وسعی نمودند درهشدار نامه هایی سرانجام انحرافات رهبرفرقه را گوشزد نمایند_ بنا بر مستندات تاریخی محمد رضا سعادتی ( عضو کادر رهبری ) اولین کسی بود که پس از اعلام اغاز مرحله فاز نظامی و شروع عملیات تروریستی در ۲۸ خرداد ۱۳۶۰طی نامه ای عواقب درغلطیدن فرقه به این مرحله را زیر سئوال برده و نسبت به تکرار فروپاشی سال ۱۳۵۰به این گروه هشدار داده است _ پس ازمحمد رضا سعادتی به ترتیب علی زرکش ( معاون رجوی ) و سپس سعید شاهسوندی ( عضو کادر رهبری) کسانی بودند که درمقابل خود محوری وانحرافات رهبر فرقه قد علم نمودند .

دربین اعضا وهوادراران قدیمی وهمچنان مرتبط فرقه نیز ایرج مصداقی ( از توابان دهه شصت) که تا همین چند ماه پیش درراه پرونده شویی وپاک سازی جنایات سی ساله این گروه بصورتی خزنده وگام به گام حرکت می کرد نیز دریک دگرگونی نظری که هنوز دلایل واقعی آن مشخص نیست لباس یک اصلاحگر منتقد را برتن نمود ه وتلاش می کند همچنان باامید سرکرده فراری فرقه را تشویق کند که :”نوشده واز افکار مالیخولیایی خود دست بردارد !” _ درفرصتی به نقد نامه مصداقی خواهم پرداخت

نگارنده تلاش می کند دراین نوشتار تلاش های بی سرانجام محمد رضا سعادتی وعلی زرکش را مورد بازخوانی قراردهد.

نخست نامه محمد رضا سعادتی ( ۴ مرداد ۱۳۶۰ )

محمد رضا سعادتی ( عضو مرکزیت ) که درسال ۱۳۵۹ هنگام تبادل مدارک وطلاعات از طرف سازمان با یک دیپلومات سفارت شوروی درایران به جرم جاسوسی دستگیر و محاکمه ودرزندان بسر می برد حدود یک ماه پس از شروع عملیات تروریستی فرقه رجوی درسال ۱۳۶۰ درهشدارنامه ای که ظاهرا مادر رضایی ها مخاطب آن است ولیکن بگونه ای غیر مستقیم رهبری فرقه را نشانه گرفته است نگرانی ومخالفت خودرا با ورود به فاز تروریستی چنین بازگو می نماید .

سعادتی درابتدای نامه مخاطب اصلی خود را چنین معرفی می نماید : ” روی سخن من با کسانی است که اکنون مسئولیت رهبری سازمان رابه دوش کشیده ودرمرکزیت سازمان قرار دارند “

ودرادامه می نویسد : ” من درشرایطی به سوی مرگ گام برمی دارم که نتوانستم موضع جدید سازمان ( فاز تروریستی ) را درک کنم ونسبت بدان اقناع نشدم _ من شاید از پیش چنین خطری را احساس کرده بودم ولی درمقطع کنونی خطر رابسیار جدی وملموس می بینم “

سعادتی درادامه ضمن انتقاد ازورود به فاز تروریستی می نویسد : برادران ! ما چه جبهه ای را گشوده ایم وقدم درچه صحنه ای گذاشته ایم ؟

برادران ! ما دردامی که امپریالیست برایمان چیده بود گرفتار شدیم _ ما گام درصحنه ای گذاشته ایم که درآن صحنه تقابل هیچکدام از ما بین دعوا از آن پیروز درنخواهد آمد

سعادتی که ورود به فاز درگیری با حکومت ایران را بی سرانجام و توام باشکست ارزیابی می کند می نویسد : برادران ما به حساب کدام نیروی اجتماعی پا بدین صحنه گذاشته ایم ؟ مطمئن باشید کارگران ودهقانان هیچکدام ازما حمایت مادی ومعنوی نخواهند کرد .

محمد رضا سعادتی که از عملکرد های وموضع گیریهای فرقه رجوی سخت آزرده گشته وآنها را برنمی تابد خواهان تجدید نظر اساسی در مشی سازمان می گردد : ما احتیاج به یک تجدید نظر اساسی درخط مشی سازمان داریم

سعادتی سپس نسبت به تکرار فروپاشی سازمان چنین هشدار می دهد : عزیزان ما یک بار دچار غرور سازمانی شده وطعم تلخ آنرا چشیده ایم مبادا که دچار همان غرور سازمانی شده باشیم که فردای تاریخ سهمی از مسئولیت شکست رابردوش بکشیم

سعادتی این نامه را ضربه ای هشدار دهنده به رهبری سازمان تلقی نموده ومی نویسد : ولی من این ضربه به سازمان را هشدار دهنده می دانم وامیدوارم مرکزیت سازمان را به فکر وادارد .

