چهارشنبه, 22 آذر 1396

آخرین بروز رسانی: 08:58:34 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: دیدگاه ها سایرگروه ها تقدیس گرایی و مظلوم نمایی برای رجوی

تقدیس گرایی و مظلوم نمایی برای رجوی

… گزارش ۹۲ آقای ایرج مصداقی و جدایی آقایان قصیم و روحانی از اعضای کمیسیون های شورای ملی مقاومت و بیان دلایل این ریزش ها که متوجه رهبری سازمان گردیده، علاوه بر واکنش های هتاکانه و سطحی و مبتذل اما باعث بروز و ظهور یک جریان بطئی و پنهان در قالب نگارش مقالاتی شده که هدف عمده شان توسل به حربه نخ نما شده مقدس مآبی و مظلوم نمایی برای …

کریم قصیم: پاسخگویی محول به بعد از سرنگونی نمی شود. سرنگونی بهانه نیست. رهبران مجاهدین خلق امروز جواب دهند

لینک به منبع

بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس،

تاملی بر مقالات زری اصفهانی و ناهید همت آبادی

گزارش ۹۲ آقای ایرج مصداقی و جدایی آقایان قصیم و روحانی از اعضای کمیسیون های شورای ملی مقاومت و بیان دلایل این ریزش ها که متوجه رهبری سازمان گردیده، علاوه بر واکنش های هتاکانه و سطحی و مبتذل اما باعث بروز و ظهور یک جریان بطئی و پنهان در قالب نگارش مقالاتی شده که هدف عمده شان توسل به حربه نخ نما شده مقدس مآبی و مظلوم نمایی برای تبرئه و نجات رهبری سازمان است. در این مقالات با طرح ادعاهایی در خصوص زندگی غریبانه و زاهدانه رجوی و همچنین شبیه سازی او با معصومین و بعضا پیامبران الهی تلاش می شود تا با تداعی منطق متوهمانه و فریبکارانه رجوی یعنی ماه و چاه اصل موضوع را لوث نمایند. دو مقاله زری اصفهانی و ناهید همت آبادی با چنین هدف و رویکردی نوشته شده است. در اولی سعی شده با تاکید روی زندگی انتزاعی و به قول نویسنده جهان غیر معمولی رجوی و در دومی با تمرکز بر مقدس مآبی و مظلوم نمایی رجوی را در هیبت یک انسان فرازمینی و فرازمانی به مخاطبان القا کند. هر چند نگارنده در دو مقاله جداگانه به ادعاهای بی پایه آنها پرداخته اما به هر حال از آنجا که این دو مقاله قرار است به مثابه یک پدیده و خط و جریان القا و تاثیرگذاری کند، لازم دیدم به صورت مستقل آن را واکاوی و یادآوری کنم. واقعیت این است که طی سه دهه گذشته مجاهدین با هر جریان انتقادی چه در درون و چه بیرون با همین ترفند و منطق کذایی مقابله و برخورد کرده اند! این شیوه بیش از هر چیز اصرار دارد صورت مسئله را به گونه ای لوث کند که امکان نقد عقلانی و زمینی از مخاطبان را مخدوش کند. منطقی که این نویسندگان پیش گرفته اند چیز تازه ای نیست و فتوکپی برابر اصل منطقی است که رجوی در مرحله اول انقلاب ایدئولوژیک و ازدواج اش با مریم عضوانلو پرده برداری کرد.

منطق و رویه ای که امثال زری اصفهانی و ناهید همت آبادی دنبال می کنند بی کم و کاست همان منطقی است که بر اساس آن رجوی را یا باید در قعر چاه دید و یا در ماه. هر چند نگارنده ابایی ندارد با همان منطق ساختگی رجوی را در ته چاه ببیند، اما هنوز هستند کسانی که علیرغم طرح انتقادات اساسی و رد مشروعیت او در جایگاه رهبری اما دیدن او را در ته چاه بر نمی تابند؛ برای این دسته طبیعی است که منطق مورد اشاره به اندازه تقلیل اتهامات و جرائم و خیانت ها و جنایت های رجوی و تنزل این همه به اشتباهات و آن هم از نوع اجتناب ناپذیرش کارکرد و تاثیر دارد. برای قلم به دستان رجوی و آن هم در این وضعیت که همه نگاه ها به سمت رجوی است، حتما که این اندازه تاثیرگذاری روی چنین افرادی غایت آرزو است. بدیهی است هدف ما از پرداختن به این ترفندها سوق دادن این دسته از منتقدین رجوی به دیدن او در ته چاه نیست، و اساسا این رویه داوری در عقلانیت مدرن جایگاه و اعتباری ندارد، در مذمت و رد این رویکرد فریبکارانه همین بس که مبدع و مبتکر آن رجوی است؛ و این که به مقصدی جز فرازمینی و فرازمانی کردن رجوی راه نمی برد! هر چند در نگاه واقع بینانه می توان احتمال داد آدمی به آن حضیض دنائت و فرومایگی مورد تاکید رجوی برسد، اما به این معنی نیست که در نقطه مقابل بتواند به آن درجه و اعتبار و جایگاه آسمانی و فرا انسانی دست یابد.

اگر برای این جایگاه مصداقی بتوان پیدا کرد جز پیامبران الهی نتوان متصور شد و حتما برای آدم های معمولی با هر میزان استعداد و تقوی و پارسایی و تعبد چنین جایگاهی احراز ناشدنی است. دقیقا از چنین منظر و منطقی است که رجوی وقتی خود را در معرض داوری می گذارد اصرار دارد با نگاه کلیشه ای همه یا هیچ درباره او قضاوت شود. کسی که با آن سماجت مطالبه هیچ یا همه چیز می کند حتما که ریگی به کفش دارد. این چنین مدعی در مقایسه با پیام آوری که برای معرفی و اثبات حقانیت خود بیش از هر چیز بر زمینی بودن و امی بودن و معمولی بودن تاکید می ورزد حتما که باید خود را در مداری بسیار بالاتر از مرتبه پیامبری ببیند که بر منطقی تا این اندازه غیر زمینی و درک ناشدنی اصرار می ورزد! قدرمسلم این که امروز نیز همچون گذشته رجوی را قلم به دستان و مریدانی می خواهند از ورطه و غرقاب پیش روی نجات بدهند که پیشتر او را در این جایگاه درون تشکیلاتی تثبیت کردند. کشف نایب امام زمانی رجوی و بعد تبدیل شدن او به خود امام زمان اگر چه ابتدا به ساکن محصول ذهن رجوی بود، اما بسط و تعمیق آن در مناسبات تشکیلاتی با همین قلم ها محقق شد. نوشته های امثال ابوذر ورداسبی، محمد حسین حبیبی(خائیزی)، و چرا راه دور برویم امثال جداشدگانی مثل یغمائی کسانی بودند که به لحاظ فکری و اجتماعی و دانش جایگاهی بسیار فراتر از رجوی داشتند. اما وقتی آنچنان شیفته و واله درباره قداست و نبوغ و ایثار و حقانیت رجوی نوشتند، مسلم بود مریدان چشم و گوش بسته ای تربیت شوند که حتی در صورت تردید و ابهام لب فروبندند و تسلیم قلم روشنفکرانه شوند. به گمانم بازخوانی برخی نوشته های بجامانده بتواند بر اهمیت رویکردی که از سوی امثال زری اصفهانی و خانم همت آبادی در پیش گرفته صحه بگذارد. بدیهی است در چنین وضعیتی مسئولیت بر ملا کردن و سوزاندن این خط بیش از هرکس متوجه کسانی است که در گذشته در باوراندن و القای این منطق سهم داشته اند.