جمعه, 26 آبان 1396

آخرین بروز رسانی: 08:50:22 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: دیدگاه ها سایرگروه ها نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی

نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی

mark sazman


ایرج شکری، وبلاگ درفش، بیست و ششم ژوئن ۲۰۱۳: … بسیاری از پیامهای راهگشای «رهبر مقاومت»، یکبار مصرف است. یعنی بعد از مدت کوتاهی، دیگر ناپدید می شود و دیگر نه در آرشیو سایتهای رسمی مجاهدین و نه از طریق جستجوی اینترنتی، نمی شود یافت. این شامل بعضی پیامهای مکتوب ایشان هم می شود. بیشتر از یک سوم پیام اخیر ایشان، به آگراندیسمان و بزرگ نمایی تاثیر سیاستهای بکار گرفته شده از سوی ایشان روی …


جناب مسعود رجوی به مناسبت پایان انتخابات رژیم، پیامی فرستاده است که توسط گوینده ای خوانده می شود. این پیام که ۴۳ دقیقه و ۳ ثانیه طول می کشد، در یوتیوب بصورت چند قسمتی قابل دسترس است. لینک قسمت اول آن در زیر آمده است.

http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=yNued3yXFq0

در این هم لابد حکمتی است که بسیاری از پیامهای «رهبر مقاومت»، به همین صورت است و متن کتبی ندارد و روشن است که اگر کسی بخواهد در مورد فرمایشات ایشان، نقدی بنویسد، چاره ای ندارد که خودش آن را تماما یا در قسمتهای مورد نظر، پیاده کند، این شاید همان«حکمت» نبودن متن نوشتاری فرمایشات راهگشای «مقاومت» باشد. من هم به ناچار این کار را کردم و بعد که دیدم همنشین بهار پیام را پیاده کرده است، به خاطر وقت هدر رفته و گردن درد موقع نوشتن آن، تاسف خوردم.

بسیاری از پیامهای راهگشای «رهبر مقاومت»، یکبار مصرف است. یعنی بعد از مدت کوتاهی، دیگر ناپدید می شود و دیگر نه در آرشیو سایتهای رسمی مجاهدین و نه از طریق جستجوی اینترنتی، نمی شود یافت. این شامل بعضی پیامهای مکتوب ایشان هم می شود. بیشتر از یک سوم پیام اخیر ایشان، به آگراندیسمان و بزرگ نمایی تاثیر سیاستهای بکار گرفته شده از سوی ایشان روی رژیم و تضادهای آن -که تا تضاد میرحسین و کروبی با ولی فقیه هم دامنه آن را می گستراند- است و اهمیت نقش مقاومت تحت هدایت حضرتش و «ترس» رژیم از آن و قسمتی هم پرداختن به تضادهای رژیم در بالا از دیدگاه ایشان است. نکاتی در پیام هست که نباید از توجه دور بماند و نباید به آن بی اعتنا بود.

۱-ایشان «ب» بسم االله پیامش را ضمن اشاره به حمله ترویستی رژیم به لیبرتی، با متهم کردن منتقدانش( بدون ذکر نام)، به زمینه سازی برای طراحی آن شروع کرده و انتقادات آنها را «پارسهای زنجیره ای هدفمند » و خود آنها را« پاسداران اطلاعاتی و سیاسی نظام» نامیده است. مسعود رجوی گفته است:« حمله موشکی از قبل با اعزام کارشناس عملیات تروریستی در شورای عالی امنیت رژیم، با کمک مالکی و کوبلر و پارس کردن های زنجیره ای و هدفمند پاسداران اطلاعاتی، سیاسی نظام، طراحی و زمینه سازی شده بود. اما فرمان اجرایی حمله در این روز مشخص، بدون تردید در ارتباط مستقیم، با نتیجه انتخابات صادر شد شده است». این در حالی است که قبل از این هم حمله موشکی با بجا گذاشتن ۷ شهید و دهها مجروح در بهمن ماه گذشته به لیبرتی صورت گرفته بود. از اینها گذشته، همچنانکه نگارنده در چهار سال پیش، در مورد رویارویی اشرفیان با نیروهای عراقی و پیامدهای خونین آن در مرداد ۸۸، پوچ بودن ادعاهای مریم و مسعود در مورد پیروزی و دست آورد و فتح المبین در آن ماجرا را در دو مقاله(انا فتحنای واقعیت گریزان متکبر و دیگری من متهم می کنم) نشان دادم و تاکید کردم که آن رویا رویی غیر لازم بود و یاد آور شدم پرونده آن فاجعه و مسئولیت مسعود رجوی در آن، از من نظر بسته نشده و گشوده است. در مورد، درگیریهای خونین و فاجعه ۱۹ فرودین ۹۰ و کشتار و بی حاصل مجاهدین توسط گرازهای مسلح عراقی در چند مقاله تاکید کرده ام که آن فاجعه به خاطر یک عرض اندام پوچ و بی حاصل رهبر مجاهدین و با دادن فرمان جنون آمیز «بیاببا » گفتن به دشمنِ مسلح به نفربر و خودروهای زرهی و مسلسل، به افرادی که جز قرار دادن پیکر خود در مسیر گلوله ها و رفتن زیر چرخ خود روها، و طعمه بیل لودر ها شدن، راه دیگری برای رویارویی با دشمن نداشتند، اتفاق افتاد.