دراینجا سعادتی به خودزنی تشکیلاتی خود اعتراف می کند : برادران من می توانستم قبل از صدور حکم اعدام با عنوان کردن نقطه نظراتم بطور رسمی خودرا از خطر مرگ برهانم ولی من مرگ را انتخاب کردم

نظر وتوصیه محمد رضا سعادتی راجع به آیت الله خمینی : ” برادران عزیزم درپایان نامه نظرم را خیلی روشن وصریح درباره امام خمینی مطرح می کنم _ امام خمینی درشرایط کنونی تاریخ میهن مظهر خشم توده های محروم ایران وحتی منطقه علیه غارتگری ها و جنایات جهانخواران است ” ( ۱ )

درنامه هشدار دهنده محمد رضا سعادتی از اعضای کاملا وفادار ومورد اعتمادفرقه رجوی دو نکته مهم وجود دارد نخست آنکه گرچه نامبرده مخا لف رهبری فردی درتشکیلات بوده است واز آن بعنوان یک خطر نام می برد ولیکن به دلیل ضد دموکراتیک بودن فرصت اظهار نظر نداشته است وچنین است که سعادتی دردوره زندان فارغ ار بافت فرقه ای تشکیلات موفق می شودچنین رک وصریح نظر خودرا نسبت به انحرافات تشکیلاتی ابراز نماید و نکته دوم اینکه _ سعادتی بااین که شانس زنده بودن را داشته است ولیکن بعنوان یک فردوفادار تشکیلاتی تصمیم به خودزنی می گیرد تا اسرار فرقه درمورد چگونگی وچرایی جاسوسی وارتباط با دیپلومات شوروی همچنان ناگفته بماند .

دوم _ زندگی وسرانجام علی زرکش (معاون معترض رجوی )

مسعود رجوی هنگام فرار خفت بارانه خود درمرداد سال ۱۳۶۰ازایران موسی خیابانی را به جانشینی خود منصوب کرد _ خانه تیمی موسی خیابانی دربهمن ۱۳۶۰ مورد شناسایی قرار گرفت ونامبرده دردرگیری کشته شد _ پس از خیابانی علی زرکش بعنوان جانشین رهبر فرقه منتصب گردید _ علی زرکش که شاهد شکست فاز نظامی و نتایج حاصل از این اقدام فرقه رجوی بود همانند محمد رضا سعادتی ورود فاز نظامی وسپس نزدیکی فرقه به رژیم صدام و انتقال به عراق را مورد انتقاد قرارداده وسرکرده فرقه را به چالش کشید _ درهمین راستا نامبرده از ایران به فرانسه فراخوانده شد و درسال ۱۳۶۴ در بیدادگاه فرقه رجوی به جرم خیانت !( اعتراض به عملکرد رجوی ) به مرگ محکوم شد _علی زرکش درسال ۱۳۶۵ به عراق منتقل ودر زندان های رجوی محبوس شد وسرانجام حکم اعدام نامبرده درسال ۱۳۶۷ هنگام اجرای عملیات خودزنی فروغ به اجرا درآمده ونامبرده به قتل رسید _ دستورمحاکمه وقتل علی زرکش از اعضای بسیار نزدیک ومورد اعتماد رجوی خود به تنهایی ماهیت پلید وجنایتکارانه رهبر این فرقه حتی دربرخورد با نزدیک ترین افرادش را به اثبات می رساند .

نامه مخفیانه علی زرکش به همسرش در استانه عملیات خود زنی فروغ (تیرماه ۱۳۶۷)

علی زرکش درمدتی که دراشرف زندانی بوده برای همسرش نامه ای نوشته ودر آستانه عملیات فروغ مخفیانه این نامه را به همسرش مهین رضایی می رساند _ این نامه پس از مرگ مهین رضایی درعملیات خودزنی فروغ از جیب لباس نامبرده به دست نیروهای ایران می افتد .

