چهارشنبه, 22 آذر 1396

آخرین بروز رسانی: 08:58:34 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: دیدگاه ها سایرگروه ها گفتگوی با محمدرضا روحانی در مورد نتایج استعفا از شورای ملی مقاومت

گفتگوی با محمدرضا روحانی در مورد نتایج استعفا از شورای ملی مقاومت

 … حیف که شنیدن صدای «خائن» برای استاد جلال گنجه‌ای و دکتر زاهدی توسط رهبر عقیدتی حرام اعلام شده و ارتکاب این معصیت عواقب شومی دارد. اگر چنین نبود می‌توانستم تلفن بزنم و از خرمن علوم حوزوی آنان طبق معمول بهره‌مند شوم. این جملات معترضه مرا از موضوع دور کرد. ببخشید که از مقوله حافظه به معمای ۷۲ پریدم. ببینید که در این یلدای بی رحم غربت، چگونه …


محمد رضا روحانی، پژواک ایران

لینک به منبع

مصداقی عزیز سلام

پیرو مذاکرات شفاهی، پاسخ به پرسش‌های مطروحه را از گفتار به نوشتار درآوردم،‌ می‌فرستم. این شیوه مصاحبه برای من آسان‌تر است. به اندازه شما جوان نیستم. حافظه‌ام طی ۷۲ سال گذشته کمی تا اندکی فرسوده شده است. راستی می‌دانی این عدد ۷۲ چگونه در اخبار و احادیث شیعیان جای گرفته تا امروز تداعی‌کننده‌ی واقعه کربلا شود؟

حیف که شنیدن صدای «خائن» برای استاد جلال گنجه‌ای و دکتر زاهدی توسط رهبر عقیدتی حرام اعلام شده و ارتکاب این معصیت عواقب شومی دارد. اگر چنین نبود می‌توانستم تلفن بزنم و از خرمن علوم حوزوی آنان طبق معمول بهره‌مند شوم. این جملات معترضه مرا از موضوع دور کرد. ببخشید که از مقوله حافظه به معمای ۷۲ پریدم. ببینید که در این یلدای بی رحم غربت، چگونه تلاش می‌کنیم تا ریشه دوستی‌های قدیمی، حق نان و نمک، هدف‌های مشترک مبارزاتی، همبستگی تاریخی و ملی را به مسلخ «مرزبندی‌های بین دوست و دشمن» بفرستیم.

نازنین ساق گلی را

که به جان کشته‌ام، اش

و به جان دادمش آب

ای دریغا به برم می‌شکند

امید آن‌که با شجاعت به تجدید نظری گسترده، در اندیشه، رفتار و گفتار خود پردازیم. با دگرگونی‌های مردم و زمان آشتی کنیم. غبار کینه از چشم و دل بشوئیم. دست از دشمن تراشی‌های دشمن شادکن برداریم. به ستیزی راستین و همه جانبه با استبداد درونی و بیرونی همت کنیم. در خانه‌هایمان را به روی مردم و مردم دوستان بگشائیم و به خانه‌هایشان برویم. این چنین است که می‌توانیم همراه و همدل به خواست و نیروی ملت، خصم ضد‌بشری را تسلیم عدالت کنیم.

با درودهای فراوان

محمدرضا روحانی

توضیح پژواک ایران: نامه خصوصی آقای محمدرضا روحانی با کسب اجازه از ایشان منتشر می‌گردد.

گفتگوی با محمدرضا روحانی در مورد نتایج استعفا از شورای ملی مقاومت

پژواک ایران:  حدود ۷۰ روزاست که شما و آقای قصیم از شورای ملی مقاومت استعفا داده‌اید. بنا به نوشته خودتان بیش از ۳۴ سال از آشنایی و همکاری شما با مجاهدین می‌گذرد. می‌توانید بگوئید استعفای شما چه نتایجی داشته است؟‌

محمدرضا روحانی: خلاصه بگویم. عنوان دو مخاطب نامه را که از متن استعفا بردارید می‌ماند یک جمله با پانزده یا شانزده کلمه. مخاطب آن مسئول شورا و جانشین ایشان است به شرح زیر:

با سلام و به نام آزادی. استعفای خود را از عضویت شورای ملی مقاومت و مسئولیت‌های محوله اعلام می‌داریم.

