سه شنبه, 21 آذر 1396

آخرین بروز رسانی: 09:23:43 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: مجاهدین حذف فیزیکی

حذف فیزیکی

مرگ های مشکوک درون سازمانی مجاهدین خلق ایران ( کامران بیاتی )

 کامران بیاتی میگفت من از تیر دشمن نمیمیرم اگر دوست مرا نکشد ..... میدانی فرق دوست و دشنمن چیه ؟تو جنگ اگه بدون فشنگ بمانی و یا دست بالا کنی یا بگی نیستم دشمن دیگه تو رو نمیکشه اما اینجا تا تو رو نکشند دست بردار نیستند, همینکه بگم نیستم دیگه بامرده هیچ فرقی ندارم.....

مارینا سراج، چگونه در سازمان مجاهدین از پای درآمد

تابستان 1365 بود که تازه قرار گاه اشرف راه انداری شده بود دو جوان به همراه یک پسر بچه در بخش ارکان یا همان پشتیبانی اشرف دیدم مارینا سراج و همسرش موسی. موسی فردی آرام وساکتی بود ، اما همسرش مارینا زبان دار و خیلی سرحال و خوش برخورد خوش مشرب خیلی زود با همه دوست می شد از انجائی که قلبی پاکی داشت خانمی با الایش و شیله پیله بود. در قسمت آشپزخانه کار می کرد تا در سال 1371 به یکان های مستقل زنان انتقال داده شد در طی ان سالیان بار ها شاهد ان بودم که به خاطر تنظیم رابطه وسیعی که داشت و با همه دوست بود تخت برخورد قرار می گرفت و حرف تشکیلات با وی این بود که نباید با مردان این قدر راحت باشی اما وی این چیز ها را قبول نداشت و می گفت این چیز های که اینجا می گوید متناقض با اصول خوتان است به مردم یک چیز می گویند در عمل یک چیز پیاده می کنید

مرگ های مشکوک درون سازمانی مجاهدین خلق ایران زنده یاد معصومه عیبی پور

زنده یاد معصومه غیبی پور، خیلی با شهامت بود و جلوشان در نشست ایستاد و می گفت قبول ندارم این تحمیل است بحث رهبری عقیدتی. نشستهای انقلاب بود و با ما مرتب دعوا بود و معصومه را به دلیل اینکه بند ب گیر کرده تحت فشارگذاشته بودند و میگفتند که ما دیگر نباید و نمی توانیم که بریده بطور خاص زن داشته باشیم….به زمزمه خائن خائن و یکی از همان زنانی که حسابی تحت تأثیر جلسه نشست و جمع و مریم رجوی قرار گرفته بود فریاد زد اگر بخواهی به مسعود خیانت کنی خودم خفه ات می کنم …

مرگ های مشکوک درون سازمانی مجاهدین خلق ایرا ن زنده یاد کریم پدرام

 صدای دو گلوله در اشرف پیچیده بود و سقف خودرو خونی بود گفتند خودرو در دست انداز افتاده و سلاح شلیک شده گفتند سلاح جلوی پا بوده و شلیک شده ولی سئوالات بچه ها زیاد بود . کدام شلیک خودبخودی دو تا گلوله شلیک میکند .ماشین که هنوز راه نیفتاده کدام دست انداز ؟ چرا لوله سلاح داخل دهان بوده و روز بعد حسین زندگی که رفت خودرو را نگاه کرد و سلاح را جلوی پایش گذاشت گفت اگر سلاح جلو پا باشد چرا تیر به سقف خودرو خورده....

