چهارشنبه, 02 اسفند 1396

آخرین بروز رسانی: 08:11:08 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: اخبار مقالات

مقالات

عجوزه گان شب وزندان سازی (قسمت دوم )

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

علی شیزاد.....موقع ورود نفرات به محل نشست تمامی نفرات ریزوتمام بدنشون حتی جاهای ممنوعه چک وبازرسی میشدانفدردقیق وریزکه بعضی مواقع بازرسی هرنفرنزدیک ده دقیقه طول میکشید اولا مجازنبودی هرچیزی راببری اگه میبردی مصادره میشد فقط مجازبه بردن خودکار، دفتر، دارو،ودستمال بودی که انها هم چک میشدند ودارو راازت گرفته اسمت رامینوشتند وتحویل اکیپ پزشکی میدادند هروقت نیازداشتی ازاکیپ پزشکی یک عدد بهت میدادند انهم میبایست درحضورانها مصرف میکردی ...چک وبعد خود ووسایل ازددکتورعبورمیکردی که درون تمام وسایل دیده میشد...

وضعيت زنان در فرقه رجوی

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

...در خيابانهاي تيرانا كه قدم ميزنيد چون اين شهر زياد بزرگ نيست آدمها زياد با هم برخورد ميكنند ودر بين اينها كساني كه بيشتراز همه جلب توجه ميكنند زنان فرقه هستند آن هم به خاطر پوشش ويا وضعيت جسماني حال خود مريم قجر افتخار ميكند به طرز پوشش نفراتش وميگويد مردم تيرانا شما را ببينند از شما الگو برداري ميكنند ببخشيد كه اين مثال را ميزنم از خواهران گراميم اين زنان پوش آنها مانند زنان داعشي است...

به شما هم میشه گفت قمارباز!!!!

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

....این رو کسی داره میگه که 22 سال از بهترین سالهای عمرم رو به پای فقط حرف اونم یک سری حرف های تبلیغاتی و دهن پرکن رجوی رو خورده ولی بلاخره چشمام باز شد از اون جهنم زدم بیرون ولی واقعا به عنوان پیشنهاد برین افشاگری علامه الحسینی رو ببینید .چطوری سران سازمان حتی به جان بیمار سرطانی مثل مهدی فتحی هم رحم نمی کنند ....

مصاحبه اقای منوچهر عبدی با تلویزون مردم تی وی قسمت اول

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

.منوچهر عبدی...من خودم با توئیتر و تلگرام دراین زمینه فعال بودم با داخل ایران تماس و ارتباط برقرار می کردیم با اقشار مختلف برای نیرو گیری ارتباط داشتیم و کاری که مسئولین فرقه می گفتند را انجام میدادیم عرض به حضور شما آقای سربی بعد از چند ماه که با هموطنان ارتباط داشتیم یکباره یک چیزی در ذهن ما فرو ریخت چون سالیان طولانی توی ذهن و فکر و ضمیرما القا کرده بود که این فرقه این سازمان یک حمایت اجتماعی خیلی قوی ،عمیق و گسترده ای در بین اقشار مختلف مردم ایران دارد ولی خیلی زود ما متوجه شدیم که اینها تماما شعر و شعاره چون ما خودمان مستقیما دست اندر کارش بودیم یکی از ترفندها و حقه بازیهای این فرقه شیاد این بود که ببیند در فضای مجازی تمام این اکانتها و حسابهایی که در توئیتر و تلگرام داشتند همه آنها قلابی بود ...

وقاحت مریم رجوی و فشار بر جدا شدگان

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

...بعد از جابجای افراد از مفید و مقرات دیگر به زندانی به نام اشرف سه که کیلومترها از شهر دور است،و با ترفند اینکه کمیساریا فرقه را از آپارتمانهای مفید بیرون کرده ،بتواند هم افرادی که ناراضی از جابجایی هستند را ساکت کند و بگوید که ما نمیخواستیم از مفید برویم و فشار کمیساریا باعث شده ما جابجا بشیم و به این صورت دهن افراد را ببندد ،و از این فرصت طلایی برای زندانی کردن افراد استفاده بکند ...

