سه شنبه, 21 آذر 1396

آخرین بروز رسانی: 09:23:43 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: اخبار نامه ها رجوی، رهبر مجاهدین خلق مامور بر هم زدن خشونت آمیز مذاکرات ژنو شد (نامه سرگشاده به کاترین اشتون)

رجوی، رهبر مجاهدین خلق مامور بر هم زدن خشونت آمیز مذاکرات ژنو شد (نامه سرگشاده به کاترین اشتون)

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF
maseod khdabande

 … شما بخاطر دارید که مجاهدین خلق از طریق واسط استخدامی شان در پارلمان اروپا، آلجو ویدال کوادراس، شما را هدف قرار دادند تا قربانی “تایید گفتاری غلط و دروغ” شوید. بخاطر دارید نامه ای را که در جواب وی در تاریخ ۱۹ سپتامبر با کمال اعتماد و خلوص نیت نوشته بودید. و بخاطر داریم که این دسیسه و کلاهبرداری ویدال کوادراس …

مسعود خدابنده، ایرانیان دات کام،

لینک به منبع

لینک به متن اصلی (انگلیسی)

رجوی، رهبر مجاهدین خلق مامور بر هم زدن خشونت آمیز مذاکرات ژنو شد (نامه سرگشاده به کاترین اشتون)

خانم اشتون عزیز،

ایران اینترلینک فعالیت ها، رفتار و اهداف ایدئولوژیک و استراتژیک سازمان مجاهدین خلق را تحت نظر دارد. اخباری که اخیرا از این گروه بدست ما رسیده است من را بر آن داشت تا بصورتی رک و صریح به شما در این مورد هشدار بدهیم. شما بیشتر از هر فرد دیگری مطلع هستند که به موازات امیدهایی که برای حل مشکل قدیمی اتمی بین ایالات متحده امریکا و دوستانش با ایران بوجود آمده است، دوائر مختلفی از جمله در اسرائیل، عربستان سعودی و در میان اعضای کنگره امریکا بشدت سعی می کنند تا جلوی هر گونه توافق یا صحبت و نزدیکی احتمالی را بگیرند. در این میان مشخصا اسرائیل و فعالیت های سیاسی این دولت را شاهد بودیم که بنظر میرسد نتوانسته است چندان هم به اهداف خود نزدیک شود. ما معتقدیم که با شکست این فعالیت های سیاسی، در آینده نزدیک شاهد چهره زشت تر اسرائیل از طریق استفاده مستقیم از تروریسم فرقه رجوی یا سازمان مجاهدین خلق خواهیم بود.

اخبار واصله از درون سازمان مجاهدین خلق و پایگاه اصلی آن در پاریس حاکی از آن است که ملاقاتها و نشست های فشرده ای بین سران سازمان با مامور امنیتی اسرائیل و رابط آنها برقرار بوده و در این رابطه مفصلا بحث و گفتگو شده است. اگر چه این پروژه ای نهایتا اسرائیلی است ولی خود مجاهدین خلق هم تمامی امکانات و احتمالات را در نظر گرفته و همه راهکار ها را روی میز گذاشته اند. راهکارهایی همچون قتل اعضای خودشان در عراق یا کشورهای اروپایی از طریق خودسوزی و یا وابسته کردن مرگ هایی به عواملی همچون اعتصاب غذا و یا قتل و ترور در عراق یا اروپا و نسبت دادن آن به به دیگران (مثلا دولت عراق یا گروه های ایرانی آپوزیسیون یا دولتی ایران) و غیره.

در این مرحله مشخص نقش و ماموریت سازمان مجاهدین خلق با توجه به توانایی ها و سابقه ای که دارد از بین بردن اعتماد احتمالی از طریق تولید و ارائه “شواهدی” و “دلایلی” ساختگی است تا بتواند خشونتی را که بوجود می آورد به ایران نسبت بدهد. البته پشتیبانی مالی و تدارکاتی و تبلیغاتی که وجود دارد تضمین کننده اصلی “اثبات” این ادعا خواهد بود.