۲- مسعود رجوی تلاش کرده بین حمله موشکی رژیم به لیبرتی با رویداد کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ یک مشابهتی ایجاد کند(در حالی که همه می بینند که وضع امروز رژیم شباهتی به زمان جام زهر خوردن خمینی بعد از شکست های پیاپی نیروهای نظامی اش در جنگ و تهدیدی که آنزمان از سوی مجاهدین حس می کرد، ندارد به ویژه آن که مجاهدین در تله و در شرایط بحرانی هستند) و بعد از آن نتیجه بگیرد که آنچه به سر مجاهدین در اشرف و لیبرتی آمده و می آید،«کارزار سرنگونی» است و سعی می کند به شنوندگان معدود پیامهای خود بقبولاند که «همگان» با او در این زمینه همنظر هستند. البته من قبلا هم این ادعای ایشان را که آنچه در اشرف و لیبرتی می گذرد، کارزار سرنگونی است، رد کرده ام و الان هم رد می کنم و باز هم تاکید می کنم شرایط فاجعه آمیز مجاهدین در عراق که با تصیممات و دستورات غلط ایشان در مرداد ۸۸ و فرودین ۹۰، فاجعه در فاجعه شد، ناشی از ارزیابیهای غلط ایشان و استراتژی غلط ایشان و واقعیت گریزی های ایشان است که اینها خود ناشی از خودخواهی عظیمی است که در وجود ایشان بلند تر از مجموعه ارتفاع اورست و کلیمانجارو و دماوند،سر برآورده است. همان خود خواهی که نزدیک ربع قرن، به شعاری پافشرد که مورد انزجار عموم ایرانیان از منتهی الیه راست تا منتهی الیه چپِ گرایشهای سیاسی بود، علاوه بر آنکه شعاری هیتلری* هم بود (احتمالا دکتر کاظم رجوی شهید که دکترای حقوق سیاسی داشت و استادیار یا استاد دانشگاه بود این مساله را به برادر انقلابی خود یاد آوری کرده بوده است، اما او به آن هم اعتنایی نکرده) و نیز همان خود خواهی در لجبازی و پافشاری در بکار بردن القاب و استعاره، که بارها به ایشان یاد آوری شده است که این کارها خوب نیست و با ادعاهای مربوط به مبارزه برای حق حاکمیت مردم متناسب نیست و علاوه بر آن از رسوبات فرهنگ عهده بوقی است، ولی ایشان لجبازی می کند و مطلقا دست بردار نیست و یاد کردن از نقش «مهرتابان آزادی» در پیامها، گویی جایی مثل انجام تکالیف شرعی در نزد ایشان دارد. این که گفتم شنوندگان پیامهای ایشان معدود هستند، همینطوری و بدون تحقیق نگفتم. در دنیای کنونی که عصر انقلاب در وسائلی ارتباطی و عصر انفجار اطلاعات است، در دنیای اینترنت، در خیلی از موضوعات می شود از پشت میز کار تحقیق کرد، و خیلی چیزها را با جعل کردن و با کوبیدن بر طبل توخالی نمی شود به خورد مردم داد. در دنیایی که وقتی آن خواننده کره یی کلیپی روی یوتیوب قرار می دهد که در مدت یکی دو ماهی تعداد بیش از یک میلیارد بازدید کننده روی آن کلیک می کنند یا آن مکانیک ارمنی ایرانی مقیم لس آنجلس که همین دوسه ماه پیش، کلیپی برای تبلیغ تعمیرگاه خود روی یوتیوب گذاشته بود و ظرف یک هفته حدود دو نیم میلیون بازدید کننده پیدا کرد، می شود به عنوان یک وسیله و امکان برای سنج از همین یوتیوب سود برد و روی تعداد بازدید کنندگان پیامهای رهبر مقاومت و مهرتابان آزادی، دقت کرد. این می تواند سنجشی باشد برای فهمیدن میزان کنجکاوی و علاقمندی ایرانیان به دانستن نظر و اظهارات «رهبر مقاومت» و «مهرتابان آزادی» ایشان، که قاعدتا باید در بین جمعیت ۷۵ میلیونی داخل و دوسه میلیون (یا به روایت دیگری بیش چهار میلیون ایران خارج کشور)، وزن و اعتبار و حامیانی درخور آن عناوین از خود متشکرانه را داشته باشد. نگاه کنید به پیام حضرات عظیم الشأن که در یوتیوب قرار دارد. مثلا اولین قسمت پیام مربوط به پایان انتخابات، مسعود رجوی، با ورود از روی سایت مجاهد به آن، سه روز بعد از قرار گرفتن روی سایت مجاهدین، روز ۲۰ ژوئن تنها نزدیک به ۵۰ بازدید کننده داشته است.