همین و بس. آن‌چه ذیل این یادداشت است مخاطب دیگری دارد «با ذکر توضیحی کوتاه برای عموم». من خواهش می‌کنم متن کامل این نوشته را به عنوان ضمیمه اول، ذیل این مصاحبه بگذارید.

پژواک ایران:‌ بله این کار را خواهیم کرد ولی استعفای شما چه نتایجی داشته است؟‌

محمدرضا روحانی: وجوه گوناگون این استعفای محترمانه و علنی شانزده کلمه‌ای برای من غیرقابل پیش‌بینی بود. نگران بودم از این که مبادا زیانی متوجه‌ اهداف مبارزاتی ما بشود. نگرانی، بیماری مرا تشدید می‌کند. خطرناک است.

پژواک ایران:  بیماری شما به عنوان یک بهانه در نوشته‌های گوناگون و از جمله در بیانیه‌های شورای ملی مقاومت تلقی شده است موضوع چیست؟

محمدرضا روحانی: لابد نمی‌خواهید که عکس‌ها، نسخه‌ها، آزمایش‌ها، گزارش‌های بیمارستان‌های گوناگون و متخصصان را هم ضمیمه این مصاحبه کنید. آن‌ها که این کنایه‌ها را می‌زنند بیش از همه از بیماری قدیمی من اطلاع دارند. آن وقت که هنوز «دشمن» و «خائن» اعلام نشده بودم، همگان با محبت نگران سلامتی من بودند. شرایط کار، مأموریت‌ها، رفت و آمد، خواب و خوراک مرا مثل یک فرزند نسبت به پدر مراعات می‌کردند. اصلاً اولین حمله قلبی من در یکی از پایگاه‌های مقاومت قریب ۱۳ سال پیش اتفاق افتاد. دومین بار در تابستان ۲۰۰۳ پس از حمله وحشیانه به اقامتگاه قانونی مقاومت بود که برای ملاقات با نماینده وکلای بدون مرز سوار اتوبوس شده بودم که به زمین افتادم.

آخرین باری که بستری شدم غیر از پسرم هیچ‌کس خبر نداشت اردیبهشت سال گذشته بود. وقتی از طرف خانم رجوی برای عیادت من به خانه آمدند و گله کردند که چرا آن‌ها را با خبر نکردم همسرم گفت که ما هم بی خبر بودیم. راستی دسته گلی که آن روز آوردند بسیار زیبا بود و متشکرم.

