دوشنبه, 29 آبان 1396

آخرین بروز رسانی: 10:35:51 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: اخبار نامه ها کریم غلامی، ایران فانوس

کریم غلامی، ایران فانوس

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF
karim golami

 … بسیاری از ما انتقاد می کنند که “چرا بعد از این همه سال این فرقه را ترک کردید؟” البته این پرسش بسیار درست و بجا استَ و قطعا پاسخی درست و پسندیده نیازمند است. هر چند که بسیاری قادر به فهم شرایط زمانی و مکانی این فرقه را ندارند و اینکه جدا شدن از این فرقه چه کار دشوار و پر درد و رنج است. زندان و شکنجه های روحی و روانی و از همه سخت تر، نشستهای جمعی و دیگ است، چه بسیاری که …

کریم غلامی، ایران فانوس

لینک به منبع

با احترام اقایان کریم قصیم و محمدرضا روحانی

با تبریک مجدد بخاطر استعفا و جدایی شما از شورای به اصطلاح ملی مقاومت.

من در خرداد ماه سال ۱۳۶۶ (ژوئن ۱۹۸۷) به سازمان مجاهدین پیوستم و در اردیبهشت ماه ۱۳۸۸ (می ۲۰۰۹) از سازمان فرقه گرای مجاهدین جدا شدم. ۲۳ سال عمر دوران جوانی خود را درون این فرقه گذراندم، من هم مثل بقیه اعضای اسیر این فرقه با اندیشه میهن پرستی و آزادی و دمکراسی برای مردم پا به مبارزه گذاشتم. متاسفانه ماهیت فاسد و عقب مانده رهبری این فرقه، تمامی خونها و درد و رنج سالیان همه مبارزین آزادی را به کام آتش خودخواهی و قدرت طلبی خود ریخت.

بسیاری از ما انتقاد می کنند که “چرا بعد از این همه سال این فرقه را ترک کردید؟” البته این پرسش بسیار درست و بجا استَ و قطعا پاسخی درست و پسندیده نیازمند است. هر چند که بسیاری قادر به فهم شرایط زمانی و مکانی این فرقه را ندارند و اینکه جدا شدن از این فرقه چه کار دشوار و پر درد و رنج است. زندان و شکنجه های روحی و روانی و از همه سخت تر، نشستهای جمعی و دیگ است، چه بسیاری که زندان و شکنجه را تحمل کرده اند ولی در زیر فشار این نشستها زیر فحش و توهین و مشت و لگد، خرد و تسلیم شده اند. متسفانه تا کسی اینها را به چشم نبیند قادر به درک این نخواهد شد.

قطعا می توان به شما آقایان نیز این انتقاد را کرد که چرا بعد از ۳۰ سال استعفاء و چرا زودتر نه؟ و قطعا این پرسش به پاسخی پسندیده نیازمند است. من به عنوان یک جدا شده از فرقه مجاهدین و یک فعال حقوق بشر، نیز این پرسش را از شما دارم. البته پرسش من نه برای قضاوت در مورد شما آقایان است، بلکه با پاسخ گفتن به این پرسشها، ماهیت درونی فرقه مجاهدین و عمل کرد آن در شورای دست ساز مسعود رجوی، روشن می شود.

پیشتر از این نیز گفته بودم که من هرگز به گذشته کاری ندارم. گذشته، گذشته است و آنچه که پیش روی ماست، آینده است، آینده ای که ما خود سازندگان آن هستیم.

آقایان کریم قصیم و محمدرضا روحانی

شما انسانهای روشن فکر و فرهیخته سرزمین ما ایران هستید، در نتیجه بار مسئولیتی بزرگ بر دوش شما است. مسئولیتی که خود آن را به خوبی درک کرده اید که سالیان دراز عمر خود را در راه مبارزه و آزادیخواهی سپری کرده اید. اکنون ما در زمانه ای خطیر قرار گرفته ایم، زمانه ای که جوانان ما راه را از بیراه گم کرده اند و در تاریکی دروغها و شیادی ها گام برمی دارند.

بسیار پسندیده خواهد بود که شما از دیدگاه خودتان به بسیاری از این پرسش ها پاسخ دهید.

۱ـ چرا در خرداد سال ۱۳۶۰ مبارزه مسلحانه شکل گرفت و چه بسیار خون هایی که در این میان بر زمین ریخت و بعد از ۳۳ سال چه دست آوردی این میان باقی ماند؟ آیا مبارزه مسلحانه و ریخته شدن خون هزاران انسان، یک امر اجتناب ناپذیر بود؟

۲ـ پول و پشتیبانی و لجستیک سازمان فرقه گرای مجاهدین و شورای ملی مقاومت و کنفرانسها و غیره، از کجا تامین می شد؟ حتی با حساب سرانگشتی نیز می توان پی برد که عدد بسیار بزرگی خواهد بود. آیا به راستی همه این هزینه ها را میتوان با کار “مالی اجتماعی” که رهبری این فرقه مدعی است تامین کرد؟

۳ـ انقلاب ایدئولوژیک درونی فرقه مجاهدین چیست؟ مسعود رجوی مدعی بود که با انقلاب ایدئولوژیک می تواند دولت جمهوری اسلامی را سرنگون کند! بعد از گذشت ۲۸ سال از انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین در خرداد ماه ۱۳۶۴ حال فرقه مجاهدین و رهبری آن در کجای جامعه ایران جایی دارند؟ نتیجه این انقلاب ایدئولوژیک به کجا انجامیده است؟

۴ـ بسیاری از جمله خود من مدعی هستیم که سازمان فرقه گرای مجاهدین نیروهای مخالف و منتقد خود را زندانی و شکنجه و سربه نیست می کنند که ما نام آن را “مرگ های مشکوک” نهاده ایم. شما حتما گزارش ها و مقالات بسیاری از جداشدگان را خوانده اید، آیا بر اساس ادعای رهبری سازمان فرقه گرای مجاهدین همه این اتهامات ساخته و پرداخته وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران است؟ همیشه یادتان باشد که بعد از استعفای شما از شورا، شما نیز خائن و همدست و مزدور جمهوری اسلامی خوانده شدید.

۵ـ به راستی مسعود رجوی کجاست؟ چرا بعد از سال ۲۰۰۳ به بعد دیگر از خود حتی یک عکس هم منتشر نکرده است؟ آیا این پنهان شدن او نشان ترسو بودن او نیست؟ آیا این شایسته رهبر یک جنبش است که نیروهای خودش را دم تیغ مرگ و سختی قرار بدهد و جان خود را برداشته و پنهان شود؟

۶ـ همه میدانند که ماندن در عراق بخصوص بعد از آتش بس سال ۱۳۶۷ کاری نابخردانه بوده و بدور از منطق هر گونه استراتژی و تاکتیک، چرا مسعود رجوی اسرار ماندن در عراق را دارد؟

۷ـ آیا به راستی همه کسانی که از مسعود رجوی انتقاد می کنند، مزدور وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی هستند؟

با سپاس و درود های فراوان

کریم غلامی