بازدیدکنندگان قسمتهای بعدی کمتر بوده اند(متن کامل این پیام که توسط «تلویزیون ملی ایران» متعلق به مجاهدین روی قرار دارد، در پایان روز ۲۰ ژوئن، کمتر از هزار بینده داشته است.vimeo شبکه ویمِو

آن دسته از پیامهایی،که از طرف سیمای آزادی، یا سایت همبستگی ملی و یا سایت مریم رجوی یا مجاهدین، روی یوتیوب قرار داده شده است، بیشترین باز دیده کننده را داشته است که من بالاترین رقم را برای ویدئویی دیدم مربوط به کنفرانسی در بهمن ۹۱ که در فوریه سال جاری(۴ ماه پیش) توسط سایت مریم (با بیش از ۵۰۰ ویدئو در یوتیوب) در این شبکه قرار گرفته است،این ویدئو کمتر از ۱۱ هزار بازدید کننده داشت. سخنرانی ایشان در کنفرانسی در مادرید در نوامبر ۲۰۱۲ که در تاریخ ۲۲ دسامبر همانسال توسط سیمای آزادی(دارای بیش از ۷۵۰۰ ویدئو در یوتیوب) روی شبکه یوتیوب قرار گرفته است تا بعد از ظهر روز ۲۰ ژوئن تنها ۴۲۴ بازدید کننده داشته است. حالا اگر ارسال کنندهای مختلف را که بازدید کنندگان یک رقمی و دو رقمی دارند هم به ارسال کننده های اصلی که سایت مریم و همبستگی ملی و سیمای آزادی و مجاهدین هستند اضافه کینم، واقعا نتیجه چیزی که باعث تفاخر و اعتباری برای حضرات بشود که می خواهند رژیم را سرنگون بکنند و منتظر «کارت دعوت» از سوی مردم از طریق قیام به «موسسان چهارم» هستند، نیست. سخنرانی جناب مسعود رجوی در۱۴ اسفند ۵۷، که توسط سیمای آزدی که بیش از ۷۵۰۰ ویدئو در یوتیوب داشته و در تاریخ ۳ مارس ۲۰۱۲ در یوتیوب قرار داده شد، تا ۲۰ژوئن ۲۱۵ بازدید کننده داشته است.