پژواک ایران: برویم به سراغ سؤال اصلی که استعفای شما چه نتایجی داشته است؟

محمدرضا روحانی: اگر بردبار باشید من ابتدا این موضوع بیماری، که می‌خواهند تمارض جلوه دهند را روشن کنم. استعفا بیماری را تبدیل به تمارض کرد. جالب است ماه قبل از استعفا در اوائل ماه مه رفته بودیم برای شرکت در تظاهرات ژنو، میدان ملت‌ها، مقابل ملل متحد. هفته قبل روز اول ماه مه دکتر کریم قصیم در میدان باستیل پاریس سخنرانی داشت. ۱۲ یا ۱۳ سال است که بخاطر رعایت بیماری من در برنامه‌های سفر و راه‌های دور، مرا با اتوبوس یا مینی‌بوس نمی‌فرستادند و با قطار می‌رفتم. اما بار آخر خودم بی‌احتیاطی کردم و سوار مینی‌بوس شدم، راه طولانی با بارندگی و راه‌بندان ده ساعت طول کشید. نیمه شب به هتل رسیدیم. با دو مادر بزرگوار شهدا که زنده و سرافراز باشند، همسفر بودیم . اطاق ما دیوار به دیوار بود. وقتی خواستم کفش‌ها را در بیاورم از پایم در نمی‌آمد. ورم عجیب و غریبی داشت. کاردی هم نداشتم که کفش را  پاره کنم. محل اتاق بقیه همسفران را نمی‌دانستم. نمی‌خواستم مزاحم مادران شهدا باشم. دراز کشیدم و پا را که درد هم داشت روی بلندی دسته تخت گذاشتم تا خون متراکم شده در پا سرازیر شود. دو سه ساعتی بین خواب و بیداری گذشت. منتظر بودم روز روشن شود و مسافری برخیزد. کمک کند تا بروم اورژانس. خوشبختانه ورم کم شد. کفش را درآوردم. پا کمی کبود بود. اما خون لخته نشده بود. دو سه ساعت دیگرهم به همین نحو گذشت. صبح کبودی رفت ولی کمی ورم باقی مانده بود. خطر فوری رفع شد و نمی‌خواستم بیماری من مانع هرچند کوچک ایجاد کند. پا دیگر در کفش نمی‌رفت، پاشنه را خواباندم. به زحمت راه می‌رفتم. آن‌وقت یاد دو خانم مجاهد افتادم، آن‌ها را در ناهارخوری می‌دیدم. هردو جوان بودند. یکی سرطان داشت و می‌دانست که رفتنی است اما تا آخرین نفس روی تخت با کامپیوتر ابوابجمعی خود را مدیریت می‌کرد. دیگری رگی در مغز داشت که در شرف پاره شدن بود و غیرقابل علاج ولی از پا ننشست تا واپسین دم. وقتی آن دو جوان رفتند و ما را تنها گذاشتند برایشان شعری گفتم. بخشی از آن که یادم مانده است و شاید در مراسم تدفین یکی از آن‌ها خوانده باشم

مادران کوه،

دختران دری،

دریا دلان،

همسران خورشید و و و و

به هر حال، گفتم باید امروز سرپا  باشی. عصر آن روز سخنرانی کردم و در آن از رحم و مرحمت یاران اشرفی و زندان لیبرتی و خانم دبیری که از عراق تلفن کرد و گفت: دوست شما (منظورش اقای رجوی بود) توصیه کردند که به خاطر حفظ جان موقع سخنرانی آرام باشم، سپاسگزاری کردم و از حافظ مدد طلبیدم که «نبود بر سر آتش میسرم که نسوزم».

یک ماه بعد وقتی استعفا کردیم این سخنرانی را از «یوتیوب» برداشتند همراه همه کارهای من، برنامه‌های حقوقی، سخنرانی‌ها، گزارش‌‌ها، مقالات. تو گویی که مخلص ز مادر نزاد.

خوشبختانه پژواک ایران در یک «عملیات ضد‌انقلابی این نوار را از غارت انقلابی» نجات داد. عین همین افتضاح علنی و آشکار را با سخنرانی‌ها و نوشته‌های دکتر قصیم کردند. فکر می‌کنم که برای تکمیل این اقدامات مشعشع کتاب «جاده صاف‌کن‌های جنگ»،  محصول ارزشمند پژوهش‌های دکتر قصیم را هم که شب عید پخش شد از قفسه کتاب‌ انجمن‌ها بیرون کشیده و به انبارها برده‌اند تا انشاءالله چهارشنبه سوری در یک عملیات پیروزمند!‌ انقلابی از قفسه‌ها در بیاورند و در خیابان‌ها به آتش بکشند. رفیق «میم لام» آقای مهندس مهدی سامع سخنگوی سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران مراقبت خواهند فرمود که مقدمه ۶ صفحه‌ای  برادر مهندس مهدی ابریشم‌چی را از ابتدای این کتاب ‌ها در بیاورند تا حق و ناحق با هم نسوزند. انشاءالله. حساب دو کتاب «جباریت» و «در دادگاه تاریخ» را  هم شخصاً خواهند رسید تا مآمورین وزارت اطلاعات خلع سلاح شوند. به هر حال وقتی که او نخواست و یا نتوانست جنایت، آدمکشی و مجاهدکشی بی‌رحمانه‌ی طالبانی را محکوم کند باید این نوع سوءپیشینه را به نحوی از کارنامه‌اش بزداید. آدم نمی‌تواند همیشه در جمع غش کند تا از زیر ضرب در برود.

پژواک ایران:‌ فکر نمی‌کنید از موضوع خارج شدیم سؤال در مورد نتیجه‌ی استعفای شما بود.

محمد روحانی: درست است. یکی از نتایج استعفا تبدیل مرض بود به تمارض. برداشتن فیلم‌ها و نوشته‌ها از یوتیوب. القاب و عناوین مبالغه آمیز، حقوقدان برجسته، مبارز قدیمی، موافع مجاهدین، وکیل آزادیخواه و «شما که همیشه مدافع امنیت و حقوق و حفاظت اشرف بوده‌اید» از نامه ۱۲ اردیبهشت ۸۹ خانم رجوی خطاب به «جناب آقای روحانی عضو محترم شورای ملی مقاومت» را سلب کردند. تا سرنوشت این مسلوب‌العنوان و الالقاب، عبرت دیگران شود. راستی کی میره این همه راه رو. تازه این اول کار است. جنگ در پاریس علیه همدستان جدید‌الاستخدام وزارت اطلاعات ادامه دارد. بجنگ تا بجنگیم. …

پژواک ایران : از آن‌جایی که ما بیماری شما را تمارض نمی‌دانیم، به منظور رعایت حال شما، اجازه می‌‌خواهیم در همین‌جا به این قسمت از گفتگو پایان دهیم تا در قسمت‌های بعدی به دیگر موارد بپردازیم.

همچنین از خوانندگان گرامی نیز درخواست می‌کنیم چنانچه سؤالی دارند، با پژواک ایران در میان بگذارند تا در اختیار آقای روحانی قرار دهیم.

ضمیمه اول: متن استعفای آقایان محمدرضا روحانی و کریم قصیم

۱۵ خرداد ۱۳۹۲ ، توسط دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران تقدیم می‌شود

حضور محترم خانم مریم رجوی و آقای مسعود رجوی,

با سلام و به نام آزادی

استعفای خود را از عضویت در شورای ملی مقاومت و مسئولیتهای محوله اعلام می داریم.

توضیحی کوتاه برای عموم

بیش از نیم قرن در داخل و خارج ایران , درسفر و حضر , و روزگار تبعید با آزادیخواهان و کوشندگان راه آزادی ایران , از خانواده های سیاسی گوناگون , افتخار همراهی و همرزمی داشته ایم.

نزدیکی ما با سازمان مجاهدین خلق ایران از بیش از ۳۴ سال پیش( ۱۴ اسفند ۱۳۵۷ ) بر مزار دکتر مصدق آغاز شد. بعدها , از نیمه سال ۶۰ با عضویت در رزمنده ترین اتئلاف سیاسی و لائیک تاریخ میهنمان , همکاری و اتحاد عمل سیاسی تا امروز ادامه یافت .

طی این سه دهه پر فراز و نشیب و بسیار دشوار , پیوسته وظائف و الزاماتی را که طبق مقررّات پذیرفته بودیم , وجداناً در حدّ امکان انجام دادیم و به دستاوردهای مشترک افتخار می کنیم. از جمله اینها : افشای جنگ طلبی خمینی , تدوین و تصویب و تبلیغ طرحهای« صلح» , « جدایی دین از دولت» , « آزادیها و حقوق زنان» , « خودمختاری کردستان…» , همچنین افشای پروژه اتمی پنهانی رژیم توسط سازمان مجاهدین خلق و شورا , مشارکت مداوم در انواع آکسیونها و رسانه های مقاومت برای پیشبرد جنگ سیاسی علیه دشمن ضد بشری , مشارکت در تلاش عظیم برای حصول قریب ۶۰ قطعنامه ملل متحد در محکومیت رژیم به خاطر نقض حقوق بشر مردم ایران , تأسیس کمیسیون محیط زیست شورا (۱۳۷۲) و بیست سال ادامه فعالیت آن ,که در نوع خود بین احزاب سیاسی و اپوزیسیون های ممالک همتراز بی مانند بوده و….. و….. و سرانجام تصویب «طرح جبهه همبستگی ملی», که دریغا تا کنون کامیاب نشده است…

در واقع حتی فهرست کردن فعالیتهای شورا طی این سه دهه – که ما دو رهروی کاروانش بوده ایم – از امکان و حوصله این مختصر خارج است. دوست و دشمن اذعان داشته اند که این ائتلاف, برغم همه ترورهای فیزیکی و انواع توطئه های رژیم و قدرتهای بزرگ … , و وجود دایمی فشارهای گوناگون که بر همه کوشندگانش از جمله بر ما رفته, با همه ی افت و خیزهای سیاسی, اشتباهات و کم و کاستیها, آری جدّیترین و قدرتمندترین ائتلاف فعال علیه ارتجاع و استبداد مذهبی حاکم بر ایران بوده است.

در عین حال ما همیشه , به خصوص طی دهه اخیر و بیشتر در چهارسال گذشته, در مورد تنظیم روابط درونی, روشهای برخورد به اشتباهات, فقدان پاسخگویی مناسب, نوع واکنش به انتقاد و منتقدان درون و بیرون شورا , شیوه تصمیم گیری, همچنین چگونگی طرح و بحث تحلیلهای اساسی و رویکردهای مبرم پیشنهادی و ….. با دشواریهای گوناگون و فزاینده مواجه بوده ایم. طی سالیان دراز به سبب لاینحل ماندن تناقضات و افزایش و تراکم مشکلات جدید صبر و حوصله ما هم تحلیل رفته است.

ما برحسب وظیفه ملی و مبارزاتی به طور مداوم و در محورهای گوناگون پیشنهاد گشایش دیدگاهها, دگرگونی و شفافیت سیاستها و کاربرد روشهای علمی و کارآمد ارائه کرده‌ایم که به اختصار اشاره می‌کنیم:

اجتماعی

گشایش ارتباطات و تماس معطوف به محیط زندگی سیاسی, فرهنگی, هنری, رسانه ای, مدارس فارسی و…. حوزه جمعیت ۵ میلیونی ایرانیان خارج کشور, توجه بیش از پیش در برنامه ریزی سیاسی و تبلیغاتی بر فعالیتهای اقشار و طبقات و گروههای تحت ستم در داخل و کوشش مستمر جهت رساندن صدای آنها به سازمانها و نهادهای بین المللی (سندیکاها, نهادهای حقوق بشری, و….) و جلب پشتیبانی جهانی برای حمایت از پیکار آنان با سمتگیری در جهت قیام و سرنگونی رژیم جبار حاکم. تماس گسترده با انجمنهای زندانیان سیاسی, پناهندگی و کمپها

رسانه ها و تبلیغات

بحث و ایجاد تحوّل در سیاستگذاری رسانه ای برحسب میزانهای علمی و تخصصی, تغییر در محتوا و شکل رسانه های مقاومت برپایه معیارهای حقوق بشری و لاییک( فی المثل برابری حضور زن و مرد در برنامه های ورزشی تلویزیونی), پیش گرفتن سیاست حضور و ارائه مواضع مقاومت در کلیه رسانه های فارسی زبان – اعم از ایرانی (غیررژیمی) و بین المللی ( که روزانه رویهم دهها میلیون شنونده و بیننده ایرانی دارند), دعوت از شخصیتهای سیاسی و فرهنگی و هنری و ژورنالیستی نامدار سرنگونی طلب به رسانه ها و برنامه های مقاومت, فراهم آوردن فرصت چالش فکری و تبادل نظر , مباحثه و تعاطی بین گفتمانهای گوناکون سرنگونی طلب …….

رویکرد سیاسی و فرهنگی نسبت به دیگران (ایرانی و منطقه ای)

کوشش به همزیستی فعال و ایجاد حسن تفاهم و تقویت ارتباطات مبارزاتی با کلیه سازمانها و احزاب مترقی و انقلابی ضد رژیم( درهراندازه و حدّی که هستند), به ویژه تجدید ارتباط با سازمانها و احزاب کردستان ایران, توجه به شخصیتهای فرهنگی, هنری و مفاخر ادبی ایران و دعوت از آنان به نشستها و میهمانیها ( نوروز و…) و البته به آکسیونهای سیاسی و غیره. با استمرار در چنین رویکردی است که در غربت احساس تعلق به جمع تقویت و فضای حیات سیاسی مشترک سرنگونی طلبان شادابتر می شود. دیوار کشیدن به دور خود, سخن نگفتن با دیگر ایرانیان و رویگرداندن از « عروسی و عزا»ی هموطنان راهکار انقباضی است و بس. به دوران انقلاب بهمن بنگرید, به تحولات دگرگونساز سه دهه اخیر مراجعه کنید: در «سال سرنگونی» رویکرد انبساطی در دستور قرار می گیرد. این یک قاعده قدیمی جنبشها و سازمانهای مردمی به ویژه در عصر انترنت و گسترش عمومی آگاهیهاست.

اما در مورد ایجاد رابطه و رایزنی , دعوت و همنشینی با سازمانها , گروهها و نیروهای ایدئولوژیک و نظامی- سیاسی فعال در منطقه, یعنی انواع « اپوزیسیون» دیکتاتوریهای منطقه, ما بارها به دقت و احتیاط توصیه کرده ایم. لزوم شناخت و انتخاب شریک مناسب درسی است که طی دهسال اخیر به دفعات در عراق و انبوه گروهها و اشخاصی که به اشرف آمدند و رفتند تجربه شده است. ما بارها و به موقع هشدار داده ایم. تجربه «خمینی در پاریس» یادمان نرود. مصر کنونی که جلوی چشم همه است. بارها به مجاهدین گفته‌ایم که در صحنه سوریه نیز «اپوزیسیونهایی» به غایت ارتجاعی و … کنار دیگران علیه دیکتاتور خونریز دمشق فعالند. باید احتیاط کرد و متمایز موضع گرفت. آنهایی که به صراحت خواهان دموکراسی و جدایی دین از دولت نباشند به یقین صرفاً مصرف کننده دوستی آزادیخواهان خواهند بود!

…………………………..

باری, ما در چهارسال گذشته نه تنها در هیچیک از محورهای فوق گشایش و اصلاحی ندیدیم بلکه دردمندانه شاهد انقباض و تکرار اشتباهات نیز بوده ایم….

ادامه مطالبات اصلاحی فوق گاه حتی موجب خشم دوستان مجاهد و طبعاً عذاب ما بوده است. به ویژه که همزمان به پرسشهای مصرّانه افکار عمومی و مسائل مطروحه نیز پاسخ شایسته داده نمی شد.

لازم به یادآوری است که ما, درست یا نادرست, بحث و بررسی مشکلات را به خارج شورا نمی کشاندیم. می کوشیدیم سربسته و درخود, هنگام جلسات بزرگ, بیشتر در نشستهای محدود ولی رسمی, پیشنهادهای مشخصی برای موضوعات مورد اختلاف عرضه کنیم. به عنوان مثال در باره سیاست تبلیغاتی سیما و سایت… یا به تکرار در باب پشتیبانی از پیکار اقشار گوناگون اجتماعی, فرهنگی و اقلیتهای مذهبی ایران…. خلاصه, لزوم پیروی از رویکردی اجتماعی در خدمت چشم انداز قیام و …… ما همیشه طرفدار جدّی اقدام در جهت حفظ و اعتلای جنبش مردم بوده ایم و تشکیلات شورا را اساساً برای پیشبرد این مهم لازم می دانیم. از دیدگاه ما برانگیختن و اعتلای جنبش الویت داشته است….

از میان مسائل بیشمار و موضوعات مورد اختلاف, «جبهه همبستگی ملی» برای ما اهمیت خاصی داشته و بارها به جدّی گرفتن الزامات تحقق این طرح توجه داده ایم: مدنظرقرار دادن جامعه ایرانی خارج, درانداختن طرحی نو و تدبیری برای رفع موانع تماس, احیاء و ارتقاء اعتماد و سپس اقدام به دعوت جدّی از واحدهای گوناگون و پرشمار فرهنگی, هنری, اجتماعی. کلاً تلاش برای تدارک مقدماتی و الزامات اولیه جبهه همبستگی …. چرا که رژیم حاکم دشمن سیاسی و فرهنگی مشترکمان بوده و هست….. ولی افسوس. در این مورد حتی یک قدم مثبت که توفیقی به حساب آید و امیدی برای ادامه کار و کوشش ما شود دیده نشد.

بدون تردید دفع توطئه های مداوم رژیم و ضربات پی درپی سیاست مماشات توسط «ارباب بی مروت دنیا», همچنان که گرفتاریهای چهارساله اخیر ناشی از وضعیت بحرانی ساکنان اشرف و بعد هم ”لیبرتی”, خواهی نخواهی بخش اعظم انرژی مسئولان و به ویژه وقت خانم رجوی را به خود اختصاص داده اند. ما هم پیوسته به همین دلیل دندان به جگر گذاشته و صبر پیشه می کردیم بدون این که مأیوس شویم. اما آشکارا تعارضی هم وجود داشته است: مسئولان شورا طرح جبهه همبستگی ملی را منتفی اعلام نکرده اند, گاه حتی خود آقای رجوی به آن توجه می دهند, اما عمل و اقدام مشخص؟ در واقع نه تنها به پرسشهای مربوط به جنبه های تبلیغی و رویکردهای لازم عملی روی خوش نشان نداده اند, برعکس, ….حتی حاضر نشده اند بین نام و شکل/ محتوای سایت «همبستگی ملی» دستکم تناسبی منطقی برقرار کنند. همین تعارض دیرینه در مورد عنوان «سیمای آزادی – تلویزیون ملی ایران» نیز سئوالی بی جواب مانده است! …..

اینها نمونه هایی از انبوه مشکلات سالهای اخیرمان بوده اند…. در ماههای اخیر که انواع معضلات جدید به دشواریهای پیشین افزوده شده است:

-افشای مسائل شخصی و تعرض غیرقابل دفاع و علنی چند ماه پیش به موضوعی که درحوزه حقوق بشر افراد قرار دارد.

-پیامهای (نصیحت و انذار !) آقای رجوی خطاب به سران غالب و مغلوب رژیم ولایت فقیه!

-مداخله دادن مکرر و بی وجه کمیسیونها و دبیرخانه شورای ملی مقاومت در مسائل , و بعضاً مشاجراتی , که آشکارا به ایدئولوژی و تشکیلات و …. سازمان مجاهدین خلق مربوط بوده اند….

ما نمی توانیم با این کارها و رویکردها موافق باشیم. می رویم , چون دیگر نارضایتی و ندای اعتراضِ شأن و وجدانمان بر سکوت و صبرمان چیره شده. نمی توانیم در پیشگاه ملت ایران و افکار عمومی و تاریخ / به عبارت دیگر نزد وجدان خویش پاسخگوی سیاستها, رویکردها, کنش و واکنشهایی باشیم که در بحث, تصمیم و اجرای آنها مشارکتی نداشته‌ایم.

در پایان بر نکات زیر تآکید داریم:

-ما درحدّ توان خویش از حق حیات و آزادیهای اساسی هموطنانمان در خانه خود ساخته شان اشرف و همچنین ”لیبرتی” (که آشکارا در بازداشت غیرقانونی و بی سلاح درمعرض کشتار قراردارند) قاطعانه دفاع می‌کنیم.

-همچنان خواستار و کوشنده راه سرنگونی تمامیت رژیم و برچیدن بساط جبارّیت حاکم بر ایران هستیم. و برای ایجاد شرایطی که اعمال اراده ی آزاد ملت ایران را هموار سازد تا آخر ایستاده‌ایم .

-در برابر خاطره شکوهمند دهها هزار جانباختة راه آزادی و رنج و شکنج همه زندانیان سیاسی سر تعظیم فرود می‌آوریم و در پیشگاه ملت ایران با آنان تجدید عهد می‌کنیم.

در این جا از خانم رجوی و دبیرخانه شورا محترمانه خداحافظی می‌کنیم. از دور روی دیگر همراهان دیرینه را می‌بوسیم و با مهر و دوستی بدرود می‌گوئیم.

زنده باد آزادی نابود باد رژیم ولایت مطلقه فقیه برقرار باد جمهوری ایرانی

(بر پایه دموکراسی پارلمانی, لائیسیته و حقوق بشر)

محمد رضا روحانی

کریم قصیم

http://pezhvakeiran.com/maghaleh-52475.html