جمعه, 26 آبان 1396

آخرین بروز رسانی: 08:50:22 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: دیدگاه ها

Travel

وقتی آقای استیونسون مجاهد خلق گاف می دهد؟!!

ظاهرا این رویه آنقدر عادی و مرسوم شده که برای خود این حامیان هم جاافتاده که همه می دانند این حمایت ها و نوشته ها و بیانیه های ادعایی اولا با سفارش نعل به نعل سازمان و بدتر از همه حتی با نثر و قلم و ادبیات سازمان منتشر می شود ...

 

با آقای علی ناظر و خوانندگان او

... اصرار رجوی و حامیان او بر منفعل و ساکت نمودن مخالفین و جداشدگان اش از این ضرورت ناشی می شود که می داند بقا و حیات او بسته به همین گیروبندها و تابوها است. آنچه رجوی را به زیرپاگذاشتن معیارهای اخلاقی می کشاند،

تقدیم نامه و مدارک به سفارت سوئد در هلند

....در ماه مارس 1991 با فرمان شخص مسعود رجوی ، مریم رجوی به عنوان رهبران سازمان مجاهدین فرمان کشتار مبارزین کرد که می خواستند به سمت بغداد حرکت کنند صادر شد.این کشتار و جنایت یکی از ننگین ترین ، شرم آورترین قسمت تاریخ حیات سازمان مجاهدین خلق است ...

افشای ماموران و مزدوران یک وظیفه ملی و میهنی برای هر ایرانی

مهرداد هرسينی از برکت چاپلوسی برای رجوی به عنصر بسيار مهم «بخش اطلاعات » سازمان در کلن تبديل شده که ناگهان از يک فرد دريافت کننده کمک های اجتماعی به يک فرد ثروتمند تبديل شده است.

تاملی بر واکنش آقای ناظر در اعتراض به ادعاهای بومدرا

....اما با روشن شدن این موضوع که ایشان از یونامی اخراج شده مسئله ابعاد تازه تری به خود گرفت؛ با این همه چیزی از اشتیاق مجاهدین برای استفاده های تبلیغاتی و سیاسی از نامبرده کم نکرد....

اطلاعیه سفارت آلمان در عراق و خشم بقایای رجوی

... وی افزوده است : «در همین رابطه من مایلم حمایت کامل دولت آلمان فدرال را از هیئت همیاری سازمان ملل در عراق (یونامی) که بر انتقال ساکنان از کمپ اشرف به کمپ لیبرتی نظارت کرده است، ابراز دارم.»...

گفتگوی دو چماقدار ونکته ها

http://farakhan.bplaced.net/index.php/2013-02-16-19-57-11/21-2013-02-18-19-21-39

 از صفحه کمپین فراخوان برای انتقال فوری ساکنان لیبرتی عراقی

گفتگوی دو چماقدار ونکته ها : یک چماقدار وجاسوس وولگرد ساوامای رجوی در فیس بوک :کسانی که خواهان " انتقال فوری ساکنان ( زندانیان ) لیبرتی به کشور ثالث " هستند، بهتر است روی بازگشت آنها به اشرف اصرار ورزند چرا که بی‌شک خمینی صفتان حاکم بر ایران و عراق، سازمان ملل و دیگر سازمانهای ذیربط انتقال آنان به " کشور ثالث " را بر بازگشت آنها به اشرف ترجیح می دهند. به دفعات نوشتم و باز هم تکرار می کنم که خودم با دور کردن آن افراد بی دفاع از خطر گرگهای خمینی صفت موافق هستم اما نمی خواهم که اشرف به دست

خمینی صفتان بیفتدAmrollah Ibrahimi,

بعد یک چماقدار وغداره بنددیگر بنام حسن حبیبی در جواب او مینویسد :

Hassan Habibi تکرار میکتم.هیچکس نمیگوید اشرف جای امنی است.هیچکس نمیگوید در عراق بای ماند.من میگویم در شرایط اضطراری فعلی اشرف به مراتب از لیبرتی امن تر است.و ما برای وادار کردن طرف ها به بیرون آوردن افراد از عراق نیاز به زمان داریم.آنها در مقابل خواست جدی ما مقاومت وکارشکنی میکنند.تا زمانی که موفق شویم افراد را ازعراق خارج کنیم ببایستی حتما آنها را به سرپناهی امن تر منتقل کنیم تا از بمباران و عملیات مستقیم رژیم در امان باشند

https://www.facebook.com/notes/amrollah-ibrahimi/%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AC%D9%84%D9%88%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA/530206110335500

assan Habibi مثل این است که شما در جبه جنگ در یک سنگر معمولی باشید یا در یک سنگر مجهز به دفاع ضد هوائی.مضاف براینکه در اشرف زیرساخت های دیگری مانند امداد و بیمارستان و امکان افشاگری فوری از طریق استودیوی تصویری اشرف نیز کار چتر حفاظتی بینالمللی را تسهیل میکند.در حمله به اشرف ظزف ده دقیقه اولین فیلم های حمله بر صفحه مهمترین رسانه ظاهر شد حال اینکه در حمله لیبرتی تا مدتها فقط یک دو گزارش صوتی و چند عکس بیرون آمد