برای این که شکی در مورد جدیت و واقعی بودن این تهدید وجود نداشته باشد اجازه میخواهم برخی از وقایع چند هفته گذشته را یاد آوری کنم تا نشان بدهم که چگونه این چنین سناریویی به چه سادگی می توانند از کنترل خارج شود. پس از وقایع اول سپتامبر گذشته در عراق، مجاهدین خلق از طریق کانالهای مطبوعاتی و تبلیغاتی خریداری شده و از طرف دیگر بخاطر سادگی برخی منابع سیاسی و مطبوعاتی و با استخدام لابی ها و تکرار و تکرار سعی نمودند تا دو مطلب را بعنوان واقعیت به خورد ما بدهند.

یکم: نیروهای امنیتی عراق به کمپ اشرف حمله کرده و پنجاه و دو نفر را کشته اند.

دوم: سپاه پاسداران ایران هفت تن از اعضای این سازمان را در این کمپ دستگیر کرده و سپس تحویل دفتر نخست وزیر عراق آقای مالکی داده است که وی نیز اینها را مخفی کرده و در حال شکنجه آنهاست و هنوز هم آنها را در اختیار دارد و شکنجه می کند.

هیچ یک از این دو اتهام پایه ای در واقعیت ندارند و دولت عراق به کرات این مطالب را بعنوان تبلیغات مجاهدین خلق رد کرده است. البته شایعه ای که میگوید این یک درگیری داخلی خود مجاهدین خلق بوده اکنون بیشتر از قبل قوت گرفته است. هیچ آژانس مستقلی نظیر دفتر سازمان ملل در بغداد و یا نمایندگان سفارت امریکا در این کشور که با سازمان مجاهدین خلق سر و کار دارند هیچ گونه مدرک، دلیل و یا علتی را در حمایت از ادعای مجاهدین خلق عنوان نکرده اند تا پایه ای باشد برای تحقیق بیشتر در مورد اتهاماتی که وارد می کنند ولی شاهدیم که تحقیقات از طرف همه منابع مسئول و جدی در مورد این مسئله ادامه دارد تا حقیقت امر مشخص گردد.

به همه این احوال شما بخاطر دارید که مجاهدین خلق از طریق واسط استخدامی شان در پارلمان اروپا، آلجو ویدال کوادراس، شما را هدف قرار دادند تا قربانی “تایید گفتاری غلط و دروغ” شوید. بخاطر دارید نامه ای را که در جواب وی در تاریخ ۱۹ سپتامبر با کمال اعتماد و خلوص نیت نوشته بودید. و بخاطر داریم که این دسیسه و کلاهبرداری ویدال کوادراس و مجاهدین خلق دقیقا برای زمانی تنظیم شده بود که شما در نیویورک در حال ملاقات با آقای هوشیار زیباری وزیر خارجه عراق بودید. شکی نیست که این حرکت مجاهدین و کوادراس صرفا در جهت بوجود آورد جو عدم اعتماد بین اتحادیه اروپا و عراق برنامه ریزی و اجرا شد.

دیروز هم در تاریخ دهم اکتبر با سوء استفاده و تحریف ابراز نظر شما در آن نامه توسط همین افراد، پارلمان اروپا قطعنامه ای را تصویب کرد که در آن آمده:

“پارلمان اروپا حمله نیروهای دولت عراق به کمپ اشرف در اول سپتامبر ۲۰۱۳ را که بنا بر اطلاعیه خانم کاترین اشتون منجر به کشتار ۵۲ تن پناهنده و دزدیدن هفت تن از ساکنین شامل شش زن شده است را بشدت محکوم کرده و خواستار آزادی بدون قید و شرط گروگانهایی است که گفته می شود در بغداد نگهداری می شوند”.