علی زرکش دراین نامه انتقادی می نویسد : مسعود وبدنبال آن مرکزیت تصمیم به عملیات نهایی ( فروغ ) گرفته اند به این دلیل که به دلیل متزلزل رژیم وبریدگی نیروهایش مانع عمده ای بر سرراه نیست

_ صحبت از حرکت بهمن وار توده ها بود که این برخلاف گفته های مسعود درنشست است که درعملیات روی پارامتر مردم جایی باز نکرد ومی خواهد بایک ضربه تنه رژیم را واژگون کرده ومردم را بصورت تماشاچی پشت رینگ نگاه دارد آنجا که مسعود درمقابل یک سئوال مبنی بر عدم حمایت مردم گفت : اگر مردم بامانباشند برماهم نیستند ومردم تابع قدرت هستند وپس از اینکه کفه قدرت به سمت ما چربید آنها هم خواهند آمد _

علی زرکش نظر مخالف خودرا دررابطه با تصمیم به اجرا و سخنرانی رهبر فرقه دراُستانه عملیات فروغ چنین خلاصه می کند >>>>>: این حرکت ( عملیات فروغ ) جدا از توده ها یعنی اراده گرایی واین شرایط عینا هفت تیر ( انفجار دفتر حزب جمهوری ) ویاد آور آرزوها ست واین بار چندم است که سازمان از همان سوراخ گزیده می شود وبه یک اشتباه استراتژیک دیگر تن درمی دهد …… زمانی من طی بحث هایی با مسعود وحمید ( محمود عطایی ) وشریف ( ابریشمچی ) داشتیم بارها گفتم حرکتی که پشتوانه آن مردم نباشند بایک بند وبست و یا یک تغییر فاز رژیم با بن بست مواجه خواهد شد ومن بهمین دلیل مخالف آمدن به عراق بودم وبه خاطر همین نظرم متهم به خیانت شدم ودر پی اش حکم اعدام که البته کاش رفته بودم واین چنین مراتصفیه وله نمی کردند آنهم با اتهاماتی که خود می دانی بمن نمی چسبد .

علی زرکش درادامه می نویسد : با اطمینان به عدم موفقیت عملیات ( فروغ ) از حالا پیش بینی می کنم تمام گناهان وتقصیرها درتاکتیک واستراتژی وبه قول معروف کاسه کوزه ها سر کسی غیر از مسعود خرد خواهد شد منتهی نمی دانم این بار با چه انگی وبه چه شکلی ؟ ممکن است تو سئو.ال کنی که تو با این ذهنیت چرا درعملیات شرکت می کنی ؟ نمی دانم شاید تحمیل شرایط باشد _ شاید توسل به راهی برای رفع ابهامات _ درهرصورت دلایلی که تاکنون باوجود شرایط ویژه ای که برایم فراهم آورده اند مانده ام ودربحث ها شرکت کرده ام وهنوز این رامنتفی نمی دانم ومعتقد به اصلاح از درون هستم حتی اگر همه چیز خودرا برسر ان بگذارم …… <<<<<<< (2 )

نتبجه = درتاریخچه فرقه مواردی بسیار وجود دارد که منتقدان ومخالفان رهبری تام وکمال مسعود رجوی به شدید ترین نوع ممکن مورد سرکوب _ حذف ومورد تصفیه قرار گرفته اند _ پس از شکست خفت بار عملیات خودزنی فروغ که منجر به تصفیه ها تحت نام انقلاب ایدئولوژیک وچک امنیتی گردید ده ها نفر مورد محاکمه سرکوبگران فرقه قرار گرفته و یا به قتل رسیده ویا تحویل استخبارات رژیم صدام گردیده اند علی زرکش وهمسرش مهین رضایی ازهمان سال ۱۳۶۰ مخالف ورود به فاز نظامی بوده اند واین دو مخالفت را به آگاهی رهبر فرقه نیز رسانده اند وبهمین دلیل مورد غضب وخشم مسعود رجوی قرار گرفته و به قتل رسیده اند _ مسعود رجوی که هیج انتقادی از افکار توهم آلود خودرا برنمی تابد تمامی منتقدین را دشمن تلقی می کند و بعنوان یک دیکتاتور شقی تمامی آنها را از سرراه خود برداشته است و باهمه این سرکوبگری ها تا کنون دست کم هزار نفر از منتقدین ومخالفین موفق شده از چنگال خون آلود این سمبل زذالت وپستی وشقاوت گریخته وخودرا به دنیای آزاد برسانند _ درباره جنایات مسعود رجوی خائن ومزدور باید نوشت وتا تحت پیگرد قراردادن ودستگیری ومحاکمه این شیاد نباید دمی از روشنگری باز ایستاد..

۱ و۲ _ دراین نوشتار از کتاب پژوهشی آقای علی راستگو تحت نام مجاهدین درآئینه تاریخ بهره برداری شده است .

به این آدرس >>>>
http://www.nejatngo.org/fa/postl.aspx?id=885

الف .مینو سپهر ۲۰۱۳/۰۵/۱۱
کدشناسه متن pscode.ibn.nr: 446000/2013/05/af503