عجوزه گان شب وزندان سازی ( قسمت اول )

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

علی شیزاد.....یکی که خودش قبلا زندانی درایران بود گفت شبیه اتاقهای انفرادی زندان است ! بنده خشکم زد گفتم یعنی دارند زندان میسازند گفت فکرکنم گفتم قبول ندارم ببینی برای چیست هرگزدردرون سازمان چیزی بنام زندان نبوده ونخواهد بود ....تا اینکه بعد مدتی یک دفعه دیدم نفرات یکی یکی وچند تا چند تا به اسم ماموریت گم میشوند ! شک مرابرداشت که این چه ماموریتیست که ازهمه لایه ها وهرروزه واینقدرزیاد میروند . اگه ماموریت است چرا وسایل شخصی راباخود نمیبرند وچراهرچه ادم متناقض ومسئله داربه ماموریت فرستاده میشوند ؟...

ارزش افراد در سازمان مجاهدین با سابقه های حداقل 15 سال

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

بهمن اعظمی....چرا ما كه سالها در سازمان بوديم وسني هم گذشته به ما ماهيانه 8دلار ميدادند؟حقوق ماهانه کارگر ساده در همین البانی که یک کشور فقیر است ماهانه 250 دلار است . اگر سابقه بیش از 10 سال هم داشته باشد در محلی که کار می کند بالای 300 دلار است . در صورتي كه 8دلار براي خريدن 3 بستي هم كافي نبود حتي اكثر مواقع از ماه هم 7 روزي ميگذشت ولي همين پول را هم واريز نميكردند . ووقتي كه سوال ميكرديم چرا اين پول را واريز نميكنيد اين همه روز از ماه گذشتهاست ؟ خيلي جالب ميگفتند كه الان سازمان دستش خالي است ! وپولي ندارد كه به حساب شما بريزد !!؟؟ اين سوال همه افراد بود كه اگر پول ندارد اين همه وسائل وماشين را سازمان براي چه ميخرد ؟ يا اينكه اين همه مهمان با هزينه سازمان از كشورهاي مختلف ميايند؟ یا مسولین بخصوص زنان فرمانده می روند درفروشگاه های شیک و گران خرید های انچنانی میکنند، که ما ها فقط پشت ویترین می توانستیم ان وسائل را نگاه کنیم ....

ایا صداقت و اعتماد سر درب ورودی سازمان مجاهدین است !!؟؟

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

سعدالله سیفی...من با اين موضوع تقابل داشتم وميگفتم كه اين يك حرف خود ساخته رجوي است كه از همان لحظه پشيمان شده بودم ولي راه برگشتي نداشتم . ميدانستم كه اين صداقت ، فدا ، اعتماد وكلمه خود ساخته رجوي براي پيشبرد اميال كثيف خودش است . براي چي اين را گفتم ؟ براي اينكه رجوي ودستگاه او هر كاري را كرد بايد بدون شكاف آن راپذيرفت وحرفي نداشت. چون سر لوحه ان فدا و صداقت است !! ..براي من عجيب بودكه مگر مشكل داريم كه با ما اينطور رفتار و برخورد میکنند و تحقیر وتوهین و هزارو یک ضابطه و... گذاشته بودند . از طرفی ما حتی اجازه نداشتیم با آدمهاي بيروني ارتباطي داشته باشيم . اما این زنان هیچ محدودیتی نداشتند . از ان سو درون مناسبات با ما انطور برخورد می کردند . در بیرون طوری دیگرعمل می کنند ....

درون فرقه رجوی چه می گذرد

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

..... حتی مریم قجر عضدانلو بعضی از استانداران را با محل خدمتشان را مشخص کرده است. این اشرف سوم محاسن خیلی زیادی دارد .که به چند مورد مهم ا ن اشاره می کنم . از انجائی که نفرات توی اپارتمان زندگی جمعی می کنند اتومات باهم چفت هستند .... ، از سوئی هم به فکر منافع مالی سازمان یعنی اقتصادی فکر می شود دیگر نیاز نیست که از ان کامپوتر های 50 سال قبل خریده شود که مانور های مانیتوری انجام شود . بلکه نفرات به صورت تئوریک با داستان وار اموزش های زرهی را به یک دیگر انتقال می دهند وبخصوص اموزش های تاکتیک را که همه خوب هم بحث را می گیرند .درست است که سازمان الان با خاک ایران هزاران کیلومتر فاصله دارد . مریم رجوی تضاد این فاصله زمانی خیلی ساده حل کرده است و دیگر نیاز به ایفا و ... نیست برای تردد این همه راه. از انجائی که مریم رجوی به فکر سلامتی نفرات است ....