مرگ های مشکوک درون سازمانی مجاهدین خلق ایران

زنده یاد محمد نوروزی می گفت:  در سال 1364 با فریب تخت عنوان انقلاب ایدئولوژی میخ کار خودش را کوبید.  بعد از پنج سال حالا زیر آب حرف های خودش را هم می زند.  این مردک آن موقع می گفت این کار او در هیچ زمان و درهیچ شرایطی قابل الگو برداری نیست برای یک بار در سازمان اتفاق افتاده آن هم بخاطر انقلاب و مردم و خون شهدا بوده است 

قتل های درونی فرقه رجوی – خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبان درونی فرقه رجوی،

 … من علی رضا نقاش زاده هستم. از وقتی که به یاد می آورم بیشتر عمر خودم را در این فرقه بی رحم گذرانده ام. در طی سالها زندگی در کمپ اشرف شاهد و گواه مسایل زیادی دردرون سازمان بودم. این است که امروز می توانم بسیاری از اتفاقات و مرگ های ناگهانی را که در داخل قرارگاه اشرف افتاده است، مانند قطعات یک مینیاتور کنار هم قرار بدهم. اتفاق اخیر و از دست رفتن …

مرگ های مشکوک درون سازمانی مجاهدین خلق ایران

 مجتبی میر میران ( م بارون ) پس از ده سال فعالیت سیاسی در تهران ، جنگل های شمال ایران ، در ترکیه،در فرانسه و عراق خودکشی کرده بود. او مدت دو سال در آرشیو نشریه مجاهد کار می کرد.و پس ازآن وتا همین یک هفته پیش از خود کشی، به عنوان گوینده صدای مجاهد و نیز تنظیم کننده بخشی از اخبار و گزارشات خارجی سیمای مقاومت ( تلویزون مجاهدین) کار می کرد.

مرگ های مشکوک درون سازمانی مجاهدین خلق ایران

مجتبی میر میران ( م بارون ) پس از ده سال فعالیت سیاسی در تهران ، جنگل های شمال ایران ، در ترکیه،در فرانسه و عراق خودکشی کرده بود. او مدت دو سال در آرشیو نشریه مجاهد کار می کرد.و پس ازآن وتا همین یک هفته پیش از خود کشی، به عنوان گوینده صدای مجاهد و نیز تنظیم کننده بخشی از اخبار و گزارشات خارجی سیمای مقاومت ( تلویزون مجاهدین) کار می کرد.

مرگ های مشکوک درون سازمانی مجاهدین خلق ایران

در این پروژه که خلاصه ای ازآن در برنامه تلویزونی مردم تی وی پخش می شود در نظر داریم، تمامی قتل های که درون سازمان مجاهدین خلق ایران ( فرقه رجوی) اعم : خود سوزی ها ، خودکشی ها، خودزنی ها، حذف های فیزیکی. در طی سالیان سال اتفاق افتاده را تا جائی که در امکانات اجازه می دهد تحقیق کنیم و به اطلاع هموطنان عزیز برسانیم .

قتل جواد سعیدی ( اولین قتل درونی سازمان مجاهدین خلق ایران)

 

Karami 3 Mohammad....بعد از حضور رضا رضایی در مرکزیت سازمان، بحث حذف و ترور اعضای ناراضی در دستور کار قرار گرفت ، نخستین قتل و یا تصفیه فیزیکی در سازمان مربوط است به ترور فردی به نام محمد جواد سعیدی…البته در طول رهبری محمد حنیف نژاد و قبل از اعدام وی توسط رژیم شاه امکان قتل اعضای منتقد و ناراضی، وجود نداشت، زیرا که هنوز ویژگی های انسانی و اخلاقی تحت تاثیر » قدرت طلبی » قرار نگرفته بودند.*( به این ترتیب سازمانی که حنیف‌نژاد بنیاد گذاشت و بارها درباره آن گفت «در ورودی سازمان تنگ و در خروجی آن باز و گشاد است»،

مرگ های مشکوک درون سازمانی مجاهدین خلق ایران

 

.....در فرصتی کوتاه چنان در سؤظن خود فرو می افتد که در باور خود حمید ( مرتضی هودشتیان ) را فرستاده ساواک و عنصر نفوذی رژیم می شناسد و برای اعتراف گرفتن از حمید، او را تحت فشار می گذارد و حتی به شکنجه نیز مبادرت می کند و در این کار از محمد یقینی۱ هم کمک می گیرد. عصر یک روز پاییزی، خبر غم انگیز مرگ حمید، در لبنان به گوشم رسید. کشته شدن او زیر شکنجه، آن هم توسط اعضای تشکیلات، فاجعه ای دردناک بود......