۳ – ایشان سعی کرده است با این ادعا که آن دو پیام قبل از انتخابات به رفسنجانی و خامنه ای – که به خاطر آمرانه بودنش خنده دار هم بود -، برای شقه کردن رژیم و… بوده، توجیه کند. اقدامی بی معنی که فرستادنش مورد انتقاد دو عضو مسئول کمیسیون مستعفی شورا بود. در حالی که شاید خوشان هم پیشاپیش می دانستند که آنچه در حال ارتکابش هستند ممکن است، ثمر مورد نظر را ببار نیاورد و سبک شدن در نزد محافل سیاسی و ناظران مسائل ایران را برای ایشان به همراه بیاورد. به خاطر همین بود که برای بازداشتن دیگران از اظهار نظر انتقاد آمیز در مورد اقدام خود، دست به آن شانتاژ زده و گفته بود«این هم واضح است که همکیشان و همخطان و متحدان عینی شما و استمالت گران، یکصد بار رژیم شما را بر مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران ترجیح می دهند. و این پیام را هم به گونه ای که می خواهند تعبیر و تفسیر می کنند». در اینجا اولا باید یاد آور شد که اگر جناب ایشان، اندکی شهامت اخلاقی داشتند– که ندارند- باید از خود بپرسند که چطور شده است که ایشان که در قدرت نیستند، رفتاری داشته اند که کسانی رژیم را «صدبار» به ایشان و دم و دستگاه و در باغ سبزی که نشان می دهند ترجیح می دهند؟ ایشان بجای تفکر و تعمق در برای یافتن اشکالات و ایراد های کار خود، که سبب انزجار نسبت به ایشان و گروهشان شده و انزوای شدید را برایشان ببار آورده است، خود را مظلوم می بیند و با نفرت افسار گسیخته ای به منتقدان برچسبهای گوناگون می زند و اصلا نمی خواهد بفهمد که اگر در مرعوب کردن و وادار به سکوت کردن دیگران موفق هم باشند، این برای حضرتش و«مهرتابان آزادی»، مقبولیت و حمایت مردمی نمی آورد، انزوا انزجار می آورد. کما این نتیجه سالها به کار گرفتن روش ناپسند توهین و ارعاب، انزوای شدید در بین ایرانیان بود که در رویدادهای بعد از انتخابات سال ۸۸ به وضوح نمایان شد. اگر ایشان شهامت اخلاقی پذیرش خطاهای خود را داشتند- که ندارند- مجاهدین الان در چنین مخمصه ای نبودند. دیگر این که مسعود رجوی با ارزیابی غلط و مبالغه امیز خود از موقعیت رفسنجانی گمان می کرد که رفسنجانی حتما به خاطر تحقیر و توهین های شدید از انتخابات گذشته به این سو، حتما ه وارد بازی انتخابات خواهد شد و با فرستادن آن پیام که به وضوح حمایت از رفسنجانی بود، می خواست بعدا این«ماهی» را بگیرد و بعدا در پیامها و سخنرانی ها «خرج» کند که بله آنچه ما گفته بودیم شد و… اما برخلاف تصور ایشان شورای نگهبان صلاحیت رفسنجانی را رد کرد، و خب معلوم است چقدر «ناجور»شد. بعد از آن باز ایشان به خاطر همان ارزیابی غلط از وزن و موقعیت رفسنجانی پیام دوم را که با عنوان خنده دار«اتمام حجت با ولی فقیه درمانده ارتجاع بود» فرستاد و در آن رفسنجانی را تشویق به گرفتن حکم حکومتی وبعد پایین کشیدن خامنه ای به کمک حوزه و بازار می کرد و در عین حال به خامنه ای هم حکم می کرد که باید حکم حکومتی برای تایید صلاحیت و شرکت رفسنجانی در انتخابات بدهد. خب هیچکدام از پیام های ایشان نتیجه نداد و آنچه باقی ماند، حیرت کسانی بود که مسائل سیاسی ایران را دنبال می کنند. حیرت از این که این فرمایشات از چه ذهنیتی صادر شده است. خصوصا برای کسانی که دوسه پیام دیگر و ارزیابیهای دیگر زاییده توّهم و به کلی خلاف از کار در آمده ایشان، از جمله فرمایشات مربوط به «جرقه و موتور»**، فرمایشات مربوط به پیروزی تحصن برای حفاظت اشرف و نتیجه گرفتن این که «غیر ممکن ممکن شد» چنان گویی اشرف کلا در اختیار و تحت اداره خود مختار مجاهدین قرار گرفته است و نیز پیام عجیبی که به مناسبت سقوط رژیم قذافی فرستاد که با عنوان «ارتش آزادیبخش پیروز شد»***، در سایت رسمی مجاهدین قرار

۴- ایشان گریزی به مساله خود سوزی ها ده سال پیش به علت دستگیری مریم، زده است و با اصلاح در واژه یی که قبلا برای آن بکار می گرفت و بکار گرفتن «عشق های فروزان» به جای«مشعل های فروزان»، مدعی شده است که آن اقدام سبب «شکست کودتای استعماری شد» و…، این هم درست نیست. اعتصاب غذا برای اعتراض به یورش پلیس و دستگیری مردم کافی بود. آن اقدام های دلخراش ناشی از تعلیمات غلط قبلی بود که بذر آن در انقلاب ایدئولوژیک کاشته شده بود. از این گذشته آن اقدام از سازمان مجاهدین چهره فرقه گونه برای اروپائیانی که آن صحنه ها را دیده بودند، ارائه کرد. تاکید و یاد آوری روی این مساله درد ناک را از آن رو ضروری دیدم که یاد آوری ستایشگرانه و ارزیابی غیر واقعی از نتیجه آن، می تواند زمینه ساز تکرار دوباره چنان اقداماتی در شرایطی دیگری بشود. به ویژه وقتی این ستایش و این ارزیابی از سوی کسی انجام می گیرد که فرمان «بیابیا» گفتن به شمن مسلح به زرهی و مسلسل به مجاهدین بی سلاح و دفاع می دهد، بعد هم با این که حاصل کار چیزی جز ردیف شدن جنازه های مجاهدین مظلوم و اینطرف و افتادن سر و پا و دست شکسته ها نیست، پیام می فرستد که «فتح مبین فقط همین». کو نیتجه آن فتح مبینتان؟