من و بهمن و سعدالله، کردستان و دیالی و تیرانا (قسمت دوم)

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF


عادل اعظمی، … نزدیک غروب به سمت پایین به راه افتادیم. آن شب هم باز صحبت بود و خاطره و یاد. گاهی خانواده ها زنگ می زدند و احوال پرسی می کردند و از این که می دیدم حمایت می شوند و فراموش نشده اند احساس خوبی داشتم. بهمن خیلی از کسان نزدیکش را روزهای اول نمی توانست به خاطر بیاورد و همه عوض شده بودند … 

من و بهمن و سعدالله، کردستان و دیالی و تیرانا (قسمت اول)ا

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

عادل اعظمییکباره دو نفر را دیدم که از دور می آیند. راه رفتن بهمن را میشناختم و آنها هم مرا دیدند. به سمت هم دویدیم و همدیگر را در آغوش گرفتیم و بوسیدیم و بوسیدیم … سرها، دستها، گونه ها … بعد از سالها گویی دوباره همدیگر را پیدا کرده ایم. هر چند سیزده سالی است که من جدا شده ام ولی در واقع نزدیک به بیست و شش سال هست که ما همدیگر را ندیده ایم. از روزی که وارد اشرف شدیم ما دیگر با هم نبودیم و همیدگر را گم کردیم. در سازمان آدمها همدیگر را تماشا می کنند ولی نمی بینند. عاطفه ها و رابطه ها کشته شده اند. با بهمن کمی بیشتر بودم ولی سعدالله را در اشرف سال به سال هم نمیدیدم و اگر هم در مراسمی می دیدم با هم خیلی غریبه و بیگانه بودیم.

گوشه ای دیگر از آنچه بر من در تشکیلات رجوی گذشت (2)

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF


علی رضا حسینی… ما که خودمان مرز نشین هستیم و آنجا مردم توانایی دیدن تلویزیون این فرقه را از قدیم داشتند می دانیم و می دیدیم که حتی در آنجاها هم این فرقه هیچ جایی در بین مردم ندارد زیرا همکاری این فرقه با سازمان اطلاعات و امنیت عراق بیشتر از همه به ما مرزنشینان ضرر و زیان رسانده وانبوهی از همشهریان من یا مستقیم توسط این فرقه کشته شدند و یا اسیر شده و به اطلاعات صدام حسین فروخته شدنخلاصه من قبول نکردم کسی ار خانواده ام را به اشرف بیاورم. به مسئولین فرقه گفتم ما کردها آدمهای متعصبی هستیم نمیتوانم خواهرم را بیاورم اینجا برادرهایم هم نمی توانند بیایند چون یا کوچک هستند یا نان آور خانواده می باشند. سراین موضوعات مسئول تشکیلات بتول رجایی من را خیلی  اذیت کرد و مستمرا من را زیر تیغ می برد...

ساخت اردوگاه مرگ توسط مریم قجر داعشی و شرکاء در آلبانی!

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF


 …  نزدیک به ۲ سال پیش همزمان با خروج اعضاء فرقه رجوی و انتقال فله ای از عراق به آلبانی در رابطه با این خروج یک مطلب نوشتم و دقیقآ یادم هست نوشته بودم از چاله در امدند وبه چاه افتادند ....شاید این گفته من باز مثل ۲ سال پیش از طرف بعضی از دوستان مورد قبول واقع نشود اما از همین حالا به صراحت و با اطمینان می گویم مریم قجر داعشی در آلبانی اردوگاه مرگ برای اعضاء نگون بخت درست کرده و در صوریتکه هر یک از اعضاء به ان اردوگاه قدم بگذارد جز مرگ ناگهانی و یا تدریجی چیز دیگری در انتظارشان نیست ...

راهگشایی یا به کشتن دادن نیروها

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

علی شیزاداگه خونده باشید که اقای رجوی صدباردرنشستها درزمان جنگ وبعد ان میگفت مادرجمع بندی یک ساله سال 63 به این نتیجه رسیدیم که فرستادن نیروبداخل جهت عملیات اشتباه است چون یک پاسدارمیکشتیم وهفت مجاهد شهید میدادیم این درزمانی بود که اقای رجوی ونیروها درفرانسه بودند وقتی به عراق امده وانهمه عملیات واتش بس وهوشیارشدن رژیم وبستن مرزها یک به چند میشدیعنی دوباره برگشته بودیم به عقب ومیخواستیم کاراشتباه رادوباره تکرارکنیم...