دو نکته در گفتگوی این دو چماقدار رجوی هست : اولی اشاره داردکه هرگونه درخواست برای ماندن در لیبرتی و رفتن به خارج کشور کار رژیم است وتوطئه رژیم است : که مشخص میشود که یا رجوی هم رژیمی است که چون او هم زبانی میگوید که خواستار خروج این افراد به کشور ثالث است ویا رجوی دروغ میگوید  که این هم تقریبا واضح است .

نکته دوم این است که چماقدار دیگر حبیبی میگوید واعتراف میکند که اشرف امن نیست ولی میتوان تنها خبررسانی را سریع تر کرد یعنی نوشدارو پس از مرگ سهراب که البته اسمش  این است که بیشتر وبیشتر تبلیغات سریع و در نتیچه نه جلوگیری از فاجعه بلکه دستگاه تبلیغاتی بهتر وسریع تر برای بهره برداری رجوی از این خونها نه خروج سریع وفوری که این دکان را میبندد.

البته نکته آخر کار ساواک رجوی در شبکه های اجتماعی است که ولگردهای چماق کش خود را نه تنها برای  چماق کشی علیه هر کس که بگوید بالای چشم رهبر ابرویی است بکار میگیرند بلکه به جاسوسی علیه افراد در شبکه میپردازند به این گفته چماق کش ونفرا طلاعاتی وساواک وساواما ساخته رجوی توجه کنید تا مشخص شود که این ولگردان کارشان چماق کشی وجاسوسی است :

منبع همان لینک بالا :

همانطور که در جریان هستید، فعالیت ما شناسایی و افشای نفوذی‌های وزارت اطلاعات است. طبعاً آنها و اکثر کسانی که ریگی در کفش دارند، مرا اد نمی کنند و اگر هم اشتباهاً اد کردند، حذف و یا بلاک می کنند. اما اسمی که نوشتید، ( مارا ایرانی ) در لیست دوستان من بوده و بعدها مرا بلاک کرده است تا رد یابی نشود! پرسیدید که مارا ایرانی کیست. مارا ایرانی با آی دی مریم سیمرغ پا به فضای مجازی فیسبوک نهاد و هدفی جز تفرقه نداشت. با اینکه نام مریم سیمرغ که اشاره به خانم مریم رجوی است را بر خود نهاده بود که هوادار مجاهدین جلوه کند، به راحتی می شد فهمید که کینه عمیقی با آنها دارد. اول سعی کرد تا سرکار خانم دکتر زری اصفهانی را وادار به موضع گیری علیه مجاهدین کند، بعد زیرکانه پا به صفحه آقای اسماعیل وفا یغمایی گذاشت. بعد از مدتی یکّه‌تاز فیسبوک شد. دکتر زری اصفهانی در بهار 2011 جایی او را علی رازی و جایی هم حسن زبل ( بهزاد علیشاهی ) دانست. منهم در پیامی برای او نوشتم نه او نه علی رازی است و نه بهزاد علیشاهی، بلکه با اسم اصلی خود با شما دوست هست و با اسم اصلی خویش جور دیگر می نویسد. اما نگفتم که او کیست. در صفحه آقای اسماعیل وفا یغمایی کامنتی نوشتم و موجب شد که آی دی اش را دی اکتیو کند و بعد از مدتی با آی دی مریم سبزواری برگشت تا در یک بام دو هوا زهرش را بریزد. الان هم با آی دی مارا ایرانی ظاهر شده و مبلغ کمپینی است که پرداختن به آن جز آب به آسیاب رژیم جهل و جنایت حاکم بر ایران حاصلی ندا

 

"بحث ممنوع" ریشه‌یابی استبداد در اپوزیسیون ایرانی و امکانات برون رفت از آن

رفتار امروز گروه‌های اپوزیسیون خود گویای عملکرد این گروه‌ها در صورت تصاحب قدرت سیاسی در ایران می‌باشد. سانسور به اشکال مختلف، حتی تهدید و ارعاب مخالف که امروز به بخشی از سیاست اپوزیسیون خارج از کشور بدل گشته است،

درد دل دختری كه سالها پدرش را ندیده بود - قسمت آخر .

smbl kebtit....مادرم درباره تنظیم رابطه ام با بابایم برایم كلی توضیح داد كه این آقا بابای توست و بهتراست كه با او مهربانتر باشی و با پرخاشگری جواب صحبتهای محبت آمیز او را ندهی .

 

صفحه 10 از 14