جمعه, 03 آذر 1396

آخرین بروز رسانی: 11:21:59 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: دیدگاه ها سایرگروه ها دست مریزاد برای همنشین بهار – اشاره به ما همه «خر ژان بوریدان» یم

دست مریزاد برای همنشین بهار – اشاره به ما همه «خر ژان بوریدان» یم

sran farghe

… همیشه اینطور بوده که تسلط سانسور و اختناق چه در شکل دولتی و غیره اش باعث شده هنرمند بنشیند و فکر کند و بعد با توسل به تاریخ و تمثیل و اسطوره و نمادها و نشانه ها و خلاصه از هر چیزی جز واقعیت دم دست و پیش چشم برای نقد و افشاگری وضع حالی که او در آن گرفتار است چیزی خلق کند. می گویند بسیاری از آثار بزرگ و ماندگار تاریخی در دنیا محصول چنین دورانی هستند…


بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس

لینک به منبع

می گویند سانسور و اختناق و ممیزی و تهدید و ترس و تمشیت و ترور و در هر کجای تاریخ و جوامع بشری و از طرف هر گروه و حکومت و دسته ای که حاکم بوده باعث جولان تخیل و بروز نبوغ و خلاقیت هنرمند و نویسنده و منتقد و مخالف شده و او را به سمتی برده تا با مدد تخیل و تاریخ و تجربه و تمثیل و نماد و نشانه حرف هایی که نمی تواند با زبان زمانه اش بازگو کند در قالب همین استعاره ها بزند. همیشه اینطور بوده که تسلط سانسور و اختناق چه در شکل دولتی و غیره اش باعث شده هنرمند بنشیند و فکر کند و بعد با توسل به تاریخ و تمثیل و اسطوره و نمادها و نشانه ها و خلاصه از هر چیزی جز واقعیت دم دست و پیش چشم برای نقد و افشاگری وضع حالی که او در آن گرفتار است چیزی خلق کند. می گویند بسیاری از آثار بزرگ و ماندگار تاریخی در دنیا محصول چنین دورانی هستند. از دن کیشوت سروانتس گرفته تا قلعه حیوانات اورول در میان فرنگی ها و از موش و گربه عبید زاکانی تا معاصر ما شعر زمستان اخوان ثالث و داستان کودکانه بیست و چهار ساعت در خواب و بیداری صمد بهرنگی بگیر و بیا تا همین امروز و الساعه که می رسیم به همین ما همه «خر ژان بوریدان» یم همنشین بهار خودمان.

در این میان البته نمونه های امروزی تر از این رندی ها هم یافت می شود، مثل آن ناراضی روسی که بخاطر اختناق و سانسور حاکم بر کشور شوروی ها با دوست اش قرار گذاشته بود هر وقت از اوضاع ناراضی است نامه هایش را با قلم قرمز بنویسد. و آن دوست رند در پایان یکی از نامه های اش که مدام هم از رضایت اش از اوضاع نوشته بود تاکید می کند تنها مشکل در اینجا نبود قلم قرمز است. یادداشت خر ژان بوریدان واکنش رندانه همنشین درباره وضع موجود و بن بست های برخی است که به یقین نویسنده تشخیص و ترجیح داده منظورش را در قالبی اینچنین تاویل پذیر بپیچاند تا بلکه به رجوی بر نخورد؛ تا هم حرف اش را زده باشد و هم مورد افترای و هجمه و تهدید و خط و نشان سانسورچیان و ماموران ممیزی در آب و پیاز خوابیده رجوی که برای فردای دمکراتیک میهن مصیبت دیده تدارک دیده قرار نگیرد؛ و کسی هم نفهمد که خر تاریخی بوریدان در حال حاضر مصداق چه کسی است. و آن دو حلقه علوفه در شعاع بوریدان چه کسانی هستند. ویژگی چنین سبک و سیاقی در این است که علیرغم این همه صراحت و شفافیت اما کمترین و کوچکترین اشاره ای به نام ها نمی شود؛ و اگر به فرض همین فردا قلم به دستان رجوی توپخانه شان بکار بیفتد و به قاعده به فحاشی و اتهام زنی اهتمام ورزند، آن وقت می شوند مصداق آن گربه دزد. آن وقت موضوع به درجاتی مخاطبان بیشتری پیدا می کند و می رود روی میز. واقع اش این است که نوشته های همنشین علی القاعده واجد چنین ویژگی و موقعیت شناسی و جهت داری و هدفمندی است. اما این یکی از جنس دیگری است. به گمانم بیشتر به جهت تاویل پذیر بودن موضوع است. تلفیقی از شوخ طبعی و شیطنت و گزندگی و تلخی و واقع گرایی و … اصرار دارم روی سوتیترهای نوشته یک بار دیگر تامل کنیم و حتی یکبار دیگر آنها را بخوانیم تا ببینیم این اپیزودها تا چه اندازه حال و روز واقعی برخی را نمایندگی می کند.

موضوع خر بوریدان یکی از ناسازه‌ها (پارادوکس‌ها) است.

خر ژان بوریدان و ترجیح بلا مُرجَّح

خر ژان بوریدان و دوراهی‌های روزگار

خر ژان بوریدان در آثار اندیشمندان

بی تصمیمی به بی عملی راه می‌برَد.

روستائیان کاندلو و خر ژان بوریدان

- و البته از آن تیتر اصلی ما همه «خر ژان بوریدان» یم نباید که غافل شویم.