از چاه به جهنم افتادن

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

نتیجه : جهنمی دیگه به اسم اشرف ، از چاه به جهنم افتادن

دقیقا این مصداق این جابجائی فرقه رجوی در البانی است.که این اسیران را دارند به گورستان دائمی می برند . انهم بدون اینکه به افراد بگویند بکجا می برند .... چون به تجربه فهمیدن که پاشون به اون جهنم برسه دیگه بیرون اومدن خبری نیست . برای همین سر ناسازگاری دارند . الان به نفرات کلک می زنند ، چهار تا پنج نفره سوار خودرو میکنند می برند . بهشون نمیگن که دقیقا محل کجاست ! فقط میگن بیرون تیرانا می رویم . واقعا دلم بحالشون میسوزه هیچ خیری از جوونی ندیدن مثل من و هزاران نفر دیگه....

فراخوان برای بسیج عمومی: فاجعه انسانی در آلبانی در راه است

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

112

هموطنان عزیز، خانواده های محترم
همانطور که اطلاع دارید فرقه رجوی در آلبانی در حال جابجا کردن نیروها به محلی دور افتاده و ایزوله و در جایی است که دسترسی به دنیای آزاد برای افراد به هیچ عنوان میسر نباشد. این محل با دیوارهای بلند به شدت محصور شده و همچون زندانی است که فرار از آن فوق العاده مشکل است.
فرقه رجوی به بهانه مشکلات ایمنی و امنیتی و همچنین مسائل مالی تلاش دارد تا افراد را با دادن وعده و وعید برای شرایط و امکانات بهتر به محل جدید ببرد و از آنان تعهد کتبی گرفته است که گویا خود آنان داوطلبانه مشتاق به رفتن به این زندان ابدی هستند.

مناسبات و تشکیلات فرقه رجوی وآنچه بر من گذشت

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

علی رضا حسینی

در بدو ورودم به مناسبات و تشکیلات فرقۀ رجوی هیچ چیز نمی دانستم ولی یک موضوع که در جلسات و آموزش های دوران پذیرش ذهنم را مشغول کرده بود بحثی بنام جامعۀ بی طبقه توحیدی بود. واقعا نمی دانستم این چه مدل جامعه ای هست و فرقه چطوری می تواند این را در ایران پیاده کند.!

خاطره فرار بهمن اعظمي از فرقه رجوی در البانی

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

بهمن اعظمی....يك روز كارم طوري بود كه بايد بالاي ديوار يكي از پايگاه هاي فرقه به نام رشيد كار ميكردم حين كار صدايي شنيدم صداي پسر بچه اي بود كه در خيابان بازي ميكرد ومن كه خيلي وقت بود كه اين لحظه ها را نديده بودم چون پانزده سال دراسارت بودم مشغول نگاه كردن بازي بچه ها بودم كه درخيابان روبرو بود واز بازي بچه ها لذت ميبردم كه حواسم نبود كه مسئول ما كه زني بود پشت سر من وايساده ومن را يواشكي نگاه ميكند ومن را زير نظر داشت يك لحظه ديدم صداي اين زن فرمانده بلند شد من كه بالاي ديوار بودم وارتفاع آن بالاي سه متر بود برگشت با دريدگي به من گفت حواست هست كه زناني كه از خيابان رد ميشوند ...

بمب ساعتی درالبانی

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

علی شیزاد.....واقعیت این است این همه بیابرویی را برای این بجان میخری که میدونی اگه جداشده ها به استقلال مالی برسند سیل بنیان کن جداشدگان نامرعی درونی بحرکت درخواهد امد وبنیانت را ازریشه خواهد کند بله جداشده ها بمب ساعتی هستند که هرلحظه احتمال انفجاراین بمب درالبانی میروداین راهم درنظربگیرکه هنوزراه خانواده الدنگ ووزارتی به البانی بازنشده اگه بازبشه نمیدونم چه اتفاقی خواهد افتاد به این میگویند پیروزی بزرگ مجاهدین که ازعراق به البانی پروازکردند .....

سیاست یک بام دو هوا

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

....سایت کثیف رجوی دیدم که از پناهندگان در کشورهای دیگر حمایت کرده ولی در کشور البانی دارد توی سر انها میزند تا هر چه زود تر از شر انها خلاص شود و دست به هر فریب و نیرنگری میزند از یکطرف اشک تمسا میریزد و از طرف دیگر با دولت البانی توافقی را امضا میکند که حتی نفرات کمیساریا البانی نیز خبر از ان ندارند که این چه کثافت کاری است ...

صفحه 5 از 92