۵- ایشان همه اتفاقات انتخابات را نتیجه اراده از بالا دیده است و مثلا کنار کشیدن حداد عادل را نتیجه دستور خامنه ای دیده است و این که او نتوانسته به دیگران چنین فشاری بیاورد، در حالی که این تنها کاندیدای انصراف داده از جبهه اصولگرایان نبود و قبل از او لنکرانی کاندیدای جبهه پایداری که مصباح یزدی در مورد او گفته بود«در زیر آسمان و روی زمین، اصلح تر از و نمی شناسم» انصراف داد که البته ارزیابی درستی از وضع خودش کرده بود، حداد عادل هم بعد از مقداری استفاده از وقت تلویزیونی حتما به خوبی دریافته بود که شانسش در برابر دوستان دیگر «اتئلاف پیشرفت» کمتر و در برابر رقبا از جناح دیگر خیلی کمتر است و سنگین تر خواهد بود خود را کنار بکشد و متتی هم سر دوستان خود، از این بابت بگذارد. ایشان انتخاب روحانی در دور اول انتخابات را هم ناشی از تصمیم خامنه ای برای جمع کرد انتخابات و برای به دور دوم کشیده نشدنش از ترس احتمال بروز نا آرامی و قیام دیده است، در حالی که به دلیل انزجار شدید بخش بزرگی از مردم از میان کارگران و جوانان و طبقه متوسط شهری از اصولگرایان(که از جمله در شعار “بدون هیچ دلیلی/ خاک تو سر جلیلی”، دیده می شود)، و برای بستن راه بازگشت آنان به قدرت، بخشی از رای دهندگان از بین این قشر به جای سیاست تحریم، سیاست انتخاب بین بد و بدتر را بر گزیدند و رای خود را به اسم روحانی به صندوق ریختند و احتمال در آمدن اسم او بعنوان برنده انتخابات امری بعید نبود و نگارنده به این احتمال در مقاله « موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها» اشاره کرده بودم.

۶ – و خلاصه این که ایشان دوباره ترس رژیم خط سرخ قیام و این که این قیام «کارت دعوت»برای «مؤسسان چهارم و ارتش آزادی» است سخن گفته است. سالها قرار بود که ایشان با ارتشش «طلسم اختناق» را بشکند که مردم بتوانند قیام کنند، اما با این که رویدادهای بعد از انتخابات ۸۸ را و «قیام»های آن روزها را که در غیاب ارتش آزادیبخش و طلسم شکنی آن صورت گرفت، شاهد بودیم، و دیدیم که هیچ نشانی از شعار ها و سمبل های مورد علاقه و پافشاری«رهبر مقاومت» در آنها نبود، هنور مسعود رجوی حاضر نیست از توّهمات خود دست بکشد. با «اشرف نشان» نامیدن مردم شورشی و معترض، با «قیام آفرین» نامیدن مجاهدین مستقر و محسور و بی ارتباط با مردم اشرف و(بعد لیبرتی) و نیز با یاد آوری گذاشته های دور و این که کسانی از عناصر این رژیم هوادار مجاهدین بوده اند، خود را ارضا می کند. اما یکبار ناخواسته حقیقتی را بر زبان آورد و آن در بخشی از پیامش به مناسبت روز کارگر در سال ۸۹ بود که موسوی و کروبی را خطاب قرار داده بود. او گفت« به جد مى‌گویم اگر قیامى که از یکسال پیش در جریان انتخابات ریاست جمهورى رژیم آغاز شد از یک هدایت و رهبرى ذیصلاح ملّى و به‌ دور از سازش و تسلیم طلبى و به‌‌دور از آلودگى ارتجاعى به خمینى و ولایت فقیه، برخوردار بود، امروز وضعیت به‌کلى متفاوت بود»، به این ترتیب ایشان ناخودآگاه پذیرفت که در«قیامی که از یکسال پیش در جریان ریاست جمهوری آغاز شد» نقشی نداشته و در ضمن نتوانسته است آن قیام خودجوش را تحت کنترل و هدایت خود در آورد و ارتقا و گسترش بدهد و بتواند رژیم را به زانو در آورد. از این ببعد هم همین طور خواهد بود و آویزان کردن عکس مریم یا آرم سازمان مجاهدین از پلی و عکس گرفتن از آن روی اینترنت قرار دادن، چیزی نیست که بشود با آن مردم را برای قیام به خیابانها کشید. آنهم از سوی کسانی که قیامهای جاری در خیابان را نمی توانند و نتوانسته اند سمت و سویی بدهند که می خواهند.