خانم مینو فتحعلی قربانی تشکیلات رجوی بود اما سازمان مجاهدین برای فرار از پاسخ گوئی وی را شهید جنگ آمریکا و عراق اعلام کرد

....یکبار خطاب به مریم رجوی گفت که من نمی خواهم، متنفرم، چکار کنم، من شکنجه می شوم چون احساساتی در من بیدار می شود که نمی توانم از پس خودم بر بیایم و مریم رجوی می گفت که می خواهیم همان احساسات بیدار شود.....

 

راهی بی بازگشت الان محمدی قربانی دیگری

nasren abrahimi

خانواده یعنی پدر و مادر و .. خود را طلاق بدهد و هم شوهر و یا زن خود را حتی اگر کسی هم شوهر نداشت می بایست در ذهن خود این را طلاق می داد و تا آخر عمر نمی بایست به مرد فکر کرد

مارینا سراج، چگونه در سازمان مجاهدین از پای درآمد

 یک روز در جلسه مسعود رجوی در سال 89 که برای لایه دوم شورای رهبری گذاشته بود ومن هم حضور داشتم، رجوی روی تابلو نوشت “بحث اینست ناموس یا بی ناموس” یعنی رابطه ما با شما اینست یا ناموس من هستید در غیر این صورت بی ناموس هستید

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم خاطرات همرزم محمد نوروزی

 

با محمد خداحافظی کردم گرم ؛ هم صورتش از تب گرم بود و هم از محبت , گفت اگه ندیدیم حلال کن ! گفتم این حرفها چیه اینقدر باز منو ببینی که قیافه ام برات تکراری بشه . و باز به شوخی گفتم ما که زن و شوهر نیستیم که بگن همدیگر را طلاق بدین و رفتم

مازنده به آنیم که آرام نگیریم زنده یاد آلان محمدی

alt

با ادای احترام به تمامی آن دوستان و عزیزان که هرگونه شرایط سخت را به جان خریدن و خون خود را در این راه دادند، اما در مقابل دیکتاتوری رجوی سر تسلیم فرود نیاوردند . باشد تا خلق قهرمان ایران بداند که بودند فرزندانی که در زیر سخت ترین شکنجه ها ی سازمان مجاهدین خلق ایران ،

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم زنده یا محمد نوروزی

محمد میگفت ما آمدیم که بقیه مردم بتوانند در آرامش زندگی کنند ؛ کسی به زندان نیفتد که همسرش چشم به راه بماند , حالا خودمان باید بیخود و بی دلیل طلاق بدهیم که چی بشود ؟شیر آب باز بود و جوی باریکی آب از جلوی ما رد میشد و سکوت بود

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم زنده یاد فائزه اکبریان

پس از ناکام ماندن در به زانو درآوردن وی به آخرین حربه که تشکیل نشست های بزرگ برای خورد کردن فرد تشکیل می دهند اقدام کرده بودند . که از لایه …. به با لا تمام زنان را جمع می کنند و مادرش را هم به عمد به این نشست می اورند نام واقعی این نشست ها دادگاهی کردن فرد است

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم زنده یاد محمد علی ملک اندی

تهمت اخلاقی می زنند ، موضوعاتی مطرح می کنند وانمود می کنند که تو قاطی کرده ای ،دیوانه شده ای . در حالی که این طور نیست من فقط می خواهم بروم دنبال زندگی خودم

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم زنداه یاد سعید کیانی

تصمیم نهائی خود را گرفته بود خارج شدن از سازمان به هر قیمتی . از آن موقع به بعد تمامی مسئولیت های وی گرفته شده بود و تحت شدیدترین برخورد ها قرار گرفته بود . مسئولین بالای تشکیلات دائم برای وی نشست یا همان دادگاه های انقلابی با سس انقلاب ایدئولوژی مریم رجوی برگزار می کردند.

 

صفحه 1 از 2