استراون استیونسون، رئیس هیات عراق پارلمان اروپا و یکی از مستخدمین و لابی های قدیمی سازمان مجاهدین خلق بسرعت با حضور در مطبوعات و با ابراز رضایت از مخدوش شدن احتمالی رابط اتحادیه اروپا و عراق ابراز خوشنودی کرد. از نظر جنابعالی چه برداشت و تعبیری از این مسئله می توان داشت به غیر از وجود فساد شدید در روابط داخلی و سیستم های موجود پارلمانی در پارلمان اروپا؟ و برنده و بازنده این فساد کیست؟

ولی از مسئله تبلیغات و استفاده ها و سوء استفاده ها که بگذریم تهدید اصلی نه از این طریق که از طریق مزدوران مجاهدین خلق و تروریستهای فرقه رجوی است که متاسفانه امروزه بعنوان یک وسیله از طریق منابع اسرائیلی بکار گرفته می شوند. نقش و ماموریت این مزدوران امروز بر هم زدن پروسه دیپلماسی بین غرب با ایران به هر قیمت و به هر شکلی است. البته با شناختی مختصر از مجاهدین خلق می توان به محدودیت جدی توانایی های این سازمان پی برد. محدودیت هایی که تنها راه باقی مانده برایشان دست زدن به خشونت در خیابانهای ژنو و یا ترور و یا خودسوزی و یا قتل تحت لوای اعتصاب غذا را باقی می گذارد.

البته در عراق وضعیت فرق می کند همانطور که فاجعه اول سپتامبر این وضعیت را بخوبی به نمایش گذاشت. تاریخچه این سازمان نشان داده است که سران مجاهدین خلق در مورد استفاده از نفرات و اعضای خود بعنوان موجوداتی یکبار مصرف دست بسیار بازی دارند. متاسفانه معدود هواداران ایرانی باقی مانده برای مجاهدین در کشورهای غربی هم آنچنان تحت تاثیر مغزشویی های طولانی مدت قرار گرفته اند که نمی توانند ببینند که مثلا لابی های رجوی بخاطر پول لابی می کنند و دلشان نه به حال این سازمان سوخته و نه به حال آینده نفرات آن. این معدود اعضا و هواداران واقعا معتقد هستند که مجاهدین خلق یک نیروی آپوزیسیون است و از طرف دوائر سیاسی و نظامی امریکا حمایت می شود.

مستخدمین ولابی های سازمان در نوشته های خود و انعکاسات مطبوعاتی شان از سازمان ملل میخواهند که کلاه آبی ها را برای حفاظت از کمپ لیبرتی اعزام کند ولی طبعا این تبلیغات مطبوعاتی هدف نهایی مجاهدین خلق نیست. تاکتیک های مجاهدین برعکس این تبلیغات مطبوعاتی بشدت به خون بیشتر و بیشتر نیاز دارد. بدون خون بیشترادامه مظلوم نمایی ممکن نخواهد بود. ماحصل و موفقیت مجاهدین خلق در اجرای این برنامه در عراق و یا در اروپا هر میزان که باشد طبعا تاثیر مستقیم بر پروسه مذاکرات شما خواهد داشت و البته فراموش نمی کنیم که زندگی تک تک ساکنین کمپ لیبرتی هم امروز تحت تهدید جدی است چرا که رهبران مجاهدین خلق بشدت به ریختن خون آنها نیازمندند.

حفاظت و امنیت ملاقات ها و مذاکراتی که در ژنو برگزار می گردد طبعا از وظایف شما و یا ایران نبوده و نیست ولی بوجود آوردن و دست یازیدن به خشونت تاثیراتی غیر قابل جبران برای همه طرفهای درگیر خواهد داشت. مهم است تا دیر نشده سازمان مجاهدین خلق در جای خودش نشانده شود. این سازمان هیچ جایی در مسائل سیاسی نداشته و نباید داشته باشد. سازمان مجاهدین مدتها است که صرفا یک وسیله اجرای است. سازمانی که “وسیله” بودنش در دست “ولینعمتانی که خرجش را میدهند” تایید شده باشد دیگر ارزشی نمی تواند داشته باشد. سازمان مجاهدین خلق مدتها است که دیگر موجودی مستقل نیست و ما باید با دقت در تحرکات صاحبان این گروه و کسانی که اهداف را برای آنها مشخص می کنند به مقابله با آن رفته و واکنش نشان دهیم.

دقت در تحرکات اخیر مجاهدین خلق و اطلاعات واصله همه بیانگر این نکته است که مجاهدین خلق برای بر هم زدن روند دیپلماسی و مذاکره در ژنو به خشونت دست خواهند زد تا بتوانند طبق دستور دریافتی جوی مورد نیاز ولینعمتان سازمان یعنی جو عدم اعتماد را مجددا حاکم کنند.