در پایان باید این نکته را به «رهبر مقاومت» یاد آوری کنم که با سال سرنگونی نامیدن سال ۹۲ که «مهرتابان آزادی» در مراسم تحویل سال آن را در تابلو کوچکی که در دست گرفته بود نشان می داد و «سین»ی از سفره هفت سین بود، حضرتش دست به مهندسی یک بمب ساعتی زده است که شمارش معکوس غیر قابل توقف آن، انفجار منبر رهبری منبری ایشان را در پایان امسال رغم می زند. ایشان از این امر مطلقا گریزی ندارد. غیر خود ایشان هم دیگرانی از مریدان نزدیک و شناخته شدن ایشان در برنامه«گلریز» برای پول جمع کردن در تلویزیون مجاهدین، با اشاره به سال سرنگونی بودن سال ۹۲ و «فرمان برپا به یکانهای ارتش آزدیبخش» فرمایشاتی در مورد سرنگونی نزدیک و پیروزی و… می فرمودند. توصیه خیرخواهانه و مشفقانه من به جناب مسعود رجوی این است که قبل از این که ۹ ماه باقی مانده از سال در اوهام به پایان برسد و منبر رهبری ایشان با بمبی که خودشان ساخته و زیر آن گذاشته اند منهدم بشود، از حالا فکری برای بیرون آمدن از این رهبر منبری و به سازماندهی جدید و نوسازی و باسازی تشکیلات و روابط نوین در درون و با بیرون بکنند و الا بعد از آن هرکاری که بکند، جبران کردن صدمه ناشی از ضربه خرد کننده واقعیت بر باقیمانده اعتبارشان، بسیار دشوار خواهد بود و زمان مفید زیادی هم با توجه به سن وسالی که دارند، در برابرشان نیست.

*در مورد شعار هیتلر آلمان – آلمان هیتلر،

Hitler über Deutchland – Deutchland über Hitler

در دیکسیونر فلسفه از انتشارات لاروس- فرانس لوازیر

Dictionnaire De La Philosophie, Larousse – France Loisirs

چاپ ۱۹۹۱ص ۱۷۲، ضمن شرحی برای خودبزرگ بینی یا مگالومنی به این شعار اشاره شده است. عکس تمام قدی از هیتلر هم در حال نطق در کنار آن آمده است.

انا فتحنای واقعیت گریزان متکبر( مهر ۸۸)

http://iradj-shokri.blogspot.fr/2009/10/36_11.html

من متهم می کنم (آبان ۸۸)

http://iradj-shokri.blogspot.fr/2009/11/15-13.html

** گوشه هایی از ارزیابی های غلط مسعود رجوی در مقاله «انتقادهایی از حضرت “سر”» در لینک زیر

http://iradj-shokri.blogspot.fr/2013/05/normal-0-21-false-false-false-fr-x-none_12.html

*** ارتش آزادیبخش پیروز شد:

http://iradj-shokri.blogspot.fr/2011/08/blog-post_28.html

بعد از نگارش: مریم رجوی در سخنان مراسم نوروز ٩٢گفت«سالی که پایان یافت سال نکبت و فلاکت آخوند ها بود و سال جدید، سال سرنگونی آنها است. تمام سین های هفت سین امسال، از سین سرنگونی آخوندهاست که معنا و رنگ و بو گرفته است».

در ویدئو مراسم سخنرانی در یوتیوب، این سخنان را روی دقیقه ۱۸ می شود شنید. ویدئو نزدیک به ۵۶ دقیقه است. لینک در زیر آمده است.

http://www.youtube.com/watch?v=tn7bDe-mpes

جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۹۲ – ۲۱ ژوئن ۲